تاریخچهء ۸ مارس

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ

 

اين متن را که در ايران تهيه و پخش شده و به دست ما رسيده روی سايت می گذاريم. متن، به رغم برخی کاستی ها و آمارهای تاريخی غير دقيق و مبالغه آميز، خواندنی ست و ارزشمند.
انتشارات انديشه و پيکار

در هشتم مارس ۱۹۰۶ زنان کارگر نيويورک و شيکاگو به برگزاری تظاهرات آرامی دست زدند، اما با برخورد شديد پليس مواجه شدند. اين زنان، عمدتاً از کارگران کارخانجات نساجی و همچنين زنانِ جنگزده بودند که پس از پايان کار در سالنی اجتماع کردند. حمله پليس بسيار خشونت آميز بود و تعداد زيادی از زنان کشته، زخمی و دستگير شدند، همچنين گروه زيادی هم از کار اخراج گشتند. سال بعد از آن، در سالگرد حمله پليس نيويورک به زنان، تظاهرات وسيعی در نيويورک انجام شد که طی آن زنان کارگر ضمن يادبود آن روز، به زيادی ساعات کار، بهره کشی از کودکان و نبودن حق رای برای زنان اعتراض کردند. تظاهرات ۱۹۰۷ نيز سرکوب گرديد. اما حرکتهای مانند آن در سالهای بعد ادامه داشت و از مرزهای امريکا به اروپا رسيد.

در سال ۱۹۱۰ «کلارا زتکين» از زنان مبارز، آزاديخواه و برابريخواه آلمانی، در کنگره بين الملل زنان پيشنهاد داد تا هرسال روز ۸ مارس به نام «روز جهانی زن» ناميده شود. اين پيشنهاد يک سال در محافل مختلف مورد بررسی قرار گرفت و سرانجام به تصويب همه گروهها و کشورها رسيد. و از سال ۱۹۱۱ رسماً ۸ مارس «روز جهانی زن» لقب گرفت. نخستين مراسم ۸ مارس در اروپا، امريکا و روسيه توسط زنان در محيطهای کار و سالنهای عمومی و حتی در منازل برگزار شد. همهساله مراسمی در سراسر دنيا چه بطور علنی يا غير علنی برگزار ميشود. اين يادبود بهويژه از دهه ۱۹۶۰ که موج دوم جنبش زنان جريان داشت، با شور بيشتری برگزار گرديد. همچنين در سال ۱۹۷۷، سازمان ملل متحد، ۸ مارس را روز جهانی زن نام گذاری کرد.

در ايران بنا به نوشته روزنامه «شرق قادينی» چاپ باکو، نخستين بار جشن بين المللی زنان (۸مارس) در سال ۱۳۰۰ (۱۹۲۱ميلادی) به همت حدود ۵۰ زن در انزلی برگزار شد. همچنين در سال ۱۳۰۱ «انجمن پيک سعادت نسوان» که از گروههای اجتماعی بودند، مراسمی به مناسبت روز جهانی زن در بندر انزلی برگزار کردند. در سال ۱۳۰۶ نيز «سازمان بيداری زنان» با اجرای نمايشنامهای به نام دختر قربانی به کارگردانی «ميرزاده عشقی» ۸مارس را جشن گرفتند. تا سال ۱۳۵۷ اين مراسم هرساله بهصورت محفلی و مخفی برگزار ميشد. زيرا شرايط سياسی حاکم بر جامعه و خفقانی که در آن سالها بر جامعه حاکم بود اجازه برگزاری اين مراسم را بصورت عمومی و در فضای باز نميداد. هشتم مارس ۱۳۵۷ اولين گراميداشت روز جهانی زن در ايران بود که تقريباً پس از گذشت ۵۰ سال برگزار ميشد و ميبايد از آن به عنوان نقطه عطفی در حوادث انقلاب ۵۷ ياد کرد. زنان معترض در خيابانهای شمال تهران تظاهرات کردند و اين درحالی بود که دانشجويان دانشگاهها و دانشآموزان دبيرستانها، آموزگاران و زنان کارمند ادارات دولتی و غيردولتی، از همهجا بسوی دانشگاه تهران که برای برگزاری مراسم اعلام شده بود راهپيمايی کردند. زنان ابتدا در سالن دانشکده فنی جمع شدند اما بعد از آن در اقدام خودانگيخته سالن دانشکده را ترک گفتند و به خيابانها ريختند. با اينکه برف سنگينی ميباريد، مراسم برگزار شد.

بعد از سال ۵۷، مجدداً شرايط برگزاری مراسم ۸ مارس محدود شد و زنان فقط در خانههای خود روز زن را جشن گرفتند. اما از سال ۷۸ گروهی از فعالين مسائل زنان موفق شدند مراسمی در سالن شهر کتاب مرکزی تهران برگزار کنند. از آن سال تاکنون، جشن ۸ مارس همه ساله برگزار شده است، و به غير از تهران در شهرهای ديگر نيز گسترش يافته است.


تاريخچهی مبارزاتی زنان ايران

جنبشهای يکصدسال گذشته، اعم از اجتماعی، سياسی و ... جنبشهايی تکجنسيتی نبوده اند. به عبارتی فقط مردان پرچمدار و رهبر نبودهاند. بلکه در تمامی جنبشها، زنان دوشادوش مردان و گاهی پيشتاز هم بودهاند. برای بررسی بيشتر در تاريخ معاصر به نقش مؤثر زنان در جنبشها ميپردازيم:

ــ در سال ۱۲۷۴ زنان تظاهرات گستردهای عليه گرانی نان و گوشت به راه انداختند، در همان سال بود که شورش زنان هشت کشته بر جای گذاشت

ــ درجنبش تنباکو وقتی ناصرالدين شاه، ميرزا حسن آشتيانی را مجبور به کشيدن قليان در ملاء عام ميکند و او نميپذيرد و تبعيد ميشود، زنان به سمت خانهی او ميروند و در بين راه مغازهها را وادار به تعطيل ميکنند. در اين اعتراض شاه دستور تيراندازی ميدهد و تعداد زيادی از زنان کشته ميشوند. دامنهی اين جنبش به حرمسرای شاه کشيده ميشود و زنان قليانها را ميشکنند.

ــ در سال ۱۲۷۵ در حالی که مردم در فقر و گرسنگی به سر ميبردند حاکم ظالم آذربايجان آذوقهی مردم را در انبارهای خود جمع کرده زنی به نام زينت پاشا گروهی از زنان را مسلح کرد و به انبار غلهی والی آذربايجان حمله برد و انبارها را گشود و آذوقه را در ميان مردم توزيع کرد.

ــ زمانيکه نفوذ روسيه و انگليس در دربار رو به افزايش بود زنان همراه مردان در اعتراض به نفوذ اجانب، مدت پنج روز به سفارت روسيه حمله بردند و آنجا را تخريب کردند.

ــ در غائلهی گرانی نان زنان تهرانی به خيابانها آمدند و چنان شورشی بر پا کردند که ناصرالدينشاه مجبور شد حکم دار زدن کلانتر وقت را صادر کند.

ــ در دوران مشروطه زنان تهرانی در اعتراض به سياستهای انگليس راه را بر شاه بستند، تهديد کردند اگر شاه روش خود را عوض نکند، آنها ميليونها ايرانی را عليه شاه جمع ميکنند. زنان اصفهانی هم در اين حرکت زنان تهرانی را حمايت کردند. اين پشتيبانی زنان موجب شد که شاه وزير خود را عزل و تصميم مجلس مؤسسان را بپذيرد. باز اين زنان بودند که مقاومت شاه را در هم شکستند و با همراهی مردان برای عدالتخواهی به پا خواستند. دختر ناصرالدين شاه به جنبش مشروطه پيوست و جزء مخالفان شاه شد. باز زنان بودند که به خاطر آگاه شدن و باسواد شدن با تلاش و مبارزه به ساختن مدارس پرداختند.

ــ زنی به نام خورشيد خانم برای مقابله با لباسهای خارجی در سال ۱۲۹۹ امتياز انحصاری لباسهای زردوزی را به مدت ۵ سال از اميرکبير کسب کرد. زمانی که به دنبال مقاومت محمدعلی شاه در برابر مشروطه جنگ داخلی با مردم آذربايجان شروع شد زنان به حمايت از مردان وارد ميدان شدند. و زنان اصفهان طلاهای خود را برای کمک به مردم آذربايجان فروختند.

