با شعار مقاومت; لوموند ديپلوماتيک پنجاهمين سالگرد تولدش را جشن گرفت

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ

۲۰۰۴‎ - ‬۱۹۵۴

شايد اين بزرگ ترين جشن روشنفکری در فرانسه از سال های‮ ‬۱۹۳۰‮ ‬تا کنون باشد‮. ‬بيش از‮ ‬۴‮ ‬هزار نفر که قبل از‮ ‬۱۵‮ ‬آوريل بليط را تهيه کرده بودند‮ (‬چرا که از آن تاريخ به بعد ديگر جای خالی وجود نداشت‮)‬،‮ ‬در يکی از سالن های بزرگ ورزشی‮ ‬(Palais des sports)‮ ‬از ساعت‮ ‬۱‭/‬۵‮ ‬بعد از ظهر روز‮ ‬۸‮ ‬مه تا ساعت‮ ‬۱۱‮ ‬شب بدون انقطاع از مشاهده و حضور در برنامه ها لذت بردند‮. ‬برنامه هايی‮ ‬غنی و سرشار از تأمل و اعتراض به اوضاع کنونی جهانی در عرصه های سياسی،‮ ‬اجتماعی،‮ ‬فرهنگی و هنری معاصر فرانسه و جهان‮. ‬گزينش شعار‮ »‬صدای مقاومت‮«‬،‮ ‬نه تنها پژواک مقاومت در برابر نئوليبراليسم،‮ ‬بلکه يادآور شصتمين سالگرد مقاومت ضد فاشيستیِ‮ ‬فرانسه‮ ‬۲۰۰۴‮-‬۱۹۴۴‮ ‬نيز بود،‮ ‬چنان که مقاومت در برابر اشغال عراق و فلسطين و حمايت از مردم اين دو کشور نيز همواره و در تمام برنامه ها حاضر و ناظر بود‮.‬ مراسم با‮ ‬ويدئويی از نوآم چامسکی‮ ‬افتتاح شد‮.‬

سپس مدير ماهنامهء لوموند ديپلوماتيک،‮ ‬اينياسيو‮ ‬رامونه‮ ‬ضمن خوش آمد به حضار،‮ ‬از تاريخ و تحول‮ ‬۵۰‮ ‬سالهء ديپلو و تيراژ آن‮ (‬حدود‮ ‬۲۳۹‮ ‬هزار نسخه به زبان فرانسه‮) ‬و ده ها ترجمهء آن به زبان های مختلف‮ (‬از جمله فارسی،‮ ‬روی اينترنت‮) ‬که در سراسر دنيا منتشر می شود و وفاداری به پرنسيپ های نخستينِ‮ ‬آن در عين توجه به تحولات دنيای کنونی سخن گفت و از پديدهء همگانی شدنِ‮ ‬دروغهای دولتی که باعث‮ »‬ناامنی اطلاعاتی‮« ‬در همه جا گشته سخن گفت و تحليل خود را به جامعه شناس فقيد فرانسوی،‮ ‬پی ير بورديو،‮ ‬که الهام بخش وی بوده،‮ ‬اهدا کرد‮.

