چرا «انتفاضه چاقو» ادامه دارد؟

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ

این ترجمه به پوران بازرگان و تراب حق‌شناس، یاران وفادار مقاومت فلسطین، بمناسبت نهمین سالگرد درگذشت پوران بازرگان (ششم مارس) تقدیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود.

چرا «انتفاضه چاقو» ادامه دارد؟


«کودکان تباه‌شده‌ی نسل اسلو»


سیلوَن سیپل،

۲۴ فوریه ۲۰۱۶، مجله اینترنتی اوریان بیست و یک

حمله جوانان فلسطینی با سلاح سرد به اسرائیلی ها که از اکتبر ۲۰۱۵ آغاز شده، همچنان ادامه دارد. این حملات را اغلب «انتفاضه چاقو» می‌نامند. تا زمانی که این کودکان تباه‌شده مصمم اند که نومیدی‌شان را در برابر افق بسته نشان داده و به صورتی واکنش نشان دهند، این حملات ادامه خواهد یافت. در همین حال، بنیامین نتانیاهو آینده درخشانی برای اسرائیلی‌ها نوید می دهد: دُورِ «ویلای آن ها در جنگل» روزی دیواری کامل کشیده خواهد شد.


در دسامبر  و ژانویه گذشته گمان می‌رفت که «انتفاضه چاقو‌»، نامی که برای حملات جوانان فلسطینی با اشیاء بُرنده به سربازان، کولون ها و گاهی غیرنظامیان اسرائیلی که حتی در داخل اسرائیل نیز صورت می‌گیرد، گذاشته‌اند، خاموش ‌گردد. این حمله ها، اول اکتبر ۲۰۱۵ با قتل یک زوج از ساکنان شهرک‌های استعماری  مذهبی در نِریا شروع شد. امروز مشاهده می کنیم که این پیش‌بینی درست نبود. جمعه نوزدهم فوریه، در دروازه دمشق، یکی از ورودی‌های اصلی بخش قدیمی بیت‌المقدس،  در اثر حمله یک فلسطینی بیست‌ویک ساله از روستای کفرعقب واقع در محدوده شهر،  دو سرباز اسرائیلی جراحت مختصری برداشتند. مانند بیشتر این حمله‌ها،  نیروهای اسرائیلی فورا او را کشتند. روز یکشنبه ۲۱ فوریه، آژانس فلسطینی معاMNA گزارش داد که ارتش اسرائیل دو جوان، یک پسر ۱۴ ساله اهل روستائی نزدیک الخلیل (هبرون) و دختر ۱۷ ساله‌ای از اهالی نابلس را به ظن تدارک حمله با چاقو به سربازان اسرائیلی دستگیر کرده‌اند. چندساعت بعد، جوان پانزده ساله‌ای که قصد حمله به یک سرباز اسرائیلی داشت، نزدیک نابلس کشته‌شد. اوج این حمله‌ها، روز  ۱۴ فوریه با هشت حمله، در نقاط مختلف کرانه غربی و بیت‌المقدس‌شرقی در مدت دوازده ساعت بود. سه حمله با اسلحه سرد، سه حمله با سلاح گرم و دو حمله با بمب دست‌ساز صورت گرفت که مثل غالب این حملات هیچ‌کدام قربانی نداشت. از حمله‌کنندگان فلسطینی، پنج نفر کشته شدند (باز هم مثل معمول) و یک نفر به‌شدت زخمی‌شد. پیرو گفته مقامات اسرائیلی در روز ۱۹ فوریه، در طول چهارماه‌ونیم، در اثر این حملات ۳۱ اسرائیلی و نیز ۱۷۴ فلسطینی  کشته شدند (و بیش از چهل نفر دستگیر شدند). این رقم‌ها در مقایسه با رقم‌های انتفاضه دوم «محدود»تر  هستند. ولی مسئول امور امنیتی در روزنامه هآرتص، آموس هارِل چهار ماه‌ونیمِ نخست انتفاضه دوم را با این حمله‌ها مقایسه کرده و به نتیجه‌ای قطعی می‌رسد: «اسرائیل در انتفاضه کامل به‌سر می برد». (۱) زیرا، ۱۵ سال پیش در همان فاصله زمانی، گرچه تعداد قربانیان فقط دو برابر بیشتر بود. (۵۸ اسرائیلی و ۳۲۰ فلسطینی کشته‌شده‌بودند).
حمله‌های غیرقابل پیش بینی