ــ زنان با راه انداحتن نشريات زنان برای ارتقای سطح آگاهی خود تلاش کردند و در بدترين شرايط خفقان حاکم اولينبار در سال ۱۳۰۰ جشن ۸ مارس را برگزار کردند.

ــ در جريان مشروطه به رهبری ستارخان تعداد زيادی از زنان مسلح، جنگيدند و کشته شدند

ــ در مجلس دوم که مجلسی بسيار ضعيف بود دولت، مورگان شوستر را برای امور دارايی استخدام کرد. روسيه با اين انتخاب که نشان دهندهی نفوذ امريکا بود مخالفت کرد و به مجلس دستور داد تا او را اخراج کند در اين رابطه ۳۰۰ تن از زنان تهرانی که عدهای مسلح بودند وارد مجلس شدند و تهديد کردند که اگر نمايندگان تسليم خواست روسيه شوند، آنها را خواهند کشت از طرف ديگر، هزاران زن در اعتراض عليه اولتيماتوم روسيه به خيابانها آمدند.

ــ به رغم تمام تلاشهای زنان در دورهی مشروطه حق آزادی زنان و حق رآی آنان با مخالفتهای شديد تعدادی از نمايندگان مجلس مواجه شد. در همان زمان زنی در نشريه حبلالمتين از پايمال شدن حقوق زنان مينويسد: زنان، در انقلاب شرکت نکردند! که بعدها شاهد لگدمال شدن حقوق خودشان باشند.

ــ کشف حجاب زمزمهاش در زمان صدارت امير کبير شروع شد که پيشتاز آن زنی به نام طاهره قرةالعين بود که به دستور شاه به بهانهی ترويج بابی گری کشته شد. و در زمان رضا شاه کشف حجاب اتفاق افتاد.

ــ در دورهی رضاخان يکی از زنان روزنامهنگار به نام شهناز آزاد به دليل انتقاد از رضاشاه دستگير و به زندان افتاد.

ــ در جريان نهضت ملی هزاران زن پرچم به دست به خيابانها آمدند و تعدادی از آنها در درگيريها کشته شدند.

ــ در زمان زمامداری محمدرضا پهلوی زنان بيشماری در مخالفت با ظلمها و ستمهايی که بر مردم ميشد کشته و اعدام شدند و يا به زندان افتادند. و بسياری از زنان در بيرون از زندان راه آنان را در پيش گرفته و دست از مبارزه نکشيدند.

ــ در انقلاب ۱۳۵۷ بود که شجاعتهای زنان در مقابل رژيم پهلوی تبلور پيدا کرد و زنان به طور گسترده به عنوان نيروی فعال سياسی حرکتی بيسابقه از خود به نمايش گذاشتند. اينک پس از گذشت ۲۷ سال از انقلاب هنوز زنان در جايگاهی که حق مسلمشان است قرار نگرفته و با تنگنظريها اين جايگاه هرروز تنگتر و تنگتر ميشود.منشور جهانی حقوق بشر "زنان"

در سال ۱۹۹۵، در حاشیة کنفرانس جهانی زنان در چين گروهی از زنان برای اعتراض به روند افزايش فقر و جنگ و خشونت (به¬ويژه عليه زنان) و تلاش در جهت ساختن جهانی ديگر، شبکه¬يی را با نام حرکت جهانی زنان (WMW) پايه¬گذاری کردند. در کمتر از ده سالی که از شکلگيری اين حرکت می¬گذرد بيش از ۶۰۰۰ گروه زنان از حدود ۱۷۰ کشور و منطقه در سراسر جهان به اين شبکه پيوسته¬اند. اساسنامة شبکه با مشارکت تمامی گروه¬ها در پايان سال ۲۰۰۴ تکميل و با عنوان منشور جهانی زنان برای حقوق بشر منتشر شد. سال گذشته نمايندگان شبکه(WMW) برای معرفی منشور سفری به دور دنيا ترتيب دادند که از ۱۸اسفند (۸مارس، روز جهانی زن) در برزيل آغاز شد و ۲۵ مهر (روز جهانی مبارزه با فقر) در بورکينافاسوی آفريقا پايان يافت. از اين گذشته در طول مسير با گردآوری تکه¬پارچه¬های کاردستی زنان کشورهای مختلف، چهل¬تکه¬يی بهنشانهی همبستگی زنان با اصول منشور فراهم آمد که در ميدانی در پايتخت بورکينافاسو به يادگار گذاشته شد. اين ميدان هم اکنون ميدان صلح زنان ناميده ميشود.

گروههای فعال ايرانی که با حرکت جهانی زنان همراه شدهبودند بر آن شدند که قطعهيی با نام زنان ايران به چهل¬تکة همبستگی جهانی بيافزايند. اين هدف ما را ناگزير به شتابزدگی وامی¬داشت چون بايد در يکی از کشورهای همسايه که ايستگاه کاروان منشور بود به آن متصل می¬شديم و برای اين کار وقت زيادی نداشتيم. قرار بر اين شد که گروهها موضوع تهيه چهل¬تکه و مفاد منشور را در جمع¬های گسترده¬تر منتشر کنند تا هر کس مايل بود رويای خود را در قالب يک تکه پارچة نيم¬متری تصوير کند. در مدت کوتاهی که جسته و گريخته و با بضاعت درخور اوضاع و احوال ما, منشور حقوق بشر"زنان" اين سو و آن سو خوانده شد و بر دلها نشست دستهای زنان به کار افتاد و حاصل آن بيش از چهل و هفت تکه شد. نه تنها از شهر يا استان تهران بلکه از شهرهای فارس، آذربايجان، کردستان، گيلان, قزوين.... با توجه به زمان کمی که تا عبور کاروان از همسايگی ما باقی مانده بود تهيه شد. کميتهی هماهنگی شکل گرفت و به¬سرعت دست به کار شد. عصر روز ۱۳ تيرماه در سالن پاتوق فرهنگی تهران نمايشگاهی از تکهها با عنوان ”جهان ديگری ممکن است‏, ما آن را خواهيم ساخت!“ بر پا کرديم, قطعات برتر را با آرای بازديدکنندگان برگزيديم و کمی بعد به مدد مسافرانی که قبول زحمت کردند به هندوستان فرستاديم. و سرانجام يکی از اين قطعات در يکی از روزهای مرداد ماه در هندوستان به چهل¬تکة همبستگی دوخته شد تا زنان در سراسر جهان بدانند که در ايران نيز زنان خواهان صلح، عدالت، همبستگی، آزادی و برابری¬اند و در مبارزه با فقر و خشونت عليه زنان از پای نمی¬نشينند.

پس از دوختن چهل تکه ی ايران، همراه با شبکه، در روز جهانی مبارزه با فقر (۲۵ مهر)، با حرکت نمادين، در مقابل سينما بهمن تجمع آرام برگزار شد، که دراين تجمع با توزيع بروشور بين رهگذران و جمع آوری امضاء برای لغو قراردادهای استخدام موقت کار، زنان همبستگی خود را با حرکت WMWاعلام کردند. به دنبال اين حرکت، ۴ مراسم نيز با گروههای هوادار اين حرکت بر پا شد که روز جهانی محو خشونت عليه زنان، روز جهانی ايدز و روز جهانی حقوق بشر بود، که همراه با تجمع و گردهمايی زنان و توزيع بروشور برای اطلاع رسانی در چند نقطه از تهران و نيز شهرستانها برگزار شد.

منشور جهانی زنان سند عشق به زندگی و ستايش زيبايی جهان است

برابری ..........................................................

همة انسانها با هم برابرند. ما تبعيض بر مبنای جنس، رنگ، نژاد، قوميت، مليت، طبقة اجتماعی، شيوة زندگی، گرايش جنسی، محل سکونت، زبان، سن يا معلوليت را محکوم ميکنيم.

آداب و رسوم و دين و مذهب و ايدئولوژی دليل موجهی برای تحقير افراد نيست و نمی¬توان به اعتبار آن¬ها منزلت انسانی يا شرافت افراد را پايمال کرد. هيچ گروه يا کشوری نميتواند ادعای برتری بر ديگران را داشته باشد و مانع دسترسی ديگران به منابع، داراييها، فرصت¬های شغلی يا دادخواهی شود.

ما ميخواهيم دنيايی بسازيم...که در آن زنان انسان و شهروند کامل باشند نه فقط مونس و همسر و مادر و خدمتکار.

