جاى خالى انترناسيوناليسم و انديشهء چپ

پنجشنبه ، ۱ اسفند ۱۳۸۷؛ ۱۹ فوریه ۲۰۰۹

چاپ

در تكميل بحث تبعيد و تبعيديان در شمارهء ۱۰۰ آرش
(جاى خالى انترناسيوناليسم و انديشهء چپ)

نگارنده در شمارهء ۸۵ (اوت ـ سپتامبر ۲۰۰۳) به مناسبت دوازدهمين سال آرش تحت عنوان "دريچه اى كه نبايد بسته شود" نوشته بود: "آرش افت و خيزها، دردها و آرزوها، ترديدها و ناكامى ها و استقامت جامعهء تبعيدى چپ را در طيف وسيع و رنگين كمانى خود بازتاب داده و دريچه اى ست از ارتباط و ديالوگ كه به روى اين جامعهء تبعيدى و "اتميزه" گشوده شده است و اگر از آن نسيم بهارى و اميد و مبارزه و آگاهى و نقد بوزد يا بوى نفرت انگيز تسليم و ساده انديشى و انحراف به راست و ارتجاع به مشام برسد، شك نيست كه از همين جامعه برخاسته است".
آرش شمارهء ۱۰۰ با حجمى سترگ كه همت، كار و وقت فراوانى صرف آن شده، چنان كه ديده ايم، به فعاليت و نقش تبعيديان پرداخته است. اما در اين گزارش مفصل و لازم به برخى از جنبه هاى فعاليت جامعهء تبعيدى ايرانى كمتر پرداخته شده يا اصلاً نامى از آنها به ميان نيامده است. از آنجا كه آرش عمدتاً از جملهء نشريات تبعيديان چپ، هرچه هستيم، بوده و هست، بجاست كه براى تكميل آن گزارشِ در حد خود سترگ به نكات زير هم فهرست وار اشاره شود:
تبعيد دركنار رنج ها و مصيبت هايش، اوضاعى فراهم مى كند كه تبعيديان، اگر بخواهند، مى توانند از غلاف و پيلهء خود بيرون آيند، ديگر خود را محور عالم نپندارند، با دردها و مقاومت ها و راه حل هاى ديگر ملت ها آشنا شوند تا بعد، تجربهء ويژهء خود را بيافرينند. به ارزش هاى انسانى، فكرى و فرهنگى ديگران و خودشان پى ببرند و دربرابر دشمن مشترك (چه عقب ماندگى ها و ندانم كارى هاى خودشان باشد، چه رژيم حاكم بر ايران و چه مناسبات طبقاتى ظالمانه حاكم بر جهان)، در عين توجه به ويژگى هاى خويش، راه هاى مبارزهء مشترك را بجويند و بپويند. با شناخت و پيوستن به انترناسيوناليسم، از محدودهء خفه كنندهء ناسيوناليسم (و از آن بدتر شووينيسم) خارج شوند. خوشبختانه اين هشيارى و توجه كه به طور نسبى در جامعهء تبعيدى ايرانى وجود داشته (و آرزد مىكنيم كه با گذشت زمان تقويت شود) تا حد قابل توجهى در شماره هاى آرش بازتاب يافته است. تلاش براى شناخت حوادث سياسى و اجتماعى در كشورهاى ديگر و همبستگى با مبارزات زحمتكشان و ستمديدگان آنها به صورت گزارش، مقاله، مصاحبه، شعر و غيره در آرش آمده كه متأسفانه در گزارش شمارهء ۱۰۰ به كلى از قلم افتاده است. آيا اين صرفاً ناشى از غفلت و نبود امكانات است يا اينكه نوعى "ايرانـمحورى" (به قياس اروپاـمحورى) است؟
