انحطاط اسرائيل

پنجشنبه ، ۶ مهر ۱۳۸۵؛ ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۶

چاپ

مصاحبه با نهله شهال *

تأثير جنگ روی مردم لبنان چيست؟
- در لبنان لحظات بسيار سختی گذرانديم و اين باعث شد که من چشم هايم را باز کنم. آگاهی سياسی من پس از شکست سال ۱۹۶۷ شکل گرفت. پدرم عضو حزب کمونيست لبنان و مادرم عضو حزب کمونيست عراق بود. مادرم در همان سال درگذشت و پدرم نيز در پیِ همين شکست دچار سکتهء قلبی شد.
رژيم های عرب در آن دوران می کوشيدند شکست را کم اهميت جلوه دهند و می گفتند اين شکست کوچکی ست. اما برای ما در سراسر منطقه، يک دوران بود که به پايان می رسيد.
در وجدان ما ناسيوناليست ها يا کمونيست های عرب، هدف از وجود اسرائيل اين بود که مانع از آن شود که اعراب بتوانند ذات و موجوديت خود را تحقق بخشند و به عنوان يک نيروی منطقه ای، يا به عنوان يک جامعه سر بلند کنند. از آن پس، انحطاط منطقهء عربی شروع شد. گفته می شد: «نمی توان دربرابر اسرائيل مقاومت کرد. اين غير ممکن است.» اين وضع ۴۰ سال است که ادامه دارد.
من اين بخت بزرگ را داشتم که به چشم خود ببينم که سرکردگی و تفوق اسرائيل يک سرنوشت محتوم نيست.
اسرائيل اکنون پا به منطق «يا ما يا آنها» گذاشته است. من به اين نکته واقفم که آنچه در آن زيسته ايم چيزی جز يک پرتو اندک نيست، اما همين ثابت کرد که با قدرت يک سازمان شبه نظامی کوچک، يعنی قدرت حزب الله که در مقايسه با دشمن به اندازهء يک موش است می توان با فيل درافتاد. ده روز اول، همه دچار اضطرابی شديد بودند. اما ناگهان، وقتی معلوم شد که اسرائيلی ها نتوانسته اند پيشروی کنند، مردم پذيرفتند که بهای لازم را بپردازند و همين يک حادثهء تاريخی ست.

هدف آمريکا و اسرائيل اين بود که مردم لبنان را دچار تفرقه کنند. چرا اين هدف توفيق نيافت؟
- مردم لبنان از قبل دچار تفرقه بودند. بخش بزرگی از مردم مقاومت را دوست دارند اما آماده نيستند بهای آن را بپردازند. آنها گزينش خود را کرده اند و به اردوگاهی پيوسته اند که من آن را اردوی نوليبرالی می خوانم. طرح اسرائيل و آمريکا اين بود که بخشی از مردم لبنان را به اقدام عليه حزب الله وادارند. اين امر ممکن بود رخ دهد اگر حزب الله و احزاب ديگری که با او هستند توانايی مقاومت نداشتند. تأکيد می کنم که حزب الله به هيچ رو در مقاومت تنها نيست.

دربارهء مقاومت نظامی حزب الله چه قضاوتی داريد؟
- نکته ای هست که از سالها پيش در اين بخش از جهان ديده نشده بود. مبارزان حزب الله از سرِ اعتقاد می جنگيدند. هرگز ديده نشده بود که طی يک روز، ۳۴ تانک اسرائيلی «مرکاواس» داغان شود. هرگز! هيچ ارتش عربی چنين شاهکاری نداشته است. حزب الله واقعاً خيلی خوب سازماندهی شده است.
اما آنچه مهم تر است اينکه مردم، يعنی پايهء اجتماعی حزب الله، حول مبارزان خودشان جمع شدند. به پرستاری و مراقبت از مبارزان مبادرت کردند. علاوه بر اين، سخنان حسن نصرالله رهبر حزب الله تأثير فراوان داشت. او چهار بار با مردم سخن گفت و گمان می کنم که سخنان وی ارزش زيادی در مطالعهء علوم سياسی داشته باشد.

بازتاب های کلی اين حوادث در منطقه چيست؟
- اعراب با اضطرابی که قلب آنها را می فشرد در انتظار بسر می بردند. هیأت های متعددی از اعراب به لبنان آمدند. آنها نقل می کردند که اعراب در چهار روز اول قلبشان به شدت به درد آمده بود زيرا گمان می کردند شکست در انتظار آنها ست.