سپس‮ ‬رمون اوبراک‮ ‬(Raymond AUBRAC)‮ ‬که از چهره های نمادين و برجستهء مقاومت ضد فاشيستی فرانسه است،‮ ‬سخن گفت و ادامهء سنت مقاومت در راه آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی و مبارزه با فاشيسم و نژادپرستی و‮ ... ‬را يادآور شد‮. ‬رمون اوبراک در‮ ‬۲۱ژوئن‮ ‬۱۹۴۳‮ ‬به دست گشتاپو می افتد‮. ‬با شرکتِ‮ ‬همسرش لوسی که وی نيز از پارتيزان ها بوده طی عملياتی کوماندويی او را آزاد می کنند‮. ‬رمون در تدوين برنامهء مقاومت شرکت داشته و خاطراتش را در کتاب‮ ‬Où la mémoire s’attarde (Odile Jacobe, ۱۹۹۶)‮ ‬نوشته است‮. ‬از زندگی و عمليات آزاد کردن او فيلمی نيز به نام‮ ‬Luci Aubrac‮ ‬در‮ ‬۱۹۹۷‮ ‬تهيه شده است‮. ‬او سخنان خود را با شعار‮ »‬آفريدن يعنی مقاومت کردن،‮ ‬و مقاومت يعنی آفريدن‮« ‬پايان داد‮.
‬ آنگاه‮ ‬گروه موزيک و آواز توده ای‮ ‬Joli môme‮ ‬چند قطعهء پرشور اجرا کرد‮. ‬سياست آمريکای بوش را که زير سرپوش مبارزه با تروريسم،‮ ‬به ويژه پس از‮ ‬۱۱‮ ‬سپتامبر‮ ‬۲۰۰۱،‮ ‬دنيا را به هرج و مرج بيشتر کشيده،‮ ‬و نيز سياست شارون رامحکوم کرد و در قالب يادآوری سرکوب تظاهرات الجزايری ها و کشتار ده ها تن در مدخل متروی‮ »‬شارون‮« ‬در پاريس،‮ ‬در سال‮ ‬۱۹۶۲،‮ ‬و با استفاده از روش بازی با کلمات،‮ ‬نام شارون را به عنوان مظهر سرکوب مردم در پاريس و فلسطين خاطر نشان می کرد‮. ‬گروه در حالی که پرچم سرخ را به اهتزاز در آورده بود اين ندا را سر می داد که‮ »‬تا وقتی روزانه هزاران نفر از گرسنگی می ميرند اين پرچم سرخ را رها نخواهيم کرد‮«. ‬سپس به وضع بيکاران و کسانی که مشاغل بی ثبات دارند پرداخت و به ويژه از بخش وسيعی از کارکنان سينما و تئاتر‮ (‬کارکنان متناوب و موسمی‮) ‬که يک سال است برای بهبود وضعيت خود مبارزه می کنند و با دولت و کارفرمايان درگير هستند ياد کرد و تمام جمعيت همراه با آنان اين شعار را که خواستار لغو بی قيد و شرط قوانين ظالمانه کنونی ست تکرار می کرد‮.
‬ زاکی آخمات‮ ‬Zackie ACHMAT‮ ‬از آفريقای جنوبی و مبارز ديرين کنگرهء ملی آفريقا‮ ‬(ANC)‮ ‬دربارهء فعاليت کنونی خود در مبارزهء با ايدز سخنانی ايراد کرد و گفت‮: ‬ما برای تأمين دارو تلاش می کنيم‮. ‬شرکت های بزرگ چند مليتی حاضر نيستند برای آفريقايی ها که قربانی درجهء اول اين آفت بزرگ هستند دارو با قيمت مناسب تأمين نمايند‮. ‬او تأکيد می کرد که آمريکای بوش اجازه نمی دهد شرکت های دارويی داروی ژنريک تهيه و به آفريقايی ها بفروشند‮...
‬ ‮[‬از دو سه اعلام کنندهء برنامه،‮ ‬يکی هم آفريقايی بود که فرانسه را با لهجهء آفريقايی صحبت می کرد‮. ‬و اين در فرانسه که هنوز چنين رسمی در مراسم بزرگ و در راديو و تلويزيون وجود ندارد و همه اروپايی و سفيد هستند ابتکار جالبی بود‮. ‬برخی ديگر از کشورهای اروپايی از اين نظر از فرانسه جلوتر اند‮.]
‬ نوبت به گروه موسيقی‮ ‬GNAWA Diffusion‮ ‬رسيد که رهبری آن را فرزندِ‮ ‬کاتب ياسين نويسنده و نمايشنامه نويس و مبارز الجزايری بر عهده داشت‮. ‬با يادی از کاتب ياسين که خود از همکاران اوليهء ديپلو بوده،‮ ‬برنامهء موسيقی جالبی به زبان آمازيغی‮ (‬زبان مناطق کابيلی الجزاير‮) ‬اجرا شد‮.
‬ سخنران بعدی‮ ‬اتی ين باليبار‮ ‬(Etienne BALIBAR)‮ ‬بود،‮ ‬فيلسوف فرانسوی و استاد دانشگاه و نويسندهء معروف آثار تئوريک مارکسيستیِ‮ ‬فراوان‮. ‬وی در ضمن تجليل از اين ماهنامه و وفاداری اش به اصول روزنامه نگاری حرفه ای،‮ ‬از نقشی که در ارائهء تحليل و نقد نظام کنونی جهانی و نئوليبراليسم ايفا می کند ياد کرد و آن را همچون يک نماد مقاومت ناميد و ضمن يادآوری برخی از کاستی های اين ماهنامه،‮ ‬پيشنهاد کرد که زبان مبهم و‮ ‬غير صريح را که هنوز در برخی موارد دارد کنار بگذارد و ماهنامه را از حالت يکجانبه بيرون آورد و تنوع مطالب را در سطحی گسترش دهد که ديپلو به يک نشريهء بحث و تبادل نظر ارتقاء يابد و اجازه دهد مقالاتی که از‮ »‬سوسياليسمی ديگر‮« ‬(alter-socialisme)‮ ‬هم سخن می گويند امکان اظهار نظر داشته باشند و رفرانس های موجه کنونی را‮ (‬که از مارکس تا گاندی و‮ ... ‬را دربر می گيرد‮) ‬انعکاس دهد‮. ‬علاوه بر اين،‮ ‬تعبير وی از زندگی خودش که می گفت‮: »‬چه زمانی که جوانی مبارز بودم و چه حالا که پيری متعهد هستم‮«‬‮ ‬(dans ma jeunesse militante, et dans ma vieillesse engagée)‮ ‬با استقبال حضار روبرو شد‮. ‬در ضمن تحليل اش از جنبش چپ اظهار می داشت که‮ »‬سوسياليسم واقعاً‮ ‬موجود‮« ‬کمونيسم را مصادره کرد‮. ‬از نظر وی،‮ »‬پايان اتوپی ها‮« ‬ما را به‮ »‬انترناسيوناليسم نوينی‮« ‬فرا می خواند‮.
‬ سپس به ياد‮ ‬ادوارد سعيد‮ ‬و در تجليل از اين نويسنده و انديشمند و روشنفکر مبارز فلسطينی ـ آمريکايی يک تصوير ويديويی پخش شد‮. ‬ويديو بخشی از مشارکت ادوارد سعيد را در يک جلسهء بحث با يک صاحب نظر اسرائيلی نشان می داد که چند سال پيش به ابتکار ديپلو تشکيل شده بود‮.
‬ سپس يک گروه موزيک از مجارستان برنامه ای اجرا کرد‮.
‬ نوبت به‮ ‬ژوزه بووه‮ ‬(José Bové)‮ ‬از بنيانگذاران و سخنگوی کنفدراسيون دهقانیِ‮ ‬فرانسه و مبارز معروف جنبش طرفداران‮ »‬دنيايی ديگر‮« ‬و مخالف شديد کاربرد تغييرات ژنتيکیِ‮ ‬گياهان‮ ‬(OGM)‮ ‬رسيد‮. ‬وی از پرنسيپ هايی که در مبارزهء روزمره اش دارد سخن گفت،‮ ‬از مخالفت با مولد گرايیِ‮ ‬سرمايه داری گرفته تا بسيج عليه سياست تخريب کشاورزی که نوليبراليسم دنبال می کند و نيز عليه ليبراليزاسيون مبادلات جهانی و همبستگی با دهقانان بدون زمين در برزيل و مبارزات دهقانان در سراسر دنيا‮. ‬او همچنين در همبستگی با کارگران پيمانیِ‮ ‬سينما و تئاتر فرانسه که هم اکنون يک سال است که در اعتصاب و اعتراض بسر می برند سخن گفت و حتی جلوگيری از يک برنامه‮ »‬رياليتی شو‮« ‬را که کانال اول تلويزيون فرانسه تحت عنوان‮ »‬مزرعهء مشاهير‮« ‬(La Ferm Célébrités)‮ ‬اجرا می کند در دستور کار قرار داد و اعلام کرد که روز‮ ‬۱۶‮ ‬مه دستجمعی می رويم و اين برنامه را که توهين به دهقانان و ريشخند زحمتکشان است بر هم می زنيم‮.
‬ موزيک آفريقايی ساکسوفون که هنرمندی به نام‮ ‬Manu Dibango‮ ‬آن را اجرا کرد‮.‬

