بازتاب حمايتهای بين المللی از مبارزات کارگران در ايران

دوشنبه ، ۲۶ بهمن ۱۳۸۳؛ ۱۴ فوریه ۲۰۰۵

چاپ

گفت وگوی شهروند با مهدی کوهستانی

اتحاد بين المللی در حمايت از مبارزات کارگران در ايران در سال ۱۹۹۹ با هدف حمايت از خواسته ها و مبارزات کارگران ايران و جلب حمايت های بين المللی از حرکت کارگران در ايران شکل گرفت.
با افراد و نهادهايی که از مبارزات کارگران ايران حمايت کنند و ايضـا با تشکلات دست ساخته دولتی همچون خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و ديگر نهادهای ضدکارگری مرزبندی روشنی داشته باشند همکاری خواهيم کرد.
ائتلاف بين المللی فعاليتهای متنوعی را طی سالهای گذشته پيش برده است که به طور مثال ميتوانم به کنفرانس کارگری تحت عنوان "موقعيت کنونی جنبش کارگری و موانع کنونی آن" در سال ۲۰۰۲ اشاره کنم... مدعوين از ايران و نيز تعدادی از دوستان ساکن اروپا و کانادا ضمن شرکت ۴ روزه در کنفرانس مشکلات و مسائل کارگران ايران را برای بيش از ۴۸۰۰ نفر از نمايندگان بخشهای مختلف کارگری کانادا مطرح کردند.
يکی از تاثيرات اين بحث و گفت وگوها اين بود که هيات کارگری که از نروژ آمده بودند و از طرف مسئولان خانه کارگر به ايران دعوت شده بودند، رسما اعلام کردند که به ايران سفر نمی کنند... و يا نامه های متعدد کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری در حمايت از کارگران ايران و بخصوص کارگران نساجی سنندج از جمله دستاوردهای اين سفر بوده است.
در مورد کشتار کارگران خاتون آباد و محاکمه کارگران سقز شاکی اصلی کنفدراسيون است که شکايت را برای محکوميت جمهوری اسلامی به کنفرانس سازمان جهانی کار ارائه داده است... ما از تمام جريانات و نحله های مدافع حقوق کارگران و کارگران پيشرو و يا کسانی که در اين مورد هر گونه مدرکی در اختيار دارند که به تقويت اين شکايتها ياری رساند، درخواست ميکنيم اين مدارک را در اختيار ما قرار دهند. اين اقدام با ارزش خواهد بود و به ما کمک خواهد کرد که با مدارک بسيار قويتری در نشست ماه جون سازمان جهانی کار شرکت کنيم.
در اين جا خطاب به فعالان کارگری داخل اعلام می کنم که از هر طريقی که می توانيد اخبار مبارزات خود را به ما برسانيد، ما نهايت سعی خود را به کار خواهيم بست که خواسته های شما را منعکس کنيم.
مهدی کوهستانی از ابتدای ورودش به کانادا به عنوان يکی از فعالان اجتماعی در مشکلات و مسائلی که جامعه ی نوپای ما درگير آن بود، دخالت داشته است. از اوائل دهه ۹۰ در اتحاديه کارگری محل کارش يعنی اتحاديه ی خدمات عمومی کانادا به فعاليت پرداخت. و از آن زمان تاکنون او چهار دوره در انتخابات مجمع عمومی کارگران و توسط خود آنها به رياست دوره ای شعبه ۳۲۶۱ اتحاديه انتخاب شده است. کوهستانی اکنون برای دومين دوره نيز به رياست شورای کارگری شهر تورنتو اتحاديه خدمات عمومی که بيش از ۷۰۰۰۰ کارگر را شامل می شود، انتخاب شده است. مهدی کوهستانی اکنون نايب رئيس اتحاديه خدمات عمومی ايالت انتاريوست که بيش از ۲۳۰۰۰۰ کارگر را تحت پوشش دارد.
مهدی کوهستانی و فريد پرتوی، دو مسئول " اتحاد بين المللی در حمايت از مبارزات کارگران در ايران" هستند. اين نهاد که با همت فريد و مهدی منشا اقدامات قابل توجهی در جلب حمايت های مورد نياز بين المللی از کارگران ايران بوده است، اخيرا نيز در جلب اين ياری رسانی به مبارزات کارگران ايران، بخصوص در اعتصابات اخير کارگران در کارخانه نساجی سنندج، و نيز محاکمه ی فعالان کارگری در سقز به جرم برپا کردن جشن اول ماه مه، موثر بوده است.
اخيرا مهدی کوهستانی با کنگره کار کانادا که عاليترين نهاد اتحاديه های کارگری کانادا است در هيجدهمين کنگره کنفدراسيون اتحاديه های کارگری آزاد ــ آی سی اف تی يو ــ که در شهر مايازاکی ژاپن از تاريخ ۵ تا ۱۰ دسامبر ۲۰۰۴ برگزار شد، شرکت کرد. با مهدی کوهستانی درباره بعضی از اقداماتی که اتحاد بين المللی بدانها پرداخته، و درباره ی برنامه ی آينده آنها، به گفت وگو نشستيم که متن آن از نظرتان می گذرد.
ائتلاف بين المللی در حمايت از کارگران در ايران در چه سالی شکل گرفت و چه اهدافی را در مقابل خود قرار داد؟ ــ اتحاد بين المللی در حمايت از مبارزات کارگران در ايران در سال ۱۹۹۹ با هدف حمايت از خواسته ها و مبارزات کارگران ايران و جلب حمايت های بين المللی از حرکت کارگران در ايران شکل گرفت. اتحاد به شيوه و ساختار يک گروه حمايتی فعاليت ميکند و از طريق يک کميته ی هماهنگی و هيئت مشاوران فعاليتهای خود را سازمان می دهد. ما همچنين با اتحاديه ها و فعالان کارگری کانادا؛ از جمله اتحاديه کارگران پست کانادا، اتحاديه خدمات عمومی، اتحاديه کارکنان دولت، اتحاديه کارگران خودروسازی کانادا و کنگره کار کانادا همکاری نزديک داشته ايم.