از روز دهم به بعد، اعراب چيزهای ديدند که باورشان نمی شد. اين به تدريج همه گير شد. در مصر و در ارتش آن ناخشنودی فراوانی وجود دارد. و همين طور در ارتش سوريه. مردم می گويند: چطور ممکن است که حزب الله می تواند چنين کاری بکند؟ ما چطور؟ ما چه کرده ايم؟
به لحاظ تاريخی، نبرد حزب الله آغاز انحطاط اسرائيل و پايان اسرائيلی که کل منطقه را مرعوب کرده رقم می زند. گمان می کنم که بسياری از اسرائيلی ها به اين امر آگاه اند، به ويژه دوستان اسرائيلی ما که مخالف استعمار اند.
ارزيابی سياسی شما از حزب الله چيست؟

- من از موضع حزب کمونيست لبنان حرکت می کنم که دست در دست حزب الله عمل می کند. يک اتحاد همراه با انتقاد در قبال حزب الله. حزب کمونيست لبنان صريحاً به حزب الله می گويد: «اينجا اشتباه کرده ايد». پس از سال ۲۰۰۰، حزب کمونيست لبنان نظرش اين بود که حزب الله پيروزی [يعنی موفقيت در وادار کردن اسرائيل به عقب نشينی از لبنان پس از ۱۸ سال اشغال] را ضايع کرده، زيرا در سياست داخلی لبنان، با دشمنان خويش کسانی که با آزادی لبنان مخالف بودند، يعنی نوليبرال ها، اتحاد نموده است.

من بين جنبش های اسلامی تمايزی قائلم. هيچ رابطهء خويشاوندی بين بن لادن و حزب الله وجود ندارد. هيچگونه! وضع همان گونه است که در بين جنبش های چپ. ما و خمرهای سرخ چه رابطه ای داريم؟ از نطر من آنها فاشيست اند. بين اسلام گرايان فاشيست هم هست همانطور که بين افراد وابسته به جنبش های چپ، اما آدم های آزاد شده مترقی هم وجود دارد.
من به ستايش از حزب الله نمی پردازم. من نقاط ضعف آنها را هم می دانم. حزب الله به حد کافی آگاه نيست که يک جنبش «الهيات رهايی بخش» است، ولی اين تنها حزب اسلامگرايی ست که در فوروم های اجتماعی جهانی و اروپايی شرکت می کند. از ۲۰۰۳ به بعد، همواره کسانی را برای شرکت در اين فوروم ها فرستاده است. يک ائتلاف سياسی و عملی بين حزب الله و حزب کمونيست لبنان و حزب مردم (که يک حزب ناسيوناليست چپ است) وجود دارد. آنها بين خود ملاقات های منظم دارند و نقاط اختلافشان را هم پنهان نمی دارند. برای مثال، حزب کمونيست لبنان حزب الله را ملامت می کند که هرگز در تظاهراتی که برای مطالبات اجتماعی برپا شده شرکت نکرده، حال آنکه پايهء اجتماعی آن ترکيبی ست از فقرا، دهقانان، کارگران و خرده بورژوازی تنگدست لبنان. حزب الله گاه می گويد: «حق با شما ست. ما در اين باره به حد کافی آگاه نبوده ايم.»

بايد حزب الله را همچون يک پديدهء جوان که بسيار تحول پيدا می کند درک کرد. اين بسيار مهم است. حزب الله همچنين جنبشی ست که از جزم های موروثی آزاد شده است. ظرفيت آنها برای کارکردن با کمونيست ها، به نظر من، بسيار معنا دار است.

ترجمهء فارسی برای انديشه و پيکار

- - - - - - - - - -

* خانم نهله شهال همآهنگ کنندهء کارزارهای مردمیِ بين المللی برای محافظت از مردم فلسطين است. وی در روزهايی که تجاوز اسرائيل عليه لبنان جريان داشت به مدت يک ماه در آنجا بسر برده است. وی در اين مصاحبه حوادث اخير را گزارش می دهد و تحليل می کند.

منتشر شده در نشريه روژ ارگان اتحاديهء کمونيستی انقلابی LCR، يکشنبه ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۶