بعد‮ ‬ادواردو گاليانو‮ ‬(Eduardo GALIANO)‮ ‬نويسندهء معروف و روزنامه نگار اوروگوئه ای سخن گفت‮. ‬او در‮ ‬۱۹۴۰‮ ‬در مونته ويدئو متولد شده‮. ‬از‮ ‬۱۴‮ ‬سالگی با نام مستعار نقاشی می کرده،‮ ‬پس از اشتغال در کارهای کوچک و موقتی فراوان سردبير هفته نامه‮ »‬مارشا‮« ‬و مدير روزنامهء‮ »‬اوپکا‮« ‬شد‮. ‬پس از دوره ای تبعيد در آرژانتين واسپانيا درسال‮ ‬۱۹۸۵‮ ‬به اوروگوئه بازگشت‮. ‬از بين کتابهای او می توان به‮ »‬رگ های گشودهء آمريکای لاتين‮« ‬و نيز‮ »‬خاطرات آتش‮«‬،‮ (‬که به فرانسه هم منتشر شده‮) ‬اشاره کرد‮. ‬سبک بسيار ظريف و طنزآميز او حضار را بسيار تحت تأثير قرار داد‮. ‬به يک مورد اشاره می کنيم‮: (‬قريب به مضمون‮) »‬اگر نويسندگانِ‮ ‬انجيل ها زن بودند عيسی دختر می شد و آنوقت يوسف نجار‮ [‬بنا بر انجيل متی،‮ ‬باب اول،‮ ‬آيهء‮ ‬۱۹‮ ‬نامزد و شوهر مريم‮] ‬رو ترش می کرد که من پسر می خواستم‮«. ‬وی در جای ديگری از سخنان خود افزود‮: »‬اگر نمی توانيم حدس بزنيم که زمانه چه خواهد شد،‮ ‬دست کم اين حق را داريم که تصور کنيم که می خواهيم چگونه باشد‮«.‬