مهاجمان کیستند؟

شین بت، سرویس امنیت داخلی اسرائیل در روز ۱۵ فوریه با تکیه به آمار اعلام کرد: نیمی از ۲۲۸ حمله «با چاقوی»  فلسطینی‌ها از اول اکتبر ۲۰۱۵ کار جوانان کمتر از بیست سال بود، که ده درصدشان کمتر از ۱۶ سال داشتند. نزدیک به ۹۰ درصد کمتر از ۲۵ سال داشتند و یازده درصد مهاجمان زن بودند. برخلاف عقیده رایج، بیشترشان نه از حوزه بیت‌المقدس، بلکه اهل خلیل یا رام‌الله و اطراف آن دو شهر بزرگ واقع در پشت دیوار حایل کرانه باختری بودند. وانگهی، به خاطر مشکلاتی که برای گذر از دیوار وجود دارد، سه‌چهارم حمله‌ها در خود کرانه‌باختری رخ داده و در درجه نخست، نظامیان یا کولون‌ها را هدف قرار داده‌است.


حتی اگر نتانیاهو تلاش دارد این ایده را القاء کند که رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین مسئول این «تشدید خشونت» است، و یا این که به حدکافی با آن مبارزه نکرده و یا تشویقش می‌کند، ادعایش حتی در اسرائیل نقش برآب‌ شد. زیرا هم شین بت و هم سرویس‌های اطلاعاتی ارتش در مقابل ماهیت این حمله‌ها کارائی ندارند. یک ماه پس از «انتفاضه چاقوها»، یک مسئول عالی‌مقام شین‌بت ناگزیرشد بپذیرد که سازمان اوهیچ اطلاعاتی در مورد هیچ‌کدام از عاملان این حملات دریافت نکرده بود. او افزود که این حملات از سوی سازمان‌های فلسطینی شناخته‌شده، خواه لائیک (نظیر الفتح، و حتی جبهه خلق برای آزادی فلسطین FPLP)، و خواه مذهبی (حماس و جهاد اسلامی) انجام نشده‌بود. این وضعیت تغییری پیدانکرده‌است. در ماه ژانویه، رئیس ستاد ارتش ، ژنرال گادی ایزنکوت تایید کرد که اطلاعات نظامی کوچکترین هشداری پیش از وقوع ۱۰۱ حمله‌ی نخست دریافت نکرده بود. هارِل نیز اضافه می‌کند «از آن زمان، دوازده حمله جدید صورت گرفته، اما پیشاپیش هیچ اعلام خطری دریافت نکردیم. (...) نیروهای امنیتی هنوز دنبال راه‌حلی می‌گردد.»
در زمینه سیاسی، چند وزیر دولت پیشنهاد کرده اند که با اتخاذ تصمیمات شدید از جمله بستن سرزمین‌های فلسطینی به اسرائیلی‌ها اطمینان‌خاطر داده‌شود. اما، گذشته از این که اِجرای منع رفت‌وآمد در سراسر شهرها و روستاهای فلسطینی در درازمدت کار دشواری‌ست، محاصره ساده‌ی کرانه‌باختری اثر چندانی نخواهدداشت. همان طور که دیدیم، بیشتر حملات به نظامیان و کولون‌ها در درون کرانه‌باختری صورت‌گرفته است. ازسوی دیگر، ارتش و شین بت با تشدیدسرکوب مخالف‌اند، زیرا معتقدند که در شرایط کنونی و به احتمال قریب به‌یقین، این کار جوانان فلسطینی را بیشتر برخواهد انگیخت و اثر بازدارنده نداشته و بر تعداد حمله‌ها خواهد افزود.