همچنين پرداختن به تئورى راهنماى جنبش چپ ايران با درك هاى مختلف از ماركسيسم كه بيش از صد سال از آشنايى ايرانيان با آن مى گذرد و منشأ طرح و اشاعهء انديشه هاى مترقى و مبارزات پيگير و دشوار در راه آزادى و برابرى و مدرنيته بوده بارها در آرش مورد بررسى، نقد يا تأييد قرار گرفته است. لازم به يادآورى نيست كه غير از نشريات وابسته به سازمان هاى سياسى كه به نحوى فعاليت دوران قيام بهمن را در تبعيد ادامه دادند، و كارنامهء انتشاراتى قابل توجهى دارند، نشريات فراوانى در تبعيد بوده يا هستند كه به موضوعاتى كه گفتيم پرداخته اند. هرچند بايد اعتراف كرد كه آنچه انجام شده ناچيز است و از سطح مورد نياز تحول اجتماعى ايران بسيار پايينتر.
بارى در آرش ۱۰۰ اين توجه ضرورى و واقعى جامعهء تبعيدى ايرانى به جوامع انسانى ديگر، به ملت هاى ديگر، به انترناسيوناليسم، به انديشه و تجربهء عظيم ماركسيسم و سوسياليسم متأسفانه به حساب نيامده و گزارشى از آن تدوين نشده است.
فقط براى نمونه، در خود آرش، از آغاز تا كنون، آنطور كه من در يك مراجعهء سريع برداشت كرده ام، بيش از سيصد (۳۰۰) مقاله سياسى، اقتصادى، تئوريك، تجربهء رزمندهء عملى در موضوعات زير مىتوان يافت:
ــ گذشته و حال جنبش چپ و دموكراتيك (از زمان مشروطيت و اجتماعيون عاميون تا امروز)؛
ــ جنبش كارگرى، كمونيستى و ضد سرمايه دارى در ايران و جهان از ديدها و برخوردهاى مختلف، و تجربه هاى موفق و ناموفق؛
ــ وضع در "جهان سوم" و تلاش هاى خروج از چارچوب عقب ماندگى ناشى از ارتجاع داخلى و استعمار؛
ــ مبارزات در آمريكاى لاتين كه به حق آزمايشگاه مبارزاتى خلق هاى ستمديده براى ارائهء بديل در جهت رهايى از يوغ استعمار و امپرياليسم به شمار مىرود؛ نمونه هاى كوبا، زاپاتيست ها در مكزيك، آرژانتين، گواتمالا، نيكاراگوئه و...
ــ مبارزه با تبعيض نژادى در آمريكا و آفريقا؛
ــ مبارزه با جنگ امپرياليستى بوش و تجاوز آمريكا به عراق و افغانستان
ــ مبارزه با استعمار و اشغالگرى در فلسطين و ابعاد گوناگون مبارزهء عادلانهء مردم آن كه در دهها مقاله و مصاحبه و گزارش بازتاب يافته است (آرش در اين باره سرآمد تمام نشريات تبعيدى ست)؛
ــ مبارزه با خرافات و تاريك انديشى هاى دينى (اسلامى، مسيحى و يهودى و...) كه در عرصهء سياسى بسيار فعال شده و چهرهء ديگرى از توحش سرمايه دارى و فاشيسم را به نمايش مىگذارد؛
ــ تحقيقات فلسفى، سياسى و اقتصادى و تاريخى كه در كنگره بين المللى ماركس و سمينارهاى مشابه مطرح شده و دهها مقالهء ماندگار از آنها در آرش بازتاب يافته است.
ــ مبارزه با به اصطلاح "جهانى شدن" و فعاليت "طرفداران دنيايى ديگر" در سمينارها، تظاهرات و گردهم آيى ها در داووس، جنوا، گوتنبرگ، پورتوآلگره و ...
به گمان من، منتخبى از اين گونه مقالات مى تواند به صورت چند جلد كتاب مفيد، پس از ويراستارى لازم، منتشر شود.
اين كارنامه مى تواند انجام بخشى از وظايفى محسوب شود كه ما به عنوان تبعيديان چپ و "سر موضعى" بر عهده داريم.
مه ۲۰۰۸
(منتشر شده در آرش ۱۰۱ ژوئيه ۲۰۰۸)