گزارشی از يک آکسيون در حمايت از تحريم »انتخابات«

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ

کميته ی حمايت از جنبش تحريم »انتخابات« رياست جمهوری در ايران ــ پاريس

در هفته های اخير که نداهای تحريم انتخابات همه جا در ايران و خارج شنيده می شد، جمعی از ايرانيان از افق های مختلف چپ و دموکرات، وظيفه ی خود دانستند که با اين ندای مقاومت همصدا باشند. لذا کميته ای در پاريس، برای برپايی يک آکسيون حمايت از تحريم »انتخابات« و نيز پشتيبانی از اعتصاب غذای زندانيان سياسی ايران، تشکيل شد و برای يک گرد هم آيی در روز جمعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۵ برابر با ۲۷ خرداد (روز انتخابات در ايران) ساعت ۱۹ تا ۲۳ در محوطه ی معروف حقوق بشر در ميدان تروکادرو (پاريس) فراخوان داده شد.
گردهم آيی با استقبال خوبی روبرو گشت و پوران بازرگان از سوی کميته مطالبی درباره ی اهداف اين آکسيون دستجمعی به شرح زير بيان کرد:
»ما مخالفان رژيم جمهوری اسلامی، امروز، اينجا گرد آمده ايم تا در اين مکان نمادين (که فرياد عليه نقض حقوق بشر هر روز در آن طنين انداز است) با صدای بلند اعلام کنيم که ما نيز همصدا با بخش وسيعی از مردم ستمديده و آگاه ايران به اين رژيم فاسد »نه« می گوييم. ما هم از تحريم انتخابات، از طرد و نفی کل رژيم جانبداری می کنيم.
بايکوت و تحريم همه جانبه، سزای رژيمی ست که بيش از يک ربع قرن خويش را بر جامعه ی ايران تحميل کرده و در راه جا انداختن سلطه ی مافيايی خود از انواع وسايل فريب و سرکوب، از جمله عقايد مذهبی و سنتی مردم، سوء استفاده کرده است.
ــ رژيمی که برای ادامه ی حاکميت خود نيمی از جامعه ی ايران يعنی زنان را مشمول تبعيض نموده و نه تنها آنها را مجبور به حجاب کرده، بلکه در بسياری موارد حقوقی، آنها را نصف مرد به شمار آورده سزاوار تحريم است. ما با زنان شجاعی که اعلام کرده اند »حال که به نظر رژيم، زنان فهمشان کم است و حق ندارند برای به عهده گرفتن مسؤوليت ها انتخاب شوند، بنابراين ما رأی نمی دهيم« و راه بايکوت و تحريم در پيش گرفته اند همصدا هستيم و موضع گيری اين زنان مبارز را تأييد می کنيم.
ــ رژيمی که نه برای کارگران، نه برای ديگر زحمتکشان، نه برای نويسندگان حق تشکل مستقل قايل نيست و آنها را می ربايد و می کشد سزاوار تحريم و طرد است.
ــ رژيمی که کوشيد زندانهايش را با اعمال شکنجه دانشگاه بنامد ولی درواقع دانشگاهها را به زندان بدل کرد و دانشجويان و استادان را از جمله به دست امثال همين مصطفی معين، تصفيه نمود و دانشجويان مبارز و روزنامه نگاران و نويسندگان و وکلای مدافع را از چندين سال پيش تا کنون در سياهچال نگه داشته سزاوار تحريم است.
ــ رژيمی که مخالفان را که غالباً از نيروهای ترقی خواه و مبارز ضد استبداد و جانبدار آزادی و برابری و عدالت اجتماعی بوده اند سرکوب کرده و در کارنامه ی سياه خويش کشتار ده ها هزار نفر در زندانها و شکنجه گاهها را ثبت کرده سزاوار تحريم است.
ــ رژيمی که با دامن زدن به جنگ هشت ساله باعث نابودی صدها هزار نفر و ويرانی شهرها و آوارگی مليونها نفر شد و آن را برکت و نعمت الهی ناميد سزاوار تحريم است.
ــ رژيمی که تبعيض شرم آور بين مسلمان و غيرمسلمان، سنی و شيعی، فارس و غيرفارس و تبعيض های ديگر برقرار کرده و جنايت های نژادپرستانه از جمله در رابطه با افغانی ها مرتکب شده و راه را برای اختلافات هول انگيز در آينده فراهم کرده سزاوار تحريم است.
ــ رژيمی که دستاورد ۲۵ ساله اش افزايش شکاف بين فقرا و اغنيا، بيکاری و گرسنگی و فقر و فحشاء و پديده ی کارتون خوابها و کودکان خيابانی و نوميدی و بی اعتمادی جوانان به آينده است سزاوار تحريم است.
ــ رژيمی که زندانهايش روی رژيم ددمنش پهلوی را سفيد کرده و گورهای دستجمعی قربانيان اش را به عنوان اسناد جنايت ضدبشری بايد به دادگاه های صالح بين المللی سپرد سزاوار تحريم است.
ــ رژيمی که کانديداهای مجازش يکی از ديگری فاسدتر و دزدتر و حريص تر و دستشان همگی به جنايت آلوده است، از رفسنجانی گرفته تا آدمکشان پاسدار، اينها همه سزاوار نفرت و تحريم اند.
»نه« به رژيم، آری گفتن به قابليت جامعه ی ما برای به دست گرفتن سرنوشت خويش است. جامعه ی ايران شايسته ی دموکراسی ست، نه رعيت شاه است نه مهجور و مقلد امام! فرياد تحريم انتخابات »نه« گفتن به کل رژيم از صدر تا ذيل است. هرگونه تلاش برای توجيه همکاری با اين رژيم، چه از داخل و چه از خارج، زيرپا گذاردن استقلال طلبی و جنبش اعتراضی رو به اعتلای مردم ايران است.
تحريم انتخابات يعنی طرد رژيم، يعنی اقدام به حرکتی درازمدت و مجدانه که اگر پی گرفته شود می تواند آغاز پايان رژيم باشد و مستلزم صبر و پايداری و داشتن بديل مستقل، لاييک، دموکراتيک و مردمی ست. تحريم انتخابات يعنی دست اراذل از سر مردم ايران کوتاه! يعنی دست جهانخواران آمريکايی و غيره نيز که برای چپاول بيشتر ايران دندان تيز کرده اند کوتاه!
دموکراسی مسأله ی اساسی توده های ستمديده ی ايران است نه مسأله ی آقای بوش که در رأس ارتجاع جهانی قرار دارد. مردم ايران دموکراسی را در مبارزات خود می آموزند و آن را تحقق می بخشند. نمونه اش بسيج برای تشکل های مستقل، تظاهرات زنان، تجمع شبانه روزی جلوی زندان اوين و غيره است.
مردم ستمديده ی ايران با اين رژيم قهرند. معدودی متزلزل که سر آشتی دارند به تجربه ی مردم بهايی نمی دهند. با تحريم قاطع رژيم و اتکاء به دموکراسی توده ها اراذل و اوباش حاکم را بايد بيرون ريخت«.
پس از ايراد مطالب فوق، با تاريک شدن هوا، حاضران شمع يا مشعل هايی به دست گرفتند و به ياد زندانيان سياسی اعتصابی و حمايت از آنان و اعتراض به اوضاعی که در ايران می گذرد گردهم آيی خود را به پايان بردند.

کميته ی حمايت از جنبش تحريم »انتخابات« رياست جمهوری در ايران ــ پاريس
۱۸ ژوئن ۲۰۰۵