هدف مقاومت ملی عراق پايان اشغالگری است

چهارشنبه ، ۲۳ شهریور ۱۳۸۴؛ ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۵

چاپ

مصاحبه «ليث السعود» با دکتر «محمد العبيدی»

مصاحبه ای که در ذيل می آيد، مصاحبه «ليث السعود» با دکتر «محمد العبيدی» عضو جنبش مردمی عراق است. وی دراين مصاحبه به تشريح ترکيب اين جنبش و نيز عملکرد آن در مبارزه با اشغالگران عراق می پردازد.

متن اين گفت وگو در پی می آيد:

دولت بوش ادعا می کند مقاومت عراق متشکل از اعضای سابق رژيم است که در شرايط کنونی کنار گذاشته شده اند وهمچنين «ستيزه جويان خارجی». ارزيابی شما در اين باره چيست و نيروی مقاومت در مورد رژيم سابق چه نظری دارد؟

مردم عراق و به طور کلی، مقاومت ملی عراق - که اين ماهيت و نام واقعی آن است - می دانند که اين ادعا بخشی از تبليغات روانشناختی است که درعراق انجام می گيرد. آن چه دراين زمينه روشن است، اين که مقاومت از گروه های متعددی تشکيل شده است که يک هدف واحد را دنبال می کنند و آن هم به طور مشخص، پايان دادن به اشغال عراق است. گوناگونی و تکثر نيروهای مقاومت، نقطه قوت آن است نه ضعف آن، چون نمايانگر آن است که اين يک مقاومت ملی گرايانه است و کاملاً مشخص است که در عراق، نيروی مقاومت از همه فرقه ها و بخش های اجتماعی تشکيل شده است. از اسلام گرايان، بعثی ها، ملی گرايان وطن پرست و از همه مهمتر،اعراب سنی و شيعه.

آمريکايی ها پيش از آخرين حمله خود به «فلوجه» ادعا می کردند که بيشتر اين مبارزان راه آزادی، مسلمانان و عرب های خارجی هستند، اگرچه پس از تخريب بی رحمانه فلوجه، مقام های آمريکايی آشکارا گفتند که شبه نظاميان غيرعراقی تنها ۲ درصد شبه نظاميان را تشکيل می داده اند ولی از همه اينها مهمتر نتيجه منطقی و واقع بينانه ای است که عراقی ها به آن دست يافته اند.

آنها می گويند درحاليکه آمريکا درتهاجم به عراق با خود سربازانی از سراسر جهان آورده واز هزاران کيلومتر دورتر و از هر منطقه سربازانی را به کار گرفته است تا کشور ما را اشغال کنند، چرا برادران عرب ما نتوانند به کمک ما بيايند تا از سرزمين خود دفاع کنيم و اشغالگران را بيرون برانيم؟ اين پرسشی منطقی است که ميل دارم از مردم آمريکا بپرسم، ولی در مورد نظر مقاومت نسبت به رژيم صدام ، من فکر می کنم همه گروه های مقاومت در عراق ، رژيم صدام را برای آنچه در عراق اتفاق افتاده است محکوم کرده اند، ولی در عين حال، ما بايد در نظر داشته باشيم که رژيم صدام برای هميشه رفته است و آمريکاييان نمی توانند عراق را به خاطر گذشته، گروگان خود نگاه دارند.

جهان چگونه بايد گروه هايی را که به مقاومت عراق تعلق دارند، از ديگر گروه ها تشخيص بدهد؟

از عمل آنها. همه عراقی ها می دانند تمامی عملياتی که به وسيله نيروی مقاومت انجام می گيرد، هدفش نيروهای امنيتی و اشغالگران است. بايد اين را به خاطر بسپاريم که در غياب هر نوع حاکميت مستقل در عراق، نيروهای امنيتی صرفاً زائده نيروی اشغالگرند. عملياتی که به شکل ديگری صورت می گيرد و هدفش افراد غيرنظامی است را با اطمينان می توان گفت به مقاومت ملی عراق تعلق ندارند. برای مثال، صدها استاد دانشگاه، خلبان نظامی، دانشمند و دکتر در عراق کشته شده اند، نيروی مقاومت چه سودی از کشتار تحصيل کرده ترين و با استعدادترين افراد کشورمان می برد؟ برای عراقی ها روشن است که انگشت خارجی ها، ماشه ارتکاب چنين جناياتی را می کشد و منابع انسانی عراق را از بين می برد.