«من به هیچ‌کس تعلق ندارم»

باتوجه به رفتار نیروهای نظامی اسرائیل که اغلب به محض کوچکترین ظنی، پیش از این‌که مهاجم وقت حمله داشته‌باشد، برای پیش‌گیری شلیک می‌کنند، جوانانی که دست به این عملیات می زنند، به‌روشنی می‌دانند که بخت زیادی برای زنده‌ماندن پس از حمله را ندارند. امیره‌هِس، خبرنگار روزنامه اسرائیلی هآرتص در سرزمین‌های اشغالی فلسطین،  در مصاحبه‌ای با نویسنده در روز ۲۱ فوریه گفت «این جوانان کودکان تباه‌شده نسل اُسلو» هستند. هس می‌افزاید «آن‌هائی که با چاقو یا پیچ‌گوشی دردست حمله می‌کنند، به جز برخی چندان فقیر نیستند، و تقریبا در کلیه این موارد، آن ها از نظر سیاسی، سازماندهی نشده‌اند. یکی از مهاجمان که کمی کمتر از سی سال داشت، پیش از کشته شدن به‌دست نیروهای اسرائیل پیامی از خود به‌جا گذاشته‌بود. او در این پیام می‌نویسد عضوهیچ سازمان فلسطینی نیست و از آن‌ها می‌خواهد که او را به عنوان شهید «از آنِ خود ندانند». گوئی خواسته بگوید: من متعلق به هیچ‌کس نیستم. باتوجه به منابع هماهنگ، روشن است که خشم اصلی این جوانان متوجه کولون‌ها، تکبر و مصونیت آنان از مجازات است. این احساس، نقش آینه‌ای را دارد که ناتوانی آن‌ها را بازتاب می دهد، گرچه، آن‌ها در محدوده‌ی کرانه باختری  به سربازان اسرائیلی نیز حمله می‌کنند.
شیوع این حمله فقط نیروهای انتظامی اسرائیل را با نبود خط مشی روشن روبرو نکرده است. بلکه رهبران فلسطینی نیز پاسخی برای این موج که کنترلش را از داده‌اند، ندارند. واضح‌است که آنان قصد دارند به آن پایان دهند، هر چند نمی‌توانند علنا از آن ها انتقاد کنند. امیره هس تعریف می‌کرد که چگونه  دراواخر ژانویه، وزیر آموزش تشکیلات خودمختار فلسطین از شهردار (وابسته به الفتح) قباطیه خواسته بود که جلو این حملات را بگیرد. در این آبادی فلسطینی با جمعیت 31هزارنفر، ده جوان که شش نفرشان در یک آموزشگاه تحصیل می‌کردند، دست به حمله باچاقو زده بودند، بدون این که کسی هشداری دهد. در میان آن ها یک دانشجوی رشته مهندسی پزشکی 23 ساله به‌نام محمد سبعانه قرارداشت که دانشجوی درخشان دانشگاه عربی-آمریکائی جنین بود. او در سحرگاهی با پسرعموی جوانش به دو سرباز اسرائیلی در مقابل یک چِک‌پوینت [پاسگاه نظامی] حمله کرده بود. خبرنگار می‌نویسد: «گرچه اعضای الفتح آشکارا اعتراف نمی‌کنند، ولی می‌دانند که درحال ازدست دادن حمایت نسل جوان هستند» (۲)