چه نيروهای ديگری با اين جمع کار می کنند؟
ــ با توجه به تجربيات موجود از ابتدا ما تصميم گرفتيم که يک نهاد فراملی(فراايرانی) و فارغ از گرايشات نظری فعاليت خود را به پيش بريم. لذا با افراد و نهادهايی که از مبارزات کارگران ايران حمايت کنند و ايضـا با تشکلات دست ساخته دولتی همچون خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و ديگر نهادهای ضدکارگری مرزبندی روشنی داشته باشند، همکاری خواهيم کرد.

در چند سال گذشته چه فعاليت هايی را به پيش برده ايد؟
ــ ائتلاف بين المللی فعاليتهای متنوعی را طی سالهای گذشته پيش برده است که به طور مثال ميتوانم به کنفرانس کارگری تحت عنوان "موقعيت کنونی جنبش کارگری و موانع کنونی آن" در سال ۲۰۰۲ اشاره کنم. تعدادی از صاحبنظران و پژوهشگران جنبش کارگری از ايران و خارج از کشور برای بررسی جنبش کارگری و سخنرانی به اين کنفرانس دعوت شدند. علاوه بر شرکت در کنفرانس فوق که مورد حمايت مالی کنگره کار کانادا و اتحاديه خدمات عمومی قرار گرفته بود و مسئولان آنها از جمله سخنرانان آن بودند، مدعوين از ايران و نيز تعدادی از دوستان ساکن اروپا و کانادا ضمن شرکت ۴ روزه در کنفرانسهای ساليانه اتحاديه خدمات عمومی در انتاريو و کنوانسيون کنگره کار کانادا طی سخنرانيها و تماسهای برقرار شده مشکلات و مسائل کارگران ايران را برای بيش از ۴۸۰۰ نفر از نمايندگان بخشهای مختلف کارگری کانادا مطرح کردند.
ما طی ۶ سال گذشته ضمن فعاليت در بين کارگران اتحاديه ها و بدنه آنها توانستيم قطعنامه ها و نامه های اعتراضی متعددی را در حمايت از کارگران ايران به تصويب اتحاديه های مختلف برسانيم. گرچه طی حداقل ۲۰ سال گذشته از طرف فعالان جنبش کارگری در خارج قطعنامه هايی در جهت دفاع از کارگران ايران به تصويب رسيده بود و در اين زمينه فعاليت های با ارزشی صورت گرفته بود، ولی ما خود را به جمع آوری امضاء و قطعنامه قانع نکرده بلکه در کار و ارتباط تنگاتنگ با فعالان کارگری کشورهای مختلف توانستيم در اين مورد گامهايی برداريم و در حمايت از کارگران در ايران دخالت کنيم. ما قطعنامه ای به عنوان اعتراض به سازمان جهانی کار و برای جلب توجه اتحاديه های جهانی کارگری با امضا صدها نفر از فعالان و علاقمندان به جنبش کارگری و دهها اتحاديه و سازمان کارگری و مترقی، به سازمان جهانی کار ارسال نموديم.
در رابطه با کشتار کارگران در خاتون آباد شهر بابک، ما بلافاصله موضوع کشتار را به اطلاع سازمانهای جهانی کارگری رسانديم. دهها نامه ی اعتراضی از جمله شکايت رسمی ICFTU به سازمان جهانی کار عليه دولت ايران که کماکان جاری است، از جمله نتايج اين دوره بوده اند.

