جان نگروپونته‮: ‬از آمريکای مرکزی تا‮ ‬عراق

پنجشنبه ، ۲۹ مرداد ۱۳۸۳؛ ۱۹ آگوست ۲۰۰۴

چاپ

ترجمهٌ‮ ‬بهرام قديمی

يک اصل اخلاقی وجود دارد‮ ‬که حتی در دانشگاه ها هم نمی تواند باعث ايجاد جر و بحث شود و آن اينکه بايد در مورد خودمان همان معياری را ‏بکار بريم که برای ديگران بکار می بريم و البته با همتی بيشتر‮. ‬معمولاً‮ ‬اگر دولتهايی قدرت آن را دارند که معاف از مجازات دست به عملی بزنند،‮ ‬خود،‮ ‏‏‬اصول اخلاقی را زير پا می نهند نه قواعد را،‮ ‬زيرا خودشان هستند که قواعد راتعيين می کنند‮. ‬اگر خود را از اصول جهانشمول معاف بدانيم،‮ ‬خود را محق می ‏دانيم که هر کاری بکنيم و دائم هم اين کار را تکرار کنيم‮. ‬ما هر روز شاهد نمونه های تازه ای هستيم که بر ملا می شود‮.
‬‏ در همين ماه گذشته جان نگروپونته‮ ‬‏John Negroponte‮‎‏ ‬به عنوان سفير جديد ايالات متحدهٌ‮ ‬آمريکا در عراق به بغداد رفت،‮ ‬تا بزرگترين ‏مأموريت ديپلماتيک جهان را رهبری کند‮. ‬منظور اعطای استقلال به عراقی ها ست و پايان بخشيدن به‮ »‬مأموريت مسيحانهٌ‮« ‬جرج دبليو بوش در استقرار ‏دمکراسی در خاورميانه و جهان‮. ‬دست کم،‮ ‬اين چيزی ست که با تشريفاتی پر طمطراق خبرش را به ما دادند‮.
‬‏ اما هيچکس حق ندارد‮ ‬سابقهٌ‮ ‬مشکوک‮ ‬اين سفير را کشف کند‮: ‬نگروپونته درسش را به عنوان سفير ايالات متحدهٌ‭‏‎ ‬‎آمريکا در هندوراسِ‮ ‬سال های‮ ‏‏‬۱۹۸۰‮ ‬آموخته است‮. ‬در آن زمان رونالد ريگان نخستين جنگ با تروريسم را در آمريکای مرکزی و خاور ميانه راه انداخته بود‮.
‬‏ در ماه آوريل،‮ ‬کارلا آنه رابينز‮ ‬‏Carla Anne Robbins‮‎‏ ‬در وال ستريت ژرونال مقاله ای تحت عنوان‮ »‬پروکونسول مدرن‮« ‬در بارهء ‏انتصاب نگروپونته در عراق نوشت‮. ‬در هندوراس نگروپونته را به نام‮ »‬پروکنسول‮« (‬حاکم با اختيارات مطلق‮) ‬می خواندند‮. ‬اين لقب واليان قدرتمند در ‏دوران استعمار بود‮. ‬دومين سفارتخانه بزرگ ايالات متحده در آمريکای لاتين در هندوراس قرار داشت‮. ‬در آن جا و در آن دوران بزرگترين پايگاه ويژهء ‏خود را در سطح جهانی برپا کرده بودند‮.‬‏
رابينز اشاره می کند که گروه های فعال در زمينهء حقوق بشر از نگروپونته انتقاد می کردند زيرا بر نقض حقوق بشر توسط ارتش هندوراس‮ ‏‏»‬سرپوش می گذاشت‮«‬،‮ ‬اين تعبير مؤدبانه ای ست برای معرفی تروريسم دولتی به شکل گستردهٌ‮ ‬آن،‮ ‬که هدفی نداشت جز‮ »‬تأمين جريان کمک های ‏ايالات متحدهٌ‮ ‬آمريکا‮« ‬به اين کشور که دارای موقعيتی حياتی برای واشنگتن بود‮. ‬اين کشور‮ »‬پايگاه جنگ استتار شدهء ريگان با دولت ساندينيست نيکاراگوئه‮« ‏‏‬بود‮.
‬‏ اين جنگ استتار شده پس از آن که انقلاب ساندينيستی کنترل نيکاراگوئه را بدست گرفت آغاز شد‮. ‬ترس واشنگتن اين بود که يک کوبای ديگر ‏در اين کشور آمريکای مرکزی قد علم کند‮. ‬در هندوراس وظيفهٌ‮ ‬پروکنسول نگروپونته نظارت و سرپرستی‭‏‎ ‬‎پايگاه هائی بود که در آن ارتشی از مزدوران ‏تروريست يعنی کنتراها ايجاد شده،‮ ‬مسلح گرديده و به نيکاراگوئه اعزام شده بود تا ساندينيست ها را به شکست بکشاند‮.
‬‏ در سال‮ ‬۱۹۸۴‮ ‬نيکاراگوئه به شيوه ای صحيح پاسخ داد و به دادگاه بين المللی عدالت در لاهه عليه ايالات متحده شکايت کرد‮. ‬دادگاه به آمريکا ‏حکم کرد تا به‮ »‬استفادهٌ‮ ‬غير قانونی از قدرت‮« ‬يا به عبارتی روشنتر،‮ ‬به‮ ‬تروريسم بين المللی عليه نيکاراگوئه پايان دهد،‮ ‬و خسارات وارده را بنا به حکم ‏ابلاغ‮ ‬شده جبران کند‮. ‬اما واشنگتن حکم دادگاه را ناديده گرفت‮. ‬بعد ها شورای امنيت سازمان ملل دو قطعنامه صادر کرد که در آن از همهٌ‮ ‬دولت ها می ‏خواست قوانين بين المللی را مراعات کنند‮.