دنيايی که در آن تمامی وظايف انسانی که اغلب به صورت رايگان انجام می¬شوند (خانهداری، نگهداری از کودکان و سالمندان و خويشاوندان بيمار،...) به تساوی ميان زنان و مردان تقسيم شود.

دنيايی که در آن زنان و مردان برای کار مساوی دستمزدی مساوی بگيرند و صرفنظر از نوع کار (مزدی يا غيرمزدی، استخدام يا خوداشتغالی) حقوق و مزايای يکسان داشته باشند و تبعيض عليه زنان در محيطهای کاری خاتمه يابد.

دنيايی که در آن دختران و پسران ياد بگيرند به جنس مخالف خود احترام بگذارند و از خشونت و تعصبورزی دوری کنند.

دنيايی که در آن دولتها برابری اقوام و اقليتهايی را که در سرزمين آنها به سر ميبرند تضمين کنند.

آزادی ...........................................................

تمامی انسانها آزادند. هيچ فردی مايملک فرد ديگری نيست.

ما ميخواهيم دنيايی بسازيم.......که در آن انسانها قربانی بردگی و تجارت جنسی يا استثمار جنسی نباشند.

دنيايی که در آن زنان اختيار بدن خود را داشته باشند، خود برای بچهدار شدن يا نشدن تصميم بگيرند. نگهداری و تربيت فرزندان مسئوليت مشترک پدر، مادر و جامعه باشد. زنان حق داشته باشند ”نه“ بگويند و زير بار معيارهای اجتماعی و فرهنگی که زنان را زيبا و تسليم و خاموش ميخواهد نروند.

دنيايی که در آن زنان و مردان بتوانند در مورد محل سکونت، تحصيل، تفريح، پوشش، وسيلة نقليه، زبانی که دوست دارند به آن سخن بگويند، مطالبی که ميخواهند بخوانند، برای انتخاب دوستان و فعاليتهای اجتماعی خود در امنيت کامل تصميم بگيرند.

همبستگی .......................................................

همبستگی به معنای برقراری تعادل ميان منافع فردی و جمعی، دستشستن از امتيازها و مقدم دانستن منافع جمعی برمنافعِ به¬شدت فردی است.

ما ميخواهيم دنيايی بسازيم... که در آن منابع و ثروتها منصفانه ميان مردمان و کشورها تقسيم شده، فقر از ميان رفته باشد، و همگان به فرصتهای شغلی برای رفع نيازهای اساسی زندگی، مسکن، تغذیة مناسب، سوخت، خدمات بهداشتی، وسايل حمل¬و¬نقل، اطلاعات، تحصيل، دادخواهی، فعاليتهای ورزشی و تفريحی دسترسی داشته باشند.

دنيايی که در آن منابع طبيعی ميراث مشترک انسانها به شمار آيد و از آن برای نيازهای واقعی و نسلهای آينده محافظت شود.

عدالت ............................................................

عدالت يعنی به رسميت شناختن و تضمين حقوق قانونی، سياسی، اقتصادی و اجتماعی همه افراد و برقراری تعادل ميان حقوق فرد و حقوق جامعه.

ما ميخواهيم دنيايی بسازيم... که در آن گروهی اندک نتوانند کالاها و دانشی را که متعلق به جمع است در انحصار خود بگيرند. ابزار واقعی برای مبارزه با فساد وجود داشته باشد. شرافت افراد محترم باشد. حکم اعدام منسوخ، و شکنجه و رفتار اهانتبار و تحقيرآميز ممنوع شده باشد. و هر گونه خشونت به¬خصوص عليه زنان در برابر قانون جرم به حساب آيد.

صلح .............................................................

صلح به افراد امکان ميدهد که در جامعه و در چارديواری خصوصی خود (به دور از سلطة فرد يا گروهی ديگر، به دور از سلطة اقليت بر اکثريت يا سلطة ملتی بر ملت ديگر) در امنيت و به دور از خشونت زندگی کنند.

ما ميخواهيم دنيايی بسازيم... که در آن منزلت بدن فرد و شرافت اخلاقی او محترم شمرده شود. بردگی و تجارت جنسی انسانها از ميان برود و متجاوزان به حقوق فرد و جامعه به هيچ نحوی از مجازات معاف نشوند.

دنيايی که در آن بودجة صنايع نظامی صرف آموزش و بهداشت و ايجاد کار شود و برای حل مناقشات از روشهای صلحآميز استفاده کنند.

دنيايی که در آن برنامههايی برای آموزش صلح¬ و مدارا و عدمخشونت وجود داشته باشد تا فرهنگی صلحطلب به وجود آيد که از بروز مناقشات پيشگيری کند و مانع از انتشار تصاوير تحقيرآميز از زنان (در کتابهای درسی، روزنامه¬ها و مجلات، برنامه¬های تلويزيونی، فيلمهای سينمايی، سايتها،...) شود.



فقر

ديدگاه مدافع زنان مبتنی بر اين است که نابرابری جنسيتی و جامعهی طبقاتی از علل اصلی فقر زنان است. در جهانی زندگی ميکنيم که خصلتی عميقا مردانه دارد. در سطح کلان، توليد اجتماعی مبتنی بر نظامی است که طی آن مردان به دليل تحت نظارت داشتن منابع ضروری توليد اجتماعی در نقش مسلط عمل ميکنند و منافع اين توليد را نيز به خود اختصاص ميدهند.

فرآيند زنانه شدن فقر به تدريج مسئلهای جهانی شده و در بسياری از کشورها مکانيسمها و شاخصهای معينی برای محاسبه و پيش بينی روندها و همچنين مقابله با آن انديشيده شده است. در ايران، مطالعات چندانی در اين زمينه به عمل نيامده است. در گزارشهای مربوط به فقر که واحد بررسی آنها خانوار است فهم وضعيت واقعی زنان با مشکلات زيادی مواجه است و غالبا پنهان ميماند. مطالعات مربوط به سلامت، آموزش و اشتغال تا حدودی دسترسی و کنترل محدودتر زنان را بر اين منابع که منشأ فقر زنان است، نشان ميدهد.

فقر زنان را بايد در بستر موقعيت حاشيهای آنان در بازار کار و در اتکايی که فرض ميشود بايد به حمايت مالی مردان داشته باشند ديد.موقعيت زنان در بازار کار به صورتی است که کمتر از مردان ميتوانند به درآمد لازم برای تامين معاش دست يابند و در مشاغل کم درآمد متمرکز ميشوند. همين تصور وابستگی زنان به مردان است که از دير باز برای توجيه دستمزدهای بالاتر برای مردان به کار رفته و در مقررات رفاه اجتماعی نيز بازتاب يافته است. محروميتهای زنان در بازار کار در فقر آنها نيز نقش دارد زنی که سرپرستی فرزندان را به تنهايی برعهده دارد حتی وقتی فکر کند که ميتواند شغلی داشته باشد ممکن است به اين نتيجه برسد که اين کار صرفه اقتصادی ندارد.

مشاغل کم درآمدی که در دسترس است با توجه به هزينههای کار و مهد کودک، بسياری از مادران مجرد را به اين نتيجه ميرساند که در صورت اشتغال به درآمدی بيش از مستمری دولتی (اگر موجود باشد)دست نخواهد يافت.

بر اساس دادههای موجود در ايران زنان سرپرست خانوار بخش زيادی از فقرای کل کشور را تشکيل ميدهند. تفکيک سهم زنان و مردان سرپرست خانوار به شهری و روستايی نيز نشان ميدهد که در شهرها حدود ۶/۸ درصد و در روستاها حدود ۷/۱۲ درصد از کل خانوارهای فقير، سرپرست زن داشتهاند.

براساس آمارهای رسمی، زنان، سرپرستی ۴/۹ درصد از خانوارهای ايران را به عهده دارند که با توجه به احتمال کم شماری، زنان سرپرست خانوار در اين آمارها کمتر از رقم واقعی است. به خاطر فشار فقر ۵/۲۲ درصد از کل زنان سرپرست خانوار شاغل اند که بيش از سهم کل اشتغال زنان است. ناکافی بودن مستمری زنان سرپرست خانوار اغلب باعث شده که آنها در بخش خصوصی و غيررسمی اشتغال داشته باشند که مورد بی عدالتيهای مضاعفی قرار ميگيرند.اغلب اين زنان سرپرست در خانوارهای شهری به مشاغل خدماتی مشغولند، در حالی که در نقاط روستايی اين زنان اغلب در رده کارکنان ساده کشاورزی قرار ميگيرند.