شما چگونه از تصميم رفتن هيئت کنفدراسيون به ايران مطلع شديد؟
ــ مصادف شدن درخواست ما با تقاضای محکوميت و بررسی مسئله کشتار کارگران خاتون آباد، موقعيتی را پيش آورد که مسئولان کنفدراسيون تصميم گرفتند برای بررسی وضعيت عمومی کارگران به ايران سفر کنند. اين هيئت در تاريخ ۲۰ اپريل ۲۰۰۴ به ايران رفت. طی تماسهايی که داشتيم، با توجه به اين واقعيت که در ايران کارگران فاقد تشکلات مستقل مورد نظر خويش هستند، تلاش نموديم که اين هيئت با فعالان کارگری مستقل از نهادهای وابسته به حکومت تماس بگيرند. جالب توجه آنکه، ارکستر مطبوعات دولتی ايران و خانه ی به اصطلاح کارگر برای بهره برداری از اين موضوع، ورود قريب الوقوع هيئت که گويا می آيد که عضويت "خانه ی کارگر" را به ICFTU تصويب کند، اعلام کرده بودند.
همانطور که دبير کل کنفدراسيون اتحاديه های کارگری آزاد در نامه ی ۲۵ دسامبر به خاتمی نوشت: "از لحظه رسيدن اين هيئت به ايران آنها کاملا در محاصره نيروهای امنيتی رژيم بودند". فعالان کارگری که برای تماس به هتل لاله مراجعه کردند به آنها گفته شد که چنين هيئتی در اينجا به سر نمی برند.
برای هيئت، برنامه ی بازديد تهيه کرده بودند و دست هيئت را برای هر اقدامی و ملاقاتی بسته بودند. حتی کارگران شرکت ايران خودرو که طی يک نامه علنی از هيئت دعوت کرده بودند تا از آنها بازديد کنند، به طور غيررسمی به آنها گفته شد که چنين تماسهائی ممکن نيست. با اين وجود ديديم که عليرغم همه اين ممانعت ها آقای محمود صالحی به همراه آقای محسن حکيمی که به عنوان مترجم ايشان را همراهی می کرد توانستند که با هيئت کنفدراسيون ملاقات کرده و مشکلات واقعی کارگران ايران را با آنها در ميان بگذارند. برای هيات محرز شد که اطلاعاتی که منسوبين دولتی در بخش کارگری در اختيار آنها می گذاشته اند با واقعيت های ايران همخوانی ندارد.