‬‏ مشاور حقوقی وزارت خارجه،‮ ‬آبراهام اسفاير‮ ‬‏Abraham Sfaer،‮ ‬منطق کاخ سفيد را اين گونه توضيح داد‮: ‬فرض را بر اين می گذاريم که ‏بخش بزرگی از جهان‮ »‬با ما همنظر نباشند‮«‬،‮ ‬ولی ما بايد‮ »‬حق خود را حفظ کنيم«؛ حق اينکه در چه موردی چگونه عمل کنيم‮ »‬ضرورتاً‮ ‬در چهارچوب حقوقی ‏ايالات متحده قرار می گيرد و دقيقاً‮ ‬همان شکلی را به خود ميگيرد که ايالات متحده تعيين می کند‮«. ‬اين بار،‮ ‬عملکرد در نيکاراگوئه است که در دادگاه محکوم ‏شده نه بيش از آن‮.
‬‏ ‏‮ ‬تحقير حکم دادگاه توسط واشنگتن و تکبر ايالات متحده عليه جامعهٌ‮ ‬بين المللی می تواند در رابطه با شرايط فعلی در عراق نيز مهم باشد‮.
‬‏ حاصل کارزار عليه نيکاراگوئه ايجاد يک دمکراسی وابسته با هزينه ای گزاف و‮ ‬غير قابل محاسبه بود مگر نه اين است که قربانيان‮ ‬غيرنظامی را ده ‏ها هزار نفر برآورد می کنند‮. ‬به قول توماس کاروترز‮ ‬‏Thomas Carothers،‮ ‬تاريخدان برجسته و کارشناس در زمينهٌ‮ ‬استقرار دموکراسی در آمريکای ‏لاتين،‮ ‬شمار کسانی که جانشان را از دست دادند‮ »‬به طور نسبی بسيار بزرگتر از تعداد کسانی ست که در جنگ داخلی آمريکا يا در تمامی جنگ های قرن ‏بيستم‮« ‬کشته شده اند‮. ‬‏ کاروترز نه تنها از ديد يک کارشناس حرفه ای،‮ ‬بلکه به مثابهء يک مطلع متبحر می نويسد‮. ‬وی در دوران ريگان،‮ ‬در عصر برنامهٌ‮ »‬استحکام دمکراسی‮« ‏‏‬در آمريکای مرکزی،‮ ‬در وزارت خارجه کار می کرد‮.‬‏
کاروترز مدعی ست که طرح های ريگان هرچند‮ »‬ناکام ماند‮«‬،‮ ‬اما‮ »‬صادقانه‮« ‬بود،‮ ‬زيرا واشنکتن تنها می توانست‮ »‬اشکال محدودی از تغييرات ‏دمکراتيک را از بالا به پائين تحمل کند،‮ ‬تغييراتی که ساختار سنتی قدرت را به مخاطره نيندازد،‮ ‬زيرا ايالات متحده از مدت ها پيش متحد اين ساختارها بوده ‏است‮«. ‬اين يک ممانعت تاريخی در برابر طرح های استقرار دمکراسی ست که ظاهراً‮ ‬عراقی ها‮ ‬آن را خوب می فهمند،‮ ‬حتی اگر خود ما نفهميم‮.
‬‏ در حال حاضر،‮ ‬نيکاراگوئه دومين کشور فقير در اين نيمکره است‮ (‬پيش از آن هائيتی قرار دارد،‮ ‬يعنی يکی ديگر از کشورهائی که در سراسر قرن ‏بيستم‮ ‬ايالات متحده در آن مداخلهء نظامی داشته است‮).
‬‏ حدود‮ ‬۶۰٪‮ ‬کودکان زير دو سال در نيکاراگوئه بر اثر سوء تغذيه دچار کم خونی اند‮. ‬اين يکی از نشانه های شکستی ست که می توان ميزان پيروزی ‏دمکراسی را با آن سنجيد‮.
‬‏ دولت جرج دبليو بوش در حالی که همان متخصصينی را به کار می گيرد که در آمريکای مرکزی کار می کردند،‮ ‬اطمينان می دهد که آرزويش بردن ‏دمکراسی به عراق است‮.
‬‏ در مراسم انتصاب نگروپونته،‮ ‬از کارزار بين المللی عليه تروريسم در نيکاراگوئه به شکلی گذرا سخن رفت،‮ ‬ولی از آن به عنوان موضوعی که به ‏خودی خود اهميت دارد،‮ ‬حرفی زده نشد زيرا ايالات متحده از رعايت اصول جهانشمول معاف است‮.
‬‏ چند روز پس از برگزيدن نگروپونته،‮ ‬هندوراس نيروهای نظامی اش را از عراق عقب کشيد،‮ ‬شايد اتفاقی بود‮. ‬شايد هم هندوراسی ها چيزهايی از ‏دورانی که نگروپونته آنجا بود به خاطر می آورند‮. ‬اما اينها چيزهايی ست که ما ترجيح می دهيم فراموش کنيم‮.
‬‏ ‏‮----------‬‏
منتشر شده در‮:
‬‏ www.rebelion.org‏ ‮
‬و روزنامهٌ‮ ‬لا خورنادا ‏La Jornada،‮ ‬چاپ مکزيک،‮ ‬شنبه‮ ‬۲‮ ‬اوت‮ ‬۲۰۰۴‏