نومیدی فعال

این جوانان فلسطینی با این احساس زندگی می کنند که افق کاملا برای‌شان بسته‌است و امکان ندارد که از این محبس خارج شوند. امیره هس می‌گوید که انزوای آن ها به اندازه انزوای غزه نیست، اما، «دیوار به آن‌ها می‌فهماند که آینده شان یکسان است». تحصیل دشوار شده است، کار عملا غیرممکن، رفت‌و‌آمد گذشتن از هفت‌خوان رستم و سفر بسان یک رویاست. احساس ناتوانی افزایش می‌یابد: از زمان شکست انتفاضه دوم، اسرائیلی‌ها به مستعمره‌سازی شتاب بیشتری داده‌اند و ویران‌کردن خانه‌های فلسطینی‌ها به بهانه‌های «امنیتی» یا به‌طور ساده «اداری»، که مطلقا از مصونیت مجازات بین‌المللی برخوردارست، فزونی یافته‌است (سازمان‌های غیردولتی اخیرا مشاهده کرده اند که بسیاری از ساختمان‌هائی که با اعتبار مالی اتحادیه اروپا ساخته شده بود، ویران گشته اند).
باید وزنه فقدان رهبری فلسطینی، با الفتحی که رو به پیری می‌رود و بی‌اعتبارشده و ناتوان از بسیج توده‌ای است و حماسی منزوی که هیچ بدیلی واقعی عرضه نمی‌کند، را براین اوضاع افزود. به یقین، تعدد حملات با سلاح سفید که با احتمال مرگ خشن نیز همراه‌است، پدیده‌ی همچشمی را در بین جوانان رواج می دهد. اما، به‌ویژه آن‌طور که امیره هس می‌نامد، نشانه ی «نومیدی فعال» بر زمینه‌‌ی تفرقه و ناتوانی همگانی جامعه فلسطینی‌ شکست‌خورده است: در تظاهرات  همبستگی با «شهیدان» جدید،  در مقایسه با گردهم‌آئی‌های مشابه در آغاز انتفاضه دوم، جمعیت بسیار کمتری شرکت می‌کنند. در «جهان بدون چشم‌انداز» که هس ترسیم می‌کند، بین ادامه این زندگی بسته‌ی تحمیلی و عدم امکان یا ناتوانی پایان‌بخشیدن دسته‌جمعی به آن، راهی که برای جوانان می‌ماند، دست‌کم واکنشی‌است  برای زیربار نرفتن.


بازگشت «ویلائی در جنگل»

در چنین اوضاعی، بنیامین نتان‌یاهو آینده‌ای درخشان به هم‌میهنانش نوید می‌دهد. روز ۹ فوریه ۲۰۱۶، او برنامه‌ی چندساله برای ادامه و تحکیم دیوارها، حصارها، خندق‌ها و غیره ارائه‌کرد. «دولت اسرائیل، آن‌طور که من می‌بینم، کاملا محصور خواهدشد. حتما به‌من خواهندگفت: شما می خواهید از ویلا محافظت کنید؟ پاسخ آری ست.​ درمنطقه‌ای که زندگی می کنیم، ما باید در برابر حیوانات وحشی از خود دفاع کنیم.» (۳) تصویر مشهور اسرائیل به‌مثابه تنها دولت متمدن در محاصره‌ی حیوانات وحشی، پیش از این نیز طرح شده بود. پس از شکست گفتگوهای کمپ دیوید در تابستان ۲۰۰۰، نخست وزیر وقت، اهود باراک از حزب کارگر اسرائیل آن را بر زبان آورده بود.


پاورقی‌ها:

۱- Amos Harel, «  Eight attacks in 12 hours leaves no doubt : Israel is in the midst of an intifada  », Haaretz, 16 février 2016.
۲ -  Amira Hass, «  ’Dying for Nothing’ : Palestinian Authorities at a loss trying to stop youths from attacking Israelis  », Haaretz, 24 janvier 2016.
۳ - Barak David, «  Netanyahu : “We’ll surround Israel with fences to defend ourselves against wild beasts”  », Haaretz, 9 février 2016.

عنوان اصلی مقاله:

Pourquoi « l’intifada des couteaux » continue, « Les enfants perdus de la génération d’Oslo » ; par Sylvvain Cypel, http://orientxxi.info/magazine/pourquoi-l-intifada-des-couteaux-continue,1216