می دانيد که سفر نمايندگان کنفدراسيون مصادف شد با شکايت ICFTU در ارتباط با کشتار کارگران خاتون آباد به سازمان جهانی کار. سئوال اين است که آيا اين هيئت برای بررسی کشتار کارگران می خواست به ايران سفر کند يا اينکه مسائل ديگری را مد نظر داشت؟
ــ ماموريت آنها برای بررسی کلی مسائل و مشکلات کارگران ايران بود و اين تصميم را از قبل گرفته بودند. برای بازديد از محيط های کارگری چون کارگران پتروشيمی، کارگران پالايشگاهها، و هم چنين با توجه به کشتن کارگران، سفر به خاتون آباد کرمان و بررسی شرايط در آنجا بود. که از همه ی اين اقدامات جلوگيری کردند و ملاقات های آنها به شدت محدود شد.

طبق اطلاعات موجود چند اتحاديه کارگری آسيايی به ICFTU پيشنهاد کرده بودند از خانه کارگر جمهوری اسلامی دعوت شود تا در کنگره ۲۰۰۴ کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری به عنوان مهمان ناظر شرکت کنند. چه شد که اين دعوت انجام نشد؟
ــ در بهار ۲۰۰۴ نشست هيئت مديره يا (Board of Governing) کنفدراسيون بود. در اين نشست مشخص می کنند که چه کسانی حق شرکت به عنوان ناظر در کنفرانس را دارند. از طرف بخشی از کشورهای آسيايی قطعنامه ای به اين نشست پيشنهاد کرده بودند که خانه کارگر جمهوری اسلامی به عنوان ناظر در اين نشست شرکت کند. در همان جلسه اين پيشنهاد با مخالفت اتحاديه های کارگری کانادا، انگليس و چند کشور ديگر روبرو شد. و با توجه به گزارشی که هيئت کنفدراسيون به گای رايدر داده بود (اين گزارش هنوز منتشر نشده است) تصميم قطعی گرفته شد که از اين نهادهای وابسته به حکومت ايران دعوتی به عمل نيايد.

شما به عنوان مشاور هيئت اتحاديه های کارگری کانادا در جلسه ساليانه کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری در ژاپن شرکت کرده بوديد. در آن کنفرانس چه مسائلی مطرح شد و تماسهای شما با هيئتهای مختلف کارگری شرکت کننده در کنفرانس چه نتايجی را به دنبال داشت؟
ــ زمانی که تصميم گرفته شد که از ايران دعوت به عمل نيايد، به درخواست ائتلاف بين المللی از اتحاديه خدمات عمومی کانادا و کنگره کار کانادا توافق شد که من به عنوان مشاور با هيئت کنگره کار کانادا و به نمايندگی از ائتلاف بين المللی برای بازگويی واقعيت موجود کارگران در ايران، در اين کنگره شرکت کنم. من با همکاری همه جانبه مسئولان کنگره کار در آن نشست به اطلاع شرکت کنندگان رسانديم که تشکلات به اصطلاح کارگری همچون خانه کارگر و شوراهای اسلامی همه دولتی هستند و مسئولان آنها سران حکومت می باشند و محصول انتخاب واقعی کارگران نيستند. در اين جلسه خيلی از شرکت کنندگان آسيايی و تا حدی اروپايی اين مسائل را نمی دانستند زيرا ارتباط آنها تنها با مسئولان خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار بود. طی جلسات و گفتگوهای چند روزه توانستيم همراه مسئولان کنگره کار کانادا با مسئولان ۳۷ کنفدراسيون از کشورهای مختلف تماس حضوری بگيريم و مشکلات و مسائل کارگری ايران را با آنها در ميان گذاريم. اين گفتگوها از طرف مسئولان کنفدراسيونهای کارگری کشورهای مختلف با استقبال بسيار خوبی روبرو شد و قرار شد اين ارتباطات ادامه يابد. هم چنين با نمايندگان اتحاديه های کارگری در سازمان جهانی کار مذاکراتی داشتيم و وضعيت کارگران ايران را از نظر اقتصادی، سياسی و اجتماعی برای آنها توضيح داديم. تضعيف حقوق زنان، عدم برابری آنها در محيط کاری با مردان و اشتغال ۱۰% زنان با توجه به اينکه نيمی از جمعيت آماده به کار را شامل می شوند، هم چنين مصوبات چند سال اخير مجلس شورای اسلامی در مورد خروج کارگران از شمول قانون کار، خروج کارگران موقت از شمول قانون کار، عدم پرداخت حقوق بيکاری به کارگران، بيکاريهای ميليونی، رسمی شدن کارهای قراردادی و پيمانی برای اکثريت کارگران، عدم پرداخت دستمزد کارگران، پروژه های نئوليبرالی؛ خصوصی سازی و فروش کارخانجات به افراد وابسته به حکومت، وضعيت فلاکت بار کودکان کار، نبود هيچ گونه امنيت شغلی، عدم توازن دستمزد کارگران نسبت به ميزان تورم؛ هم چنين طرح مهم ترين موضوع يعنی عدم وجود تشکلات مستقل کارگران در ايران و سرکوب و جلوگيری از هر گونه فعاليتی در جهت ايجاد تشکل مورد نظر کارگران توسط منسوبين حکومتی در خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و امثالهم را طی مذاکرات بسيار طولانی با آنها در ميان گذاشتيم. اين توضيحات تاثير بسيار مثبتی بر آنها گذاشت و با توجه به اينکه خود در جنبش کارگری کار می کنند متوجه شدند که نبود هر يک از اين امکانات چه مشکلاتی را برای کارگران در بر خواهد داشت.
يکی از تاثيرات اين بحث و گفت وگوها اين بود که هيات کارگری که از نروژ آمده بودند و از طرف مسئولان خانه کارگر به ايران دعوت شده بودند، رسما اعلام کردند که به ايران سفر نمی کنند. و يا نامه بخش اروپايی کنفدراسيونهای اتحاديه های کارگری به کميسيونر بخش ارتباطات اقتصادی اروپا و يا نامه های متعدد کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری در حمايت از کارگران ايران و بخصوص کارگران نساجی سنندج از جمله دستاوردهای اين سفر بوده است.