در کل ۶۷ درصد از هزينههای خانوارهای زن سرپرست به هزينههای خوراکی و مسکن تعلق دارد. اين رقم برای مردان سرپرست خانوار ۲۵ درصد است. به اين ترتيب، سهم هزينه کالاهايی چون پوشاک، بهداشت و درمان در ميان خانوارهای زن سرپرست بسيار کمتر از خانوارهای با سرپرستی مردان است.

نتايج پژوهشهايی که در زمينه فقر مطلق و نسبی در يک دوره ۱۰ ساله ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ انجام شده نشان ميدهد، همواره سهم فقر زنان سرپرست خانوار بيشتر از مردان سرپرست خانوار ميباشد و زن بودن سرپرست خانوار احتمال قرار گرفتن در دايره فقر را افزايش ميدهد.

تحقيقات در اين زمينه براهميت گسترش فعاليتهای سوادآموزی برای زنان (بويژه توام کردن اين آموزشها با مهارتهای زندگی و شغلی) در مناطق شهری و روستايی تاکيد دارد. در سال ۱۳۸۰ حدود ۱۹ درصد از خانوادههايی که سرپرست زن بی سواد داشتهاند در زمره فقيران قرار گرفتهاند در حاليکه تنها ۱۴ درصد از زنان باسواد سرپرست خانوار در زير خط فقر هستند.

بر اساس دادههای جهانی، يکی ديگر از گروههای فقير زنان، زنان سالمند هستند.گسترش خانوار هستهای و تغيير در ارتباطات ميان نسلی در هنگامی که نياز سالمندان به کمک افراد غيرسالمند خانواده بيشتر ميشود، وضع مراقبت از سالمندان را وخيم ميکند. فرض براين است که مردان امکان بهره وری از درآمد بازنشستگی را برای دوران سالمندی خود و همسران فراهم ميسازند. بازتاب اين فرض را در قوانين بازنشستگی ميتوان ديد و تغييراتی که در سالهای اخير در مقررات تامين اجتماعی انجام شده بهبودی اساسی در موقعيت زنان پديد نياورده است.

دستمزدهای پايين، وقفه در اشتغال و تمايل به کارهای نيمه وقت در دورههايی از زندگی، بر شرايط بازنشستگی زنان در دوران از کار افتادگی نيز بی تاثير نيست.

درصد فقر در ميان گروههای سنی ۲۵ سال و کمتر و همچنين ۵۶ سال و بيشتر همواره بيش از ساير گروههای سنی بوده و نسبت زنان در اين دو گروه سنی بيش از مردان است.

کمکها و حمايتهای دولتی در مورد گروههای مذکور غالبا يا ديده نشده يا به حدی نيستند که فرد را از آستانه فقر بالا بکشد.

دلايل ديگری نيز باعث شده زنان بيش از مردان در معرض فقر قرار گيرند از جمله وابستگی به يک مرد حقوق بگير در شرايطی که حقوق مرد در مرز فقر باشد يا امکانات را به گونهای منصفانه در خانوار تقسيم نکند و يا شرايطی که زنان ناچار از پرستاری رايگان از خويشاوندان بيمار معلول يا سالمند هستند.

سرانجام اينکه تکليف مراقبت از کودکان وسالمندان و وابستگان ديگر بيش از همه بردوش زنان سنگينی ميکند حتی اگر انجام اين تکليف آنان را در معرض خطر فقر دهد. مشکل اصلی بسياری از زنان متاهل که مراقبت از فرزندان يا وابستگان ديگر را به عهده دارند رويارويی با فقر است.

از اين گذشته زنان اند که بايد جلوی هوسهای کودکان را در زمينه خوراک ولباس و گردش و بازی و غيره که به نظر، بسياری از آنها خواستههايی کاملا طبيعی است بگيرند و مدام به آنها نه بگويند. علاوه بر اين زنان بايد با فشارها، کمبود امکانات پيشرفت و احساس عدم امنيت ناشی از فقر نيز دست و پنجه نرم کنند. فقر به جسم و روح زنان صدمه ميزند به ويژه اگر رژيم غذايی درستی نداشته باشند چون هميشه نيازهای ديگر اعضای خانواده را بر نيازهای خود ترجيح دهند.

از مارس تا مارس :

اخبار مربوط به زنان در يکسال به نقل از رسانهها :

بر اساس گزارش کارشناس آسيب ديدگان سازمان بهزيستی: فرار دختران از منزل سالانه ١٥ درصد افزايش داشته است

در ايران روزانه ٥٠ تا ٦٠ دختر توسط نيروی انتظامی دستگيرمی شوند که علت دستگيری آنها ولگردی در خيابان و فرار از خانه است.

مجلهی حقوق زنان شمارهی ٢٦: کف سن فحشا در ايران ١٣ سال گزارش شده است

آخرين گزارشهای يکی از سازما نهای بين المللی نشان ميدهد:

خريد وفروش زنان ودختران سالانه هشت ميليارد دلار برای باندهای مافيايی درآمد دارد.

قاچاق زنان پس از قاچاق اسلحه و مواد مخدر سومين قاچاق پر درآمد دنيا محسوب ميشود.

٢٠ تا ٣٠ هزار زن برای تامين معاش خود و فرزندانشان تسليم تن فروشی ميشوند.

٨٠ درصد زنان خيابانی به علت فقر اقتصادی پای درراه فحشا ميگذارند.

هر شب ٤٠٠٠ دختر در خيابانهای پايتخت شب را به صبح ميرسانندکه بسياری از آنان مورد خشونت و آزار جنسی قرار ميگيرند.

سرکردهی باند متجاوز به ٢٠ زن تهرانی اعلام کر د که هدف من پاکسازی جامعه بود.

طی دوهفته سه زن خانه دار تهرانی توسط جانی ناشناس کشته شدند. (اعتماد ۱۰۲۱)

اختلافات خانوادگی منجر به خودسوزی زن جوانی شد. (شرق ٦٥٧)

مردی همسرش را با ٣٦ ضربه چاقو به قتل رساند. (همشهری٣٨٧٨)

قتل دختری به دست پدرش درفارس (شرق٦٥٣)

مرگ دختری در بيمارستان به دليل تجاوز (٦٤٢)

محاکمهی مردی به اتهام حلق آويز کردن همسرش (شرق٦٣٦)

دستگيری سه پسرجوان به اتهام تجاوز به دختر ١٤ ساله (شرق٦٣١)

دستگيری پنج پسر جوان به اتهام تجاوز به عنف (شرق٦١٣)

اخبار برگزاری جشنهای ۸ مارس «روز جهانی زن» :

زنان فعال ايرانی امسال هم، همچون شش سال گذشته در نظر دارند مراسم « روز جهانی زن»

۸مارس را در محيط بيرون از خانه برگزار کنند. در نود و ششمين سالگرد ۸ مارس « روز جهانی زن» و هفتمين سالگرد پيدرپی اين مراسم در ايران، گروهی از زنان به نام هواداران حرکت جهانی زنان «WMW» بنا دارند با همکاری چند تشکل زنان اين مراسم را مفصلتر برگزار کنند، اين مراسم در حالی برگزار ميشود که شاهد بی عدالتی و نابرابری هرچه بيشتر در حق زنان با اعمال طرحها و برنامههای جهانيسازی از قبيل تعديل نيروی انسانی و بيکاری و اخراج زنان، به کارگيری آنها به صورت استخدام قرارداد موقت يا پيمانکاری از يک طرف، و از طرف ديگر با مشکلات پيش آمده برای زنان و کودکان و خانوادهی کارگران شرکت واحد تهران و حومه هستند.

بنا به اخبار رسيده قرار است جشن ۸ مارس امسال نه تنها در تهران و در دانشگاهها بلکه در اکثر شهرها از جمله تبريز، رشت، اروميه، کرج، اوز، ساری، شيراز، اصفهان، ورامين و برای اولين بار در بوکان و مهاباد، با برپايی نمايشگاه کتاب، عکس و نقاشی همراه با نمايش فيلمهای مستند برگزار شود.

۸مارس درخارج از کشور که توسط زنان ايرانی برگزار ميشود در کشورهای آلمان، سوئد،

فرانسه، نروژ با راهپيمايی گسترده برای حذف حقوق نابرابر زنان به مدت ۴ روز برگزار خواهد شد.