اگرچه بسياری از گروههای مخالف در عراق به طور مکرر و به روشنی، هدف گرفتن غيرنظاميان رامحکوم کرده اند، دولت بوش به طور دائم آنها را با اين استدلال که استراتژی آنها چنين است، متهم می کند. پاسخ شما چيست؟

اين امر هميشه بخشی از تبليغات اشغالگران بوده است. همانطور که گفتم، هيچ يک از گروههای مقاومت هرگز غيرنظاميان را هدف قرار نمی دهند و آن را نمی پذيرند. همه گروهها به وضوح گفته اند که هدف آنها مردم عراق نبوده و نخواهند بود. مقاومت ملی که از مردم عراق تشکيل شده است، چگونه می تواند مردم را هدف بگيرد؟ با اين وجود، اين پرسش پيش می آيد که چرا اشغالگران در مورد اين واقعيت که اين کشتارها به وسيله شبه نظاميانی انجام می گيرد که اجازه فعاليت در کشور را دارند، چيزی نمی گويند؟ ما بارها گزارشهايی داشته ايم از اينکه اين شبه نظاميان روحانيان، نمازگزاران و ساير عراقی هايی را که مخالف اشغال و وضع کنونی اند، هدف قرار داده اند.

عراقی هايی که شما با آنها صحبت کرده ايد، ماهيت اين اشغال و مقاومت را چگونه توصيف می کنند؟

اجازه بدهيد پرسش شما را با پرسش ديگری پاسخ بدهم کسی که عزيزی را در يک تهاجم تجاوزکارانه از دست داده است، چه احساسی می تواند داشته باشد؟ هزاران عراقی هستند که دارای چنين وضعی هستند و عزيزانشان به دست اشغالگران کشته شده اند. اين جدای از زندانيان چه زن و چه مرد است که هزاران فاميل و وابسته دارند. مقاومت از پيوستن اعضای جديد به خود کمبودی ندارد ؛ و يافتن مردم علاقه مند به هدفهای مقاومت در کشور، مشکل نيست. صدها و هزاران مردم در عراق آماده اند که جان خود را برای کشورشان فدا کنند. اجازه بدهيد يک چيز ديگر را هم اضافه کنم. فکر می کنيد عراقی ها چه واکنشی نشان می دهند وقتی در تابستان گرم عراق، ساعتهای زياد و گاهی روزها، برق و آب ندارند؟ بيش از دوسال از اشغال عراق می گذرد و هنوز مسائل بنيادين زندگی در هم ريخته است. لطفاً نگوييد که اين امر به خاطر خرابکاريهای نيروی مسلح مقاومت است، چون ما می دانيم منابع ما به کجا می روند و چگونه مصرف می شوند. اين يک مجازات جمعی است برای همه عراقی ها، بويژه در بغداد و ساير جاهايی که مقاومت بسيار فعال است.

نظرتان اين است که ارتش و مسؤولان آمريکايی، روش هايی را برای مجازات جمعی عراقی ها به کار می برند؟ چه مدرکی را می توان به جهان ارائه داد که چنين چيزی در عراق دارد اتفاق می افتد؟

اين اظهارنظر نيست. من تأييد می کنم که اين چيزی است که در عراق دارد اتفاق می افتد. هيچ کس نمی تواند آنچه را که ارتش آمريکا در عراق انجام داده است، انکار کند، در سامره، کربلا و ساير شهرها آب و برق و خدمات پزشکی و ساير خدمات از مردم دريغ شده است. اين امر نه تنها به وسيله شاهدان عينی در عراق تأييد شده که خود دليل کافی است، بلکه به وسيله سازمانهای بين المللی اطلاع رسانی همچون صليب سرخ هم تأييد شده است. آيا اين يک مجازات جمعی نيست؟ يک لحظه در مورد بغداد فکر کنيد. مردم بغداد هيچ وقت چهارروز پشت سر هم برق ندارند و يا يک هفته پشت سر هم آب آشاميدنی. خبرگزاری رويترز تصويرهايی از سربازان آمريکايی منتشر کرده است که در آب سرد و تميز در استخری در يکی از قصرهای صدام شنا می کنند. اجازه بدهيد جهان اين تصويرها را با تصويرهای زيادی از عراقی ها که برای آب زد و خورد می کنند، مقايسه کند. علاوه بر اين، ما گزارشهايی داريم از خربکاريهای سربازان آمريکايی در منبع های اصلی آب، برای مثال، منبع عمده آب در «الکرک» در خارج از بغداد. شاهدان گفته اند که درست چند دقيقه پس از اينکه سربازان آمريکايی محل را ترک کردند، آن انفجار رخ داد.