چه برنامه هايی برای حرکت آينده ائتلاف بين المللی داريد؟
ــ ما با تعدادی از دست اندرکاران جنبش کارگری ايران و نيز مسئولان و فعالان کارگری از ساير کشورها ارتباطات و همکاری داريم. اين همکاران بدون هيچ چشمداشتی با صميميت کامل ما را از طريق مشاوره، همفکری و چاره انديشی، جمع آوری اخبار و انتقال اسناد و ترجمه ی اسناد و مدارک و همچنين ايجاد کانالهای ارتباطی در امر مربوط به مسائل مطروحه کارگری را به عهده گرفته اند که من به شخصه در همين جا از فرد فرد آنان صميمانه تشکر می کنم. ما کارهای زيادی پيش رو داريم که اميدواريم بتوانيم با همکاری همه دست اندرکاران به طور همه جانبه تری به اين وظايف بپردازيم.

فکر می کنيد اين حمايت ها تاثيری در پيشبرد مبارزات کارگران خواهد گذاشت؟
ــ شما به تمامی بيانيه ها و نامه های هايی که تاکنون از طرف بخشهای مختلف کارگری در ايران و در رابطه با حمايت های بين المللی به شکل علنی منتشر شده و در همه سايت های خبری موجود است مراجعه کنيد که اين جواب را از خود کارگران بشنويد. نامه کارگران شهر سقز و سنندج، نامه کارگران ايران خودرو، نامه نمايندگان نساجی سنندج، نامه های فردی فعالان شناخته شده جنبش کارگری در داخل، تماما به تاثير بسيار مثبت اين حمايت های بين المللی اشاره می کنند. لذا ما اميدواريم بتوانيم به عنوان گروهی در پشت جبهه مبارزه کار با سرمايه، در خدمت مبارزان جنبش کارگری در داخل کشور باشيم و فعاليت خود را به طرز حتی مؤثرتری به پيش بريم.