خودکشی و خودسوزی زنان و دختران در کردستان :

خودسوزی و خودکشی زنان و دختران در کردستان به مرز بی سابقهای رسيده است. طبق گزارشهايی در مدت ۹ ماه گذشته حدود ۵۰۰ نفر در سراسر شهرهای کردستان اقدام به خودکشی و خودسوزی کردهاند که اکثر آنها زنانی در سنين ۱۴ تا ۳۵ سال هستند. اين زنان که ۵۰ درصد آنها متاهل اند اغلب بی سواد يا کم سوادند. علت اصلی اين خودکشيها، فقر و تنگدستی، ازدواجهای اجباری، نداشتن حق حضانت فرزند، خشونت و کتک کاريهای پدران، برادران و همسران و حتی نوع پوشش است.

دستگيری الهام افروتن خبرنگار هفته نامه تمدن هرمزگان :

الهام افروتن در اوايل بهمن ماه همراه ۵ نفر از همکارانش، به دنبال چاپ طنزی در هفتهنامهی تمدن هرمزگان دستگير و زندانی شد بنا به گزارش سايت زنان خبر خودکشی و به اغماء رفتن اين خبرنگار جوان، روزنامه نگاران و خبرنگاران را متاثر کرده است.

بيانيه جمعی از فعالان زن :

در بهمن و اسفند چهار بيانيه مهم از طرف تشکلهای زنان صادر شد :

۱- حمايت از زنان و کودکان رانندگان شرکت واحدتهران و حومه

۲- اعتراض به کاهش ساعات کار زنان

۳- درخواست آزادی ژيل کارول روزنامه نگار

۴- درخواست آزادی و حمايت از الهام افروتن

جمعی از فعالان زن با صدور بيانيهای با اعلام همدردی نسبت به دستگيری و گروگان گيری زنان و کودکان رانندگان و کارگران شرکت واحد تهران و حومه، و همراه با همبستگی اتحاديههای کارگری در روز ۱۵ فوريه بيانيهای صادر کرده و در اعتراض به دستگيری و گروگان گيری آنها، خواهان آزادی و اشتغال مجدد رانندگان شدند. تا بيش از اين شاهد مشکلات پيش آمده برای خانوادهی آنها نباشند.

همچنين فعالان زن در پی بخشنامهی کاهش ساعت کار زنان که به علت رسيدگی زنان به کارخانه و خانواده شان صادر شده بود اعتراض خود را با صدور بيانيهای اعلام داشتند، و اين همدردی به ظاهر انسان دوستانه برای زنان را، به عنوان حذف زنان از عرصههای اجتماعی و اقتصادی دانسته و حل پارادوکس حضور اجتماعی و اقتصادی زنان و مسئوليتهای خانوادگی آنها را با حذف صورت مسئله قابل حل نمی دانند.

ژيل کارول روزنامه نگار جوان و مستقل امريکايی که از سوی نشريهی « کريستانس سانس مونيتور» برای تهيهی خبر در عراق بود از ۷ ژانويه دزديده و در محل نامعلومی زندانی است. جمعی از روزنامهنگاران ايرانی به ويژه زنان روزنامه نگار در حمايت از حفظ جان اين زن روزنامهنگار بيانيهای صادر کردند.

اعتراض زنان شهرک «جعفريه» :

روز سهشنبه ۱۸ بهمن ماه صدها نفر از زنان ساکن شهرک «جعفريه» واقع در ۵ کيلومتری غرب شهرستان شهريار، به علت کمبود امکانات رفاهی، عدم گاز رسانی و قطع مکرر برق، جادهی شهريار، اشتهارد را مسدود کردند. به دنبال اين اعتراض نيروهای انتظامی در محل حاضر شده و وعده دادند که طی چند روز آينده به مشکلات رسيدگی کنند. جمعيت اين شهرک حدود ۱۵ هزار نفر است.

مراسم سالگرد مرگ فروغ فرخزاد :

روز ۲۴ بهمن : سالگرد مرگ فروغ فرخزاد با شرکت دوستدارانش در مزارش با شعرخوانی ناهيد کبيری، علی شاه مولوی درويش و سخنرانی آقای عمران صلاحی برگزار شد. در اين مراسم که بدون اعلام قبلی صورت گرفت اکثر طرفداران فروغ حضور داشتند.

«بتی فريدن» درگذشت :

«بتی فريدن» فيلسوف فمينيست مدرن، که آثارش در دهههای ۷۰-۶۰ جزء آثار پرفروش و بحث انگيز بود در سن ۸۵ سالگی در روز تولدش در گذشت. او در سال ۱۹۶۶ سازمان بين المللی زنان را که درباره مسائل سقط جنين و برابری حقوق زنان فعاليت داشت، تاسيس کرد. او معتقد بود که برای يک زن، همه چيز، داشتن فرزند و همسر نيست، بلکه او بايد در کنار اينها، به هويتی مستقل از هويت مردانه انديشه کند. يادش گرامی باد.

زنان در سال ۲۰۰۵ :

انتخاب زنان در پستهای رئيس جمهوری و موفقيتهای سياسی آنها در سال ۲۰۰۵، را ميتوان نوعی تغيير نگرش در جامعهی مردسالار دانست .

۱. انتخاب اولين زن رئيس جمهور در شيلی (ميشل باشلت)

۲. انتخاب اولين رئيس جمهور زن در ليبريای آفريقا (آلن جانسون سرليف)

۳. بدست آوردن امتياز حق رای و شرکت در انتخابات، کسب دوکرسی در هيات مديره اتاق بازرگانی در شهر جده (برای زنان در عربستان)

۴. شرکت زنان در انتخابات و انتخاب آنها به سمت نمايندگی در پارلمان و کابينههای عراق و افغانستان (۶۸ زن در افغانستان وارد مجلس شدند) و حق مالکيت بر دارايی و اموال (برای زنان عراقی)

۵. انتخاب اولين صدراعظم زن در آلمان (آنگلا مرکل)

۶. تصويب قانون انتخاب امپراتوری زن و وارث تاج و تخت شدن فرزند دختر در ژاپن

۷. انتخاب دو زن به عنوان وزير کابينه ی دولت جديد برای اولين بار در يمن

۸. خانم ناهيد پرسون ساکن سوئد با تهيهی فيلم « تنفروشی زير چادر» که به موضوع فحشا و دختران خيابانی در ايران ميپردازد، برندهی فستيوال فيلم زنان در فرانسه شد.

تظاهرات زنان زيمبابوه عليه گرانی :

زنان شهرهای «هراره» پايتخت زيمبابوه و «بولاوايو» دومين شهر بزرگ زيمبابوه به علت بالا بودن نرخ تورم وگرانی قيمت اجناس و ضايع شدن حقوق مدنی خود تظارات گستردهای بر پا داشتند . اين تظاهرات که توسط يک تشکل ويژه ی زنان و بدون مجوز از مقامات بر پاشده بود با دستگيری ۶۰ نفر در شهر هراره و ۱۰۰ نفر در بولاوايو بوسيله ی پليس پايان يافت. نرخ تورم در زيمبابوه به ۶۱۳ درصد رسيده و بالاترين نرخ تورم در جهان است. رشد اقتصادی زيمبابوه نيز در مدت ۶ سال اخير به شدت کاهش يافته است که همه ی اين عوامل فشار شديدی را به زنان تحميل ميکند.

تصويب قانون پرداخت حقوق مساوی برای کار يکسان در فرانسه :

يکی ازعمده ترين مشکلات زنان، تفاوت دستمزد در مقابل کار يکسان و مسئوليت نگه داری از کودکان است که اين مسئله باعث شده تا زنان فرانسوی به دنبال مبارزات خود برای رفع اين تبعيض، قانونی را در مجلس سنای فرانسه به تصويب رسانند. براساس اين قانون تا سال ۲۰۱۰ اين اختلاف درآمد از بين خواهد رفت. هر چند که يکی از زنان عضو حزب سوسياليست فرانسه تصويب قانون را بدون تضمين اجرايی آن خيلی به نفع زنان نمی داند. (تفاوت درآمد حقوق زن و مرد در قبال کار يکسان در فرانسه حدود بيست درصد است).