آقای رامسفلد اخيراً ادعا کرده است که مقاومت دارای وحدت و هماهنگی نيست و تصوير و برنامه ای برای آينده عراق ندارد. هدفهای درازمدت نيروی مقاومت چيست؟

ادعای رامسفلد مطلقاً واقعيت ندارد. مهمترين هدف گروههای مقاومت به طور يکپارچه پايان بخشيدن به اشغال و همه تبعات آن است. همه گروههای مقاومت که پيوندها و تبادل افکار مرتب و محکمی را در همه سطح ها با همديگر حفظ می کنند، اعتقاد دارندکه در برابر مردم مسؤوليت دارند و متعهدند از حقوق همه مردم دفاع کنند. اين موضوع اهميت دارد که کشور ما از همه آثار اشغال از جمله نتايج اجتماعی، حقوقی و سياسی آن آزاد شود. به عنوان هدف درازمدت، هدف ما يک عراق متحد کثرت گرای (غيرفدرال) دموکراتيک است که در آن همه عراقی ها با عنوان شهروندی خود شناخته شوند، نه نژاد و قوميت شان. ما مخالف انتخابات نيستيم؛ مخالف انتخابات زير اشغال نيروهای بيگانه هستيم. هدفهای مقاومت همواره روشن بوده است.

موضع مقاومت در مورد حکومت فعلی عراق چيست؟

اولاً مقاومت که نماينده اکثريت مردم است، اطمينان دارد که انتخابات عراق نقض و تخطی از قوانين بين المللی بود. منشورهای جهانی که روابط بين اشغالگر و اشغال شده را تنظيم وتعيين می کنند، اين اختيار را به اشغالگران نمی دهند که ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سياسی کشور زير اشغال خود را تغيير بدهد. اين انتخابات، ترکيب سياسی عراق را متناسب با منافع مسؤولان اشغال تغيير داده است. همان طور که می بينيم اين تغييرها منجر به جدايی های مذهبی، فرقه ای و قومی شده است. از لحاظ تاريخی عراقی ها هميشه بدون توجه به فرقه گرايی يا تفاوتهای قومی، همزيستی داشته اند. تنها وقتی کشور گرفتار اشغال شد، کابوس جنگ داخلی به وجود آمد. اين تقسيم بنديها به هدفهای قدرت اشغالگر کمک می کند و بدون شک، مصداقی است بر تفرقه بينداز و حکومت کن.

مقاومت با اعتماد بر اين امر پافشاری داردکه فرايند تصميم گيريهای سياسی عراق در سفارت آمريکا در بغداد صورت می گيرد. برای يک عراقی فهميده، باور کردنی نيست که آمريکا، استيلای بر عراق را پس از صرف ميلياردها دلار و قربانی کردن جان صدها نفر از سربازانش پايان خواهد داد. عراقی ها هرگز باور نکرده اند که آمريکا به سادگی اجازه انتخابات آزاد و دموکراتيکی را بدهد که نتيجه اش بر سر کار آمدن دولتی باشد که اولويت نخست اش پايان بخشيدن به اشغال باشد. در واقع، هدف اصلی فرايند انتخابات تأمين امنيت دولتی است که توافق های درازمدت با آمريکا را برای حفظ نيروهايش در خاک عراق و تبديل کشور به يک مستعمره آمريکا تسهيل کند. دولت آمريکا کوشيده است انتخابات عراق را به عنوان يک دستاورد سياسی تصوير کند تا خدشه ای را که جنگ عراق بر اعتبار آن وارد کرده است، جبران کند. آمريکا انتخابات را به کار گرفته است تا چشمان جامعه بين المللی را بر واقعيت ها ببندد و مانع از اين شود که نتايج تراژيکی که جنگ بر مردم عراق باقی گذاشته است، ديده شود. به خاطر همه اين دليل ها نيروی مقاومت با دولت فعلی عراق هم به همان شکلی که با اشغالگران می جنگد مبارزه خواهد کرد.

- - - - - - - - - -
ليث السعود در آمريکا، محقق و استاد دانشگاه است.
به نقل از :
iran-newspaper.com