موضوع محاکمه فعالان کارگری شهرستان سقز به خاطر قصد به راهپيمايی در اول ماه مه در اين روزها شروع شده است. ائتلاف بين المللی چه برنامه ای برای اين مسئله دارد؟
ــ در رابطه با نقض حقوق کارگران که با پيشنهاد کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری در دستور کار ماه جون سازمان بين المللی کار قرار گرفته، امسال در اين ماه ما بايستی به ژنو برويم. يکی از موضوعاتی که بايستی مورد بررسی قرار گيرند، مسئله ی کشتار کارگران خاتون آباد و ديگری موضوع محاکمه کارگران سقز است. دولت ايران طی مکاتبات و ارائه مدارکی با اين نهادهای بين المللی سعی می کند که به آنها بقبولاند که کشتار خاتون آباد ربطی به اعتصاب کارگران ذوب مس نداشته و اينکه ادعا ميکند که اينها کارگر نبوده اند. اما ما مدارک مستندی داريم که چنين صحبت هايی واقعيت ندارد. کارگران بدون دفاع مورد حمله نيروهای نظامی قرار گرفته و کشته شده اند و کارگران سقز نيز تنها به خاطر قصد برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در اول ماه مه ۲۰۰۴ به محاکمه کشيده شده اند.
در اين مورد شاکی اصلی کنفدراسيون است که شکايت را برای محکوميت جمهوری اسلامی به کنفرانس سازمان جهانی کار ارائه داده است. قرار بود در ماه دسامبر ۲۰۰۴ اين شکايت مورد بررسی قرار گيرد. اما به خاطر اينکه دولت ايران طی ۱۲۴ صفحه در مورد اين دو موضوع جواب داده و ما بايستی در مقابل اين گزارش رژيم دلايل خود را ارائه می کرديم، بررسی اين دو موضوع به ماه جون موکول شد. ما دلايل کافی و مدارک مستند را در دسترس مسئولان کنفدراسيون قرار داده ايم که مشخص می کند دلايل دولت ايران با واقعيت همخوانی ندارد.
ما از تمام جريانات و نحله های مدافع حقوق کارگران و کارگران پيشرو و يا کسانی که در اين مورد هر گونه مدارکی که به تقويت اين شکايتها ياری رساند در اختيار دارند درخواست ميکنيم اين مدارک را در اختيار ما قرار دهند. اين اقدام با ارزش خواهد بود و به ما کمک خواهد کرد که با مدارک بسيار قويتری در نشست ماه جون سازمان جهانی کار شرکت کنيم.

يکی از مسائل مهم اجازه ندادن به وکلای کنفدراسيون برای شرکت در دادگاه فعالان کارگری سقز از طرف دولت ايران است ــ که کنفدراسيون چندين بار اين تقاضا را مطرح کرد ولی جمهوری اسلامی به دلائل واهی از پذيرش آنها امتناع ورزيد. آيا اين موضوع نيز به عنوان شکايت از طرف مسئولان کنفدراسيون به سازمان جهانی کار ارائه شده که در دستور کار کنفرانس آينده قرار گيرد؟
ــ دقيقا اين نيز يکی از موضوعاتی که از هم کنون در جريان است و امسال در دستور کار کنفرانس جهانی کار قرار خواهد گرفت و مسئولان کنفدراسيون آن را پی گيری خواهند کرد.

شما پيامی برای کارگران و يا فعالانی که اين گفت وگو را می خوانند و با سازمان شما آشنا می شوند نداريد؟
ــ در اين جا خطاب به فعالان کارگری داخل اعلام می کنم که از هر طريقی که می توانيد اخبار مبارزات خود را به ما برسانيد، ما نهايت سعی خود را به کار خواهيم بست که خواسته های شما را منعکس کنيم. و از خواسته های بر حق شما دفاع کنيم. آدرس الکترونيکی تماس با ما آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید می باشد، شما می توانيد مطالب خود را به آدرس ما بفرستيد و يا از طريق يکی از آشنايان خود آنها را برای ما ارسال داريد.

با تشکر از شما برای اين گفت وگو و با آرزوی موفقيت برای شما و همکارانتان.
ــ با تشکر از شما برای به وجود آوردن اين امکان.