بعد يک برنامهء موزيک فرانسوی‮.‬

آنگاه نوبت به خانم‮ ‬نائومی کلاين‮ ‬(Naomi KLEIN)‮ ‬روزنامه نگار کانادايی رسيد،‮ ‬که با‮ »‬تورونتو استار‮« ‬همکاری داشته و نيز به عنوان روزنامه نگار مستقل با‮ ‬Globe and‮ ‬Mail و گاردين انگليس کار می کند‮. ‬وی کتابهايی هم نوشته از جمله‮ ‬No Logo‮ ‬که در آن سوء استفاده از تبليغات و نيز اقدامات شرکت های چند مليتی را بر ملا می کند‮. ‬اخيراً‮ ‬هم‮ ‬اخباری از جبههء جهانی شدن(Nouvelles du front de la mondialisation)‮ ‬به فرانسه منتشر شده است‮. ‬وی که تازه از سفری چند هفته ای به عراق بازگشته بود گزارشی تکان دهنده داد‮. ‬می گفت سياست بوش ليبراليزه کردنِ‮ ‬جهان از طريق بمب است و می افزود که من از ديدار با مقاومت عراق می آيم‮. ‬برنامهء بوش دارد شکست می خورد و اين نه ناشی از فساد و دورويیِ‮ ‬آمريکا،‮ ‬بلکه از برکت مقاومت عراقی ها ست‮. ‬نمونهء شکست را بدين ترتيب بيان می کرد که کارمندان و کسانی که در چارچوب برنامهء آمريکا به عراق رفته اند از پذيرش ادامهء کار در آنجا سر باز می زنند‮. ‬پس از کنار کشيدنِ‮ ‬اسپانيا،‮ ‬اين امتناع از خدمت بيشتر شده،‮ ‬حتی نظاميان عراقی که به فلوجه رفته بودند‮ ‬۴۰‮ ‬درصدشان از ارتش بيرون آمده اند،‮ ‬۱۰‮ ‬درصدشان با مقاومت همکاری می کنند‮. ‬۴‮ ‬وزير دولت موقت هم استعفا داده اند‮. ‬کارکنان روزنامهء الصباح‮ (‬که آمريکايی ها در عراق به راه انداخته اند‮) ‬استعفا داده اند‮. ‬دو سرباز آمريکايی به کانادا پناهنده شده اند‮. ‬دو سرباز ديگر آمريکايی هم به دادگاه نظامی جلب شده اند‮. ‬کسی که عکس های شکنجه را در زندان ابوغريب افشا کرده يک سربازآمريکايی ست‮. ‬وی اظهار اميدواری می کرد که مردم آمريکا به اين نافرمانی بپيوندند و در انتخابات جرج بوش را از صحنه خارج کنند‮. ‬او تأکيد می کرد که شورش تنها راه حل است و بايد بر دولت هايی مانند فرانسه هم فشار آورد تا اشغال را نپذيرند و به بهانهء سرپوش ملل متحد به عراق نروند‮. ‬او راه را انتفاضهء سراسری می دانست‮ (‬با شنيدن کلمهء انتفاضه،‮ ‬جمعيت با کف زدن به تأييد وی پرداخت‮). ‬به نظر وی،‮ ‬آمريکا نه تنها نزاع اقتصادی،‮ ‬بلکه نزاع سياسی را نيز باخته است‮. ‬کيفر دستجمعی عليه اهالی اعمال می شود و آمريکايی ها روش های شارون را به کار می گيرند‮. ‬اشاره می کرد که طی مدتی که در عراق بوده حتی يک آمبولانس را که آسيب نديده باشد مشاهده نکرده است‮. ‬بچه ها را می کشند‮.
‬به جای دموکراسی ضد دموکراسی را به عراق برده اند‮. ‬صدای کسانی را که خواستار انتخابات بودند خفه کرده اند‮.
‬روزنامه ها را بسته اند‮. ‬خبرنگاران بسياری را به ويژه از اعراب کشته اند‮. ‬به چلپی که پايه بين مردم ندارد قدرت مافيايیِ‮ ‬زيادی داده اند‮. ‬سرمايه گذاران می ترسند به آنجا بروند‮. ‬کمپانی های خصوصی دستشان باز گذارده شده در همهء امور،‮ ‬حتی امنيتی‮. ‬از بازسازی خبری نيست‮. ‬هرچه هست ويرانی ست‮. ‬هم مقاومت در برابر اشغال مهم است و هم مقاومت داخلی در آمريکا‮. ‬با وجود اين،‮ ‬نبايد تصور کرد که آمريکايی ها به آسانی از اين منطقه دست بردارند‮. ‬رامسفيلد اگر هم مجبور به استعفا شود امر مهمی نيست‮. ‬وی يادآوری کرد که ما از اول با جنگ مخالف بوديم چون جنگی امپرياليستی ست‮. ‬بايد به حرف های عراقيان گوش داد‮. ‬صدها هزار نفر از آنان در خيابان های شهرهای عراق فرياد زده اند‮: »‬انتخابات آری،‮ ‬انتصابات نه‮!« ‬مردم با خصوصی کردن نفت مخالف اند‮. ‬آن ها می گويند برای عراقی ها بايد کار پيدا کرد نه برای آمريکايی ها و اينکه بايد به اشغال پايان داد‮. ‬خواست عراقی ها خواست ما ست‮. ‬هر نيروی خارجی بايد در اين باره دو هدف داشته باشد‮: ‬اول اينکه مطمئن شويم عراقی ها حق رأی دارند و دوم اينکه آنچه به خاطرش رأی می دهند يعنی قانون اساسی را خود عراقی ها بنويسند‮. ‬کمپانی های آمريکايی نيز بايد عراق را ترک کنند‮. ‬وی افزود که اين جنگ تمام نشده و ما پيروز نشده ايم‮. ‬اما ما قادريم کاری کنيم که آمريکايی ها برنده نشوند‮. ‬بايد کاری کرد که ببازند‮. ‬بايد پايگاه های نظامی شان،‮ ‬شرکتها شان،‮ ‬اقتصاد و سرمايه داری شان از عراق خارج شوند‮.
‬ موزيک‮ ‬‮ ‬Tiken Jah Fakoly