حمل پرچم المپيک زمستانی ۲۰۰۶ :

۸ زن پرچم المپيک زمستانی ۲۰۰۶ تورنتو را حمل کردند اين ۸ زن از زنان موفق، چون « سوزان ساراندون» هنرپيشه و برنده ی جايزه اسکار – « سوفيالورن» هنرپيشه مشهور ايتاليايی - «وانکاری ماتهای» فعال محيط زيست کنيايی و برنده ی جايزه صلح نوبل سال ۲۰۰۴ - « سمالی مام» فعال حقوق بشر و حقوق زنان کامبوج - « ايزابل آلنده» نويسنده مشهور و موفق شيليايی - « ماريا موتولا» دونده دو هشتصد متر المپيک ۲۰۰۰ و تنها دارنده ی مدال طلای المپيک در موزابيک - «نوال ال متوکل» قهرمان مراکشی و دارنده ی مدال طلا و دونده دو چهارصد متر با مانع، المپيک سال ۱۹۸۴ - « مانوئل دی چنتا» عضو کميته بين المللی المپيک ايتاليا، بودند. با وجود اينکه بيش از ۳۰ درصد ورزشکاران شرکت کننده در اين المپيک زن هستند و زنان ايرانی در ورزشهای زمستانی به خصوص ورزش اسکی فعال اند متاسفانه در تيم المپيک زمستانی، هيچ شرکت کنندهای از زنان ايرانی حضور ندارد.


حقوق و قوانين

ماده ١١٣٣ قانون مدنی: مرد ميتواند هر وقت بخواهد زن خود را طلاق دهد.

(بدينگونه ديده ميشود پروندههايی که مرد به دليل چاقی، بد بودن دست پخت، نداشتن مهريه و... همسر خود را طلاق ميدهد.)

ماده ١١٠٥ قانون مدنی: در روابط زوجين رياست خانواده از خصايص شوهر است.

(مادهی مذکور با تفويض مسند رياست به شوهر اصل تساوی زوجين را ناديده گرفته است)

ماده١١١٨ قانون خانواده: مرد ميتواند زن را از حرفه و کاری که بر خلاف مصالح خانواده و مرد باشد بازدارد.

(الف- قانون بدون اعتنا به شعور انسانی زن تشخيص اين مصلحت را بر عهدهی مرد گذاشته است. ب- قوانين ما در مورد اشتغال زنانی که دارای همسرانی بزهکار، معتاد و لاابالی هستند هيچ وضعيتی را پيشبينی نکرده و اين مردان ميتوانند مانع کار و اشتغال زنان خود شوند.)

ماده ٣٠٠ قانون مجازات اسلامی: ديهی قتل زن مسلمان خواه عمدی، خواه غير عمدی نصف ديهی مرد است.

(همواره اين قانون را با اين عبارت که مرد وزنهی اقتصادی خانواده است توجيه ميکنند در حالی که هيچ وضعيتی برای زنان سرپرست خانواده و يا به طور کل زنان شاغل پيش بينی نشده است.)

ماده١١١٤ قانون مدنی: زن بايد در منزلی که شوهر تعيين ميکند سکنی نمايد.

(خواست و ارادهی زن از نظر قانون هيچ گونه اهميتی ندارد.)

زن تنها در برخی امور قضايی حق شهادت دارد اما شهادت دو زن معادل يک مرد است و اين قانون شامل تمام موارد شهادت است. حتا مواردی که موضوع خاص زنان است. در اين ميان مواردی هم هست که اگر زنی اقدام به شهادت کند مجازات خواهد شد مثل جرم زنا. (قانون ٧٦ مجازات اسلامی)

از کنوانسيون چه ميدانيم؟

کنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان در ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹ تصويب و از سوم سپتامبر ۱۹۸۱ لازمالاجرا و در حال حاضر ۱۷۰ کشور عضو آن است.

در اين کنوانسيون، تبعيض عليه زنان چنين تعريف شده است:

هسته اصلی کنوانسيون مادهی دو «۲» آن است. در اين ماده روح و هدف کنوانسيون بهطور کلی آورده شده و بقيهی مواد کنوانسيون در واقع جزيی کردن همين ماده و توضيح آن است.

دول عضو، هرگونه تبعيض عليه زنان را محکوم کرده، موافقت ميکند که بدون درنگ سياست رفع تبعيض از زنان را با کليهی ابزارهای مناسب دنبال کند. و با اين هدف موارد زير را متعهد ميشوند:

۱- گنجاندن اصل مساوات و برابری ميان زنان و مردان در قانون اساسی و يا ساير قوانين مربوطهی هر کشور، چنانچه تاکنون منظور نشده باشد و تضمين تحقق عملی اين اصل بهوسيلهی وضع قانون يا ساير طرق مناسب ديگر.

۲- تصويب قوانين مناسب يا اقدامات ديگر از جمله مجازات در صورت اقتضاء، به منظور رفع تبعيض از زنان.

۳- برقراری حمايت قانون از حقوق زنان بر مبنای برابری با مردان و حصول اطمينان از حمايت مؤثر از زنان در مقابل هرگونه اقدام تبعيضآميز از طريق مراجع قضايی ذيصلاح ملی و ساير مؤسسات دولتی.

۴- خودداری از انجام هرگونه عملی و حرکت تبعيضآميز عليه زنان و تضمين رعايت اين تعهدات توسط مراجع و مؤسسات دولتی.

۵- اتخاذ کليهی اقدامات مناسب جهت رفع تبعيض از زنان توسط هر شخصی، سازمان و يا شرکتهای خصوصی.

۶- اتخاذ تدابير لازم از جمله وضع قوانين به منظور اصلاح يا فسخ قوانين، مقررات، عرف يا روشهای موجود که نسبت به زنان تبعيضآميزند.

۷ - فسخ مقررات کيفری ملی که موجب تبعيض نسبت به زنان ميشود.زنان و کارخانگی

کارخانگی از ديرباز فعاليتی بود که زنان بر عهده داشتند. البته در جوامع سنتی و عصر ماقبل صنعتی شدن، از آنجايی که هنوز مرز بين کارخانگی و کار بيرون از خانه مشخص نبود و زنان به همراه مردان در مزرعه نيز به فعاليت ميپرداختند، اين تقسيم کار بدين شدت خود را نشان نمی داد. در واقع ميتوان گفت که با آغاز دوره صنعتی شدن، «کارخانگی» به وظيفه اصلی زنان بدل شد و مردان به «نان آور» خانواده بدل شدند. علت اصلی پيدايش تقسيم کار جنسيتی و انجام کارخانگی توسط زنان اين است که نظام سرمايه داری از کار رايگان زنان بهره مند ميشود. کارخانگی نه تنها ناشی از مناسبات توليد است، بلکه در حفظ معيارهايی که تداوم زندگی خانواده را امکان پذير ميکند، نقش دارد.

انجام کارهای خانه، مراقبت و پرورش فرزندان و شوهرداری، مجموعه فعاليتهايی است که تحت نام «کارخانگی» طبقه بندی ميشوند. خانه داری عبارت است از مجموعه کارهايی که زن در داخل منزل انجام ميدهد. در کارخانگی چنانچه معلوم است نه مزدی در کار است، نه اتحاديهای و نه اعتصابی. مرزی وجود ندارد که به روشنی محدوده کار را از محدوده فراغت مشخص کند. در کارخانگی کسی برای ورود و خروج کارت «ساعت نمی زند». دستگاهی يا ترتيباتی وجود ندارد که مدت حضور فرد در سر کار و حرکات و فعالتهای او را بررسی کند. کار در منزل تمامی وقت زن خانه دار را در بر ميگيرد. فضای آن، تمامی فضای عمرِ يک زن است. «زن، سرِ کار نمی رود، بلکه بيدار ميشود که در خانه کار کند. خانه همان کار است و کار همان خانه. در چارديواری خانه و ظرف مدت روز وظايفی وجود دارند که بايد به انجام برسند. اين وظايف مرزهای کار يک زن را در خانه تشکيل ميدهند. هر عملی به اجزای کوچکتر تقسيم ميشود. هريک از اين اجزاء بکلی متمايز و جداگانه است. فعاليتها و وظايفی که هر روز بايد اجرا شوند، هر روز دقيقاً طبق برنامه و اين کارها مجدداً و مجدداً تکرار ميشوند. يکنواختی و بی پايانی کارخانگی، خصيصهايست که سختی و مشقت زيادی را بر زنان تحميل ميکند.

