سندی از ۷۰ سال پيش، که حقيقت را فرياد می زند

پنجشنبه ، ۱ تیر ۱۳۸۵؛ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۶

چاپ

Gabriel Péri
۲۶ مه ۱۹۳۶
ترجمهء تراب حق شناس

در ۲۶ مه ۱۹۳۶ گابريل پِری (Gabriel Péri) سياستمدار و روزنامه نگار کمونيست فرانسوی مقالهء زير را دربارهء فلسطين در روزنامهء اومانيته نوشت. تحليلی درست با روشن بينی سترگ و روزنامه نگاریِ صادقانه که امروزه به ندرت ديده می شود.
[برگرفته از سايت www.europalestine.com ]
* * * * * * * * * *

شورش در فلسطين
از يک ماه پيش و دقيقتر بگوييم از ۱۵ آوريل، فلسطين را شورش فراگرفته است. تظاهرات و درگيری های خونين مدام تکرار می شود. در روزهای اخير ۳۶ نفر چه از اهالی عرب و يهودی و چه از سربازان اشغالگر انگليسی جان خود را از دست داده اند. نيروهای کمکی متعدد از تانک و خودروهای نفربر پر از سربازان مسلح به فلسطين گسيل شده است.
بجا ست که بر اين حوادث درنگ کنيم و معتقديم ضروری ست به تصحيح نظرات نادرستی بپردازيم که در اين باره ممکن است طرح شود. هستند کسانی که معتقدند آشوب های فلسطين، در وضعيت کنونی چيزی نيست مگر نتيجهء تبليغات هيتلر و تحريکات موسولينی باشد؛ ولی ما به هيچ رو با چنين قضاوتی موافق نيستيم.
اينکه فاشيسم هيتلری و فاشيسم موسولينی نهايت تلاش خود را به کار می برند که از هر حادثه ای در سطح بين المللی استفاده کنند و آن را در راه اهداف مشکوک خود به کار گيرند هيچکس رد نمی کند، اما نادرست است که برای ارزيابی صحيح از جنبش فلسطين به اين داده بسنده کنيم.
اعراب در ۱۹۲۹ دست به شورش زدند زمانی که هنوز هيتلريسم به قدرت نرسيده بود و هيچ رقابتی هم بين انگلستان و ايتاليا وجود نداشت. شورش فلسطين بخشی ست از شورشی سراسری که دنيای عرب را به لرزه درآورده است چه در مصر و سوريه و چه در فلسطين.
آيا اين شورش موجه است؟ به نظر ما کاملاً موجه است و اضافه می کنيم که اشتباه بزرگی ست اگر آن را به جنبشی ضد يهودی تشبيه کنيم. آنتی سمی تيسم (ضديت با يهود) به اعتقاد ما عميقا نفرت انگيز است. اما شورش اعراب نه در مخالفت با يهوديان به عنوان يهودی، بلکه در مخالفت و مبارزه با نوعی استثمار است که آن را امپرياليسم انگليس طراحی و به اجرا گذارده است.
امپرياليستها در واقع، به بهانهء ايجاد يک کانون ملی يهودی، حقيقتاً دست به غارت سازمان يافتهء اعراب در فلسطين زده اند. شرکت بزرگ صهيونيستی کرن هايه سود (۱) در اين غارت ها تخصص دارد. با استفاده از نبودِ سندِ مالکيت به دست دهقانان و چادرنشينان، اين شرکت با يک فئودال عرب توافق می کند و زمين ها را تصاحب می نمايد.
در پیِ اين تصاحب است که اين شرکت به دهقانان دستور می دهد سرزمينی را ترک کنند که اجدادشان طی قرن ها بر آن زحمت کشيده اند. اگر دهقانان زمين را ترک نکنند شرکت مزبور از سربازان انگليسی کمک می گيرد تا آنان را طرد کند.
از اين هم فراتر، سازمان ديگری به نام هيستدروت (۲) برای اخراج و طرد کارگران عرب از پيگرد و تاراندن آنان رويگردان نيست. هرسال هنگام چيدن پرتقال گروه های حملهء صهيونيستی به راستی دست به لشکرکشی و مجازات اهالی می زنند و کارگران عرب را از محل کار و کارخانه ها بيرحمانه طرد می کنند.
چنين است عمليات نابودسازی معکوس که صهيونيسم سازماندهی می کند. روش هايی که بيان کرديم درست همان روش هايی ست که هيتلری ها عليه يهوديان آلمان به کار می برند.
چطور ممکن است که اهالی عرب قاطعانه در برابر اين وضع نشورند؟ رهبران شورش صدها بار تکرار کرده اند که هدفشان افتادن به آنتی سمی تيسم نيست. خواست آنان مبارزه با امپرياليسم انگليس و همپيمانان صهيونيست آن است. آنها خواستار توقف مهاجرت يهوديان به فلسطين اند که از ۸۰ هزار نفر در سال ۱۹۱۴ به ۴۵۰ هزار نفر در سال ۱۹۳۵ رسيده است. هرچه هم در اين باب گفته شود نمی توان شعار آنها را ضد يهود ناميد.
ما در چارچدب احترام به حق پناهندگی و همبستگی بين المللی عليه فاشيسم از حق يهوديان فراری از چنگ هيتلريسم دفاع می کنيم و نه در همدستی با اقدامات مشکوک غارت اهالی فلسطين.
اعراب همچنين خواستار آن اند که فروش زمين های عربی ممنوع گردد و يک حکومت ملی عربی برپا شود. اين خواست ها عادلانه است و از ارادهء يک ملت برای درهم شکستن يک سلطهء خفقان آور نشأت می گيرد.
آرمان کارگران يهود که مطرود ديکتاتوری های فاشيستی اند با هدف شرکت های بزرگ صهيونيستی و گروه های تجاوزگر آنان که به سلب مالکيت اعراب می پردازند يکی نيست. اين هدف همان آرمان ستمديدگان از هر رنگ و نژاد است که نمی خواهند تسليم غارتگران شوند.