با پيشرفت جوامع و گسترش دستاوردهای مدرن بشری، نه تنها از وظايف زنان کاسته نشد، بلکه اشتغالِ «مزدی» در خارج از خانه نيز به ضرورتی برای تداوم خانواده بدل گشت. زنان ميبايست علاوه بر انجام کارهای خانه، برای تامين معاش خانواده در خارج از خانه نيز کار کنند. زنان همواره نيروی کار ارزانی برای کارفرمايان بودهاند. شرکتها و سرمايهداران به سوی زنان هجوم آوردند و کارمزدی بر کارخانگی آنها اضافه شد. اين بار زنان مورد ستمی مضاعف قرار گرفتند. وضعيتی که تا به امروز در بسياری از جوامع بشری جريان دارد. هرچند برخی ادعا ميکنند با پيشرفت تکنولوژی از سختی کار خانگی کاسته شده است، اما اين تنها ترفند و فريبی است برای حفظ نظام مردسالاری. به سادگی مشهود است که استفاده از لوازم جديد منزل، از کارخانگی نکاسته است، بلکه با افزايش ظرافت، پيچيدگی و تنوع کارها، «استانداردهای کارخانگی مطلوب و آرمانی» را بالا برده است. در حقيقت هر گونه تسهيلاتی در انجام کارخانگی، مانند وسايل خانگی پيشرفته تر و بهتر، تنها منجر به نگاه داشتن زنان در وضعيت موجود، يعنی «زنِ خانه دار» است.

تحقيقات نشان داده است که زن امريکايی امروزه، به رغم وجود دستگاههای مدرنی که باعث تسهيل در کارخانگی شده است، بيشتر از مادربزرگ خود کار ميکند.

خشونت
هر گونه عمل آزار دهنده مبتنی بر جنسيت که لزوما يا محتملا منجر به آسيب يا رنج جسمانی، جنسی جسمانی، جنسی يا روانی شود خشونت ناميده ميشود.

خشونتهای جسمانی: هر نوع ضرب و جرح و زد و خورد فيزيکی، شکنجه وقتل را شامل ميشود. بهای اين نوع خشونت عبارتند است از: اعضای شکسته، زخمها، پاره گيها، بريده گيها، کبودی،جراحات داخلی،ضربه مغزی، سقط جنين و مرگ در اثرآسيبهای جسمانی .

در ايران، آمار زنان قربانی که از شوهرانشان کتک خوردهاند بسيار کمتر از آن هست که به طور واقع ديده ميشود. فرهنگ، مسائل روانی و عوامل شخصيتی از جمله مواردی هستند که در گسترش پديدهی فوق مؤثر هستند.طبق آمار ارائه شده (در همايش نفی خشونت عليه زنان) از بين زنانی که به پزشکی قانونی مراجعه ميکنند، اکثرا بين٣٠ تا ٤٠ سال سن دارند و ٩٨ درصد آنها بارها به دليل اعمال خشونت عليه خانوادههايشان به پزشکی قانونی مراجعه کردهاند.

خشونتهای جنسی: متداول ترين و مهم ترين نوع خشونت عليه زنان به شمار ميرود و اثرات آن بسيار گستردهتر از انواع ديگر است. زنان در اين نوع خشونت قربانيانی بيدفاعاند، چراکه گاهی اين مساله برای هميشه محرمانه باقی ميماند. از بين رفتن اعتماد به نفس، گوشهگيری از اجتماع و ايجاد روح بدبينی در زن بهای هنگفتی است که از بابت اين آزارها ميپردازد.

خشونت جنسی به هر گونه رفتار غير اجتماعی اطلاق ميشود که از لمس کردن تا تجاوز کردن را در بر ميگيرد. اين نوع خشونت ممکن است در محيط زندگی خصوصی، زناشويی و خانوادگی اتفاق بيفتد.زنانی که مورد خشونت جنسی قرار ميگيرند دچار صدمات روانی،عصبی و عاطفی ميشوند که بر کل رفتارهای آنها تاثير ميگذارد.

خشونت روانی: بر اساس تحقيقات انجام شده، بيش از نيمی از زنان کشور همواره در اضطراب به سر ميبرند که ٥٠ درصد آنها مبتلا به سر دردهای عصبی و ميگرن هستند.هم چنين سوء رفتار در يک سوم زنان باعث شده است تا آنها بدون هيچ علاقهای به زندگی مشترک خود ادامه دهند.

نگاه به زن به عنوان جنس دوم و به طور کلی هر رفتار خشونت آميزی که شرافت،آبرو و اعتماد به نفس زن را خدشه دار کند (انتقاد ناروا، توهين، تحقير، بد دهانی، تمسخر، فحاشی متلک، تهديدهای مداوم به طلاق يا ازدواج مجدد) محدوديت آزاديهای مشروع اين قشر در خانواده، ندادن حق تصميم گيری به آنها و... از جمله مصداقهای خشونت روانی است. پناه بردن به داروهای روان گردان، الکل و مواد مخدر و فرار و خودکشی از ديگر پيامدهای خشونت روانی است. اکنون ٧٢ درصد از زنان و دخترانی که به خاطر خشونتهای روانی مجبور به ترک خانه ميشوند بين ١٦ تا ٢٥ سال سن دارند و ميزان فرار دختران و زنان از منزل سالانه ٢٣ تا ٢٦ درصد افزايش دارد.

خشونت عليه زنان و دختران در ايران رو به افزايش است. گسترش پديدهی خشونت عليه زنان و دختران، با توجه به جمعيت بالای اين قشر، عواقب سوء و پيامدهای منفی در جامعه دارد.

زن در رسانه

در جامعهی امروز ايران حضور زن در رسانه، چه تصويری و چه خبری، قابل بحث و بررسی است.

واقعيت اين است که ارائهی غير مستقيم نقشهای معين برای زن و مرد از طريق صدا و سيما با استفاده از اتصال اين الگوها به ارزشهای سنتی و فرهنگ عامه، مکانيسمهای جديد القای ايدئولوژيک است که به صورت غير مستقيم و با ژستی مدرن،سنت پوسيده را ميآرايد.ارائهی الگوهای « مادر مهربان و فداکار»، «خواهر دلسوز» و « همسرمطيع » به عنوان ايدهال از طريق هم تراز کردن آنها با ارزشهای مذهبی و الگوهای سنتی،رايج ترين تکنيک اين رسانه قلمداد ميشود.آدمک سازی از« زن نمونه» با ارائهی تصويرهای کاملا مردسالارجزء لاينفک برنامههای صدا و سيما است و ترويج نمادهای مردسالارانهای که هر روز و هر ساعت از طريق امواج تلويزيونی به تک تک افراد جامعه تزريق ميشود.

گذشته از معضلات رسانههای تصويری،زنان در رسانههای خبری هم با مشکلات بسياری دست به گريبان هستند.هر چند که تعطيلی مکرر روزنامهها باعث ريزش بخش قابل توجهی از زنانی شد که وارد عرصهی مطبوعات شده بودند، با اين حال هنوز شاهد حضور فعال زنان در اين زمينه هستيم، اما با کمال تاسف، فضای کاری برای آنان بسيار محدود و غير قابل پيشرفت است،چنان که به نقل از يکی از روزنامه نگاران زن، برای زنان روزنامه نگار تنها در سيستم مديريت روزنامه تا دبيری بخش جای رشد وجود دارد و جزچند نشريه که مربوط به مسائل زنان است و مدير مسئول و سردبير آن زن هستند (البته فقط ماهنامه). هيچ روزنامهای در ايران سردبير زن ندارد! هم چنين خبرنگاران زن به خاطر جنسيتشان،برای تهيهی خبر به بسياری از جاها فرستاده نمی شوند و جلوی پيشرفت حرفهای شان گرفته ميشود. از ديگر مشکلات خبرنگاران زن نگاه جنسيتی ايست که به ايشان ميشود،چنان که بخش عمدهای از مشکلات خبرنگار زن اخراجی از مجلس هفتم به خاطر جنسيتش بود، پر واضح است اگر وی در جايگاه يک مرد قرار داشت، جسارت ژورناليستی اش «بی نزاکتی» تلقی نمی شد.

گذشته از مشکلات مربوط به مسائل کاری زنان در رسانههای خبری،نکتهی مهم ديگر،تعداد قليل نشريات تخصصی زنان و بی توجهی آشکار مسئولين به اين امر است. با توجه به اين که زنان بيش از نيمی از جمعيت کشور را تشکيل ميدهند،انتظار ميرود که توجه به مسائل حل ناشدهی زنان به طور جدی مورد بحث و بررسی قرار گيرد.