گابريل پِری
ترجمهء تراب حق شناس



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله در ۲۶ مه ۱۹۳۶ در اومانيته منتشر شده است.
* گابريل پِری، سياستمدارکمونيست و روزنامه نگار فرانسوی در ۱۵ دسامبر ۱۹۴۱ به دست نازی ها تيرباران شد زيرا حاضر نشده بود اقدامات به اصطلاح "تروريستی" را محکوم کند. خيابان ها و اماکن متعددی در فرانسه به نام وی نامگذاری شده است.
۱ـ کرن هايه سود (Keren Hayessod): مهمترين ابزار مالی آژانس يهود که در فاصلهء ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۸ از بانک [انگليسی] للويدز مبلغ ۶۷۵ هزار ليره استرلينگ وام گرفت. (ناشر)
۲ـ هِستدروت (Histadrouth): سازمان سنديکايی صهيونيستی. اين واژه در عبری به معنی انجمن يا سازمان است و نام فدراسيون عمومی کار، مهم ترين سنديکا در اسرائيل است. اين سنديکا در دسامبر ۱۹۲۰ در حيفا به منظور دفاع از کارگران يهودی در فلسطين، تشکيل و کارآموزی طبقهء کارگر يهودی از طريق ايجاد خدمات اجتماعی مناسب تأسيس شد. در اين سنديکا تمام احزاب غيرمذهبی اسرائيل نماينده دارند و" ماپای" که بعدها «حزب کارگر» نام گرفت در آن اکثريت دارد. اين سنديکا نه تنها ۹۰ درصد از کارگران اسرائيل را در خود گرد می آورد و بخش عمدهء خدمات اجتماعی کشور را در دست دارد، بلکه يکی از بزرگترين صاحبان سرمايه و کارفرمايان اسرائيل است. امير پرز که هم اکنون" وزير دفاع" اسرائيل است تا چندی پيش رئيس هستدروت بود. نخستين اقدام اين وزير "کارگری" بمباران غزه بود (توضيح مترجم با استفاده از فرهنگ فرانسوی روبر، ــ ژوئن ۲۰۰۶ ).