در سالهای اخيرشاهد رشد وبلاگها و نشريات الکترونيکی مربوط به زنان در فضای مجازی و افزايش چاپ و نشر کتابها و جزوات آگاهی دهنده در رابطه با زنان بودهايم.با وجود ای، انعکاس فعاليتهای زنان در رسانههای دولتی بسيار کمرنگ بوده است و

بی توجهی دولت و بعضا کارشکنيهای مسئولين ( مانند فيلترگذاريهای اينترنتی و سيستم مميزی کتابها و نشريات قابل تامل و بررسی است.)

هر چند که هر روزه محدوديتها و نابرابريهای جنسيتی در عرصهی رسانهها بيشتر ميشود، اما حضور روزافزون زنان در عرصههای اجتماعی و فرهنگی نشان دهندهی افزايش سطح آگاهی و خواستههای به حق زنان امروز جامعهی ايران است.

زنان، بهداشت و سلامت

در کنفراتس ۱۹۷۸ آلما آتا وزرای ۱۳۴ کشور جهان به همراه سازمان بهداشت جهانی و يونيسف بيانيهی بهداشت برای همه تا سال ۲۰۰۰ را صادر کردند و بهترين وسيلهی دستيابی به آن را مراقبت اوليهی بهداشتی دانستند.

متاسفانه مفاد اين بيانيه به واقعيت نپيوست و بهداشت مردم کشورهای جهان سوم در بسياری از زمينهها وخيمتر شد. در حالحاضر وضع بهداشت به دليل نابرابريهای اقتصادی با بحران مواجه است و سلامت مردم را هر روز خطرات تازهای تهديد ميکند که در اين ميان زنان سهم بيشتری را متحمل ميشوند

ــ بيماری ايدز در ميان زنان به شکل خطرناکی رو به گسترش است که يکی از بزرگترين دلايل آن آگاه نبودن زنان و مردان به اصول اوليه بهداشت است. مثلا يکی از راههای پيشگيری استفاده از وسايل پوششی هنگام رابطهی جنسی است. اين خود ناشی از نبود يا کمبود مراکز بهداشتی در ارتباط با ايدز و عدم اطلاعرسانی صحيح رسانههاست که نقش بسيار ارزندهای ميتواند در زمينهی آموزش و آگاهی و آسيبهايی که ناشی از ايدز است داشته باشد.

ــ سقط جنين که جان بسياری از زنان را خواسته يا ناخواسته مجبور به انجام آن ميشوند، به طور جدی تهديد ميکند. در ايران در سه سال گذشته ۸۵ مرکز خصوصی و غير قانونیِ سقطجنين شناسايی شدهاند که تنها در يکی ازمراکز، ۷۰ مورد سقطجنين انجام شده است و بسياری از مراجعين به دليل عدم رعايت اصول بهداشتی دچار عفونت شده و درگذشتهاند. طبق آمار غيررسمی از هر ۱۰ مورد سقطجنين يک مورد مرگ گزارش شده است که اکثرا دختران زير ۱۶ سال بودهاند.

ــ بارداری و زايمان: بر اساس آخرين بررسيهای وزارت بهداشت و درمان، تاخير در انتقال زائو به مراکز بهداشتی، دوری راه، نبود وسيلهی نقليه در روستاها سوء تغذيه و نبود آگاهی و بيتوجهی خانوادهها بيشترين تاثير را در مرگ و مير مادران باردار داشته است. اين عوامل مبين آن است که جامعه نتوانسته شرايط لازم برای مراقبتهای بهداشتی، فرهنگی و اقتصادی را که زن باردار نيازمند آن است به طور مطلوب فراهم کند. ارتقای سطح سواد، توانمندسازی جامعه و حمايت مسئولان بهداشتی از زنان باردار ميتواند از ميزان مرگ و مير و معلوليتهای ناشی از زايمانهای سخت و نادرست بکاهد.

ــ از ديگر بيماريهايی که زنان بيشتر به آن مبتلا ميشوند بيماری سل است. در استان خراسان ۱۰ هزار بيمار مبتلا به سل وجود داردکه۶۰ درصد آن را زنان ۴۰ تا ۵۰ ساله تشکيل ميدهند که عمدتا حاشيهنشين هستند.

ــ تغذيه مناسب و سالم سهم بسزايی در کاهش آمار سرطانهای سينه، رحم و... بيماريهای قلب و عروق و چاقی مفرط، پوکی استخوان، کمبود آهن و ... دارد مصرف سبزيجات، ميوهها و پروتئين برای زنان الزامی است. اما فقر اقتصادی و عدم تامين معيشت روزانهی خانواده و در دسترس نبودن امکانات بهداشتی ارزانقيمت و رايگان باعث شده است تا زنان و کودکان در خطر باشند.

ــ عدم امنيت اجتماعی از ديگر خطرات جدی برای سلامت زنان محسوب ميشود. در صورت پيدا نشدن راهکار مناسب و قانونی برای جلوگيری از اين آسيبها، ما هر روز بيش از پيش شاهد حوادث مصيبتبار، آزارهای جنسی و جسمی و روانی و... خواهيم بود.

خواستهای کنونی زنان

۱۷ اسفند ۱۳۸۴- (۸ مارس ۲۰۰۶)

• پيوستن به کنوانسيون بين المللی رفع انواع تبعيض عليه زنان و پيمان منع شکنجه و پذيرش و اجرای بی قيد و شرط مفاد آن.

• رفع تبعيض از حقوقِ زنان در کليهی قوانين موضوعه از جمله در قوانين کار، بيمه، ارث و نيز برقراری مستمری پس از فوت زنانِ شاغل برای فرزندان آنها و تعميم حق عائلهمندی به زنان شاغل، منع تعدد زوجات و اصلاح قوانين ازدواج و طلاق.

• اصلاح قوانين و مقررات مربوط به حقوق زنان (مادههای ۱۱۳۳، ۱۱۰۵، ۱۱۱۸، ۳۰۰، ۱۱۱۴) از جمله : حق ادای شهادت، حق طلاق، رفع تبعيض در ارث، حق حضانت فرزند، حق دريافت گذرنامه و خروج از کشور بدون قيد و شرط، انتخاب پوشش، حق سکونت مستقل و ....

• برابری زنان و مردان در برخورداری از تمام حقوق اجتماعی و مدنی (صرف نظر از قوميت، مذهب، عقيده و طبقه).

• برخورداری زنان از دستمزد و مزايای برابر با مردان در قبال کار يکسان.

• برخورداری از حقوق و امتيازهای برابر در آموزش و اشتغال (واگذاری مشاغل و پستهای مديريتی به زنان).

• لغو قراردادهای استخدام موقت (پيمانکاری)، که بيشترين قربانيان آن زنان هستند.

• بيمه کردن زنان خانه دار و سرپرست خانوار.

• رفع تبعيض جنسيتی در ساختار قدرت و تصميم گيری.

• اصلاح قوانينِ مربوط به حقوق والدين نسبت به فرزندان به ويژه مقررات مربوط به قتل فرزند توسط پدر .

• زدودن فرهنگ مرد سالارانه از گفتار و نوشتار در تمامی عرصههای فرهنگی و اجتماعی به ويژه آموزشی .
• اجرای کامل مفاد کنوانسيون حقوق کودک و حمايت از حقوق کودکان و تشديد برخورد قانونی با کودک آزاری .
لاف ز برتری کم زن:


سنگ برابرت هستيم
تير به ما چه ميباری؟!
نيمهی ديگرت هستيم
خالق اين جهان ما را
واسطه کرد در خلقت؛
حرمت ما نگه ميدار
خالق و مادرت هستيم
عزت و امن و آسايش
جمله ز لطف ما داری؛
از دل خود اگر پرسی
همدل و همسرت هستيم.
حقطلبان همراهيم
زنده و شاد و برپاييم –
گام بزن بيا با ما!
ما، همه، ياورت هستيم.
حق حيات کاملتر
- گرچه به کام شير اندر –
مطلب ماست باور کن!
طالب باورت هستيم.
نظم جهان فردا را
همت و همدلی بايد:
دست به دست ما بسپر؛
يار دلاورت هستيم.

تير ۸۴ – سيمين بهبهانی