بعد نوبت به‮ ‬کلود دوبون‮ ‬(Claude DEBONS)‮ ‬دبير سابق حمل و نقل در سنديکای‮ ‬CFDT‮ ‬رسيد که به حمايت اين سنديکا از رفرم های دولت دست راستی در مورد بازنشستگی اعتراض کرده و از آن استعفا داده و هم اکنون در سنديکای‮ ‬C.G.T.‮ ‬فعاليت می کند‮. ‬وی ابتدا به تجليل از پی ير بورديو جامعه شناس بزرگ و فقيد فرانسوی پرداخت که حمايت اش از مبارزه عليه نئوليبراليسم و کارگران اعتصابی راه آهن در دههء‮ ‬۱۹۹۰‮ ‬معروف است‮. ‬ناطق سپس به مسائل سنديکايی فرانسه پرداخت و رفرم هايی را که دولت دست راستیِ‮ ‬کنونی فرانسه در نظر دارد انجام دهد محکوم کرد و زيان های آن را برشمرد‮. ‬وی تأکيد می کرد که‮ »‬واقع بينی بايد با اراده گرايی همآهنگ باشد‮«.
‬ موزيک آفريقايی ساحل عاج که بسيار پرشور بود‮.
‬ بعد خانم‮ ‬ايرن خان‮ ‬(Irene Khan)‮ ‬رئيس کنونی سازمان عفو بين المللی سخنرانی کرد و گفت‮: ‬به بهانهء حفظ امنيت ملی همهء حقوق بشر زير پا گذارده می شود‮. ‬من اخيراً‮ ‬به بروندی رفته بودم تا دربارهء کشتارهايی که در سال‮ ‬۲۰۰۲‮ ‬صورت گرفته تحقيق و بررسی کنيم‮. ‬فقط به يک مورد اشاره می کنم‮. ‬دختری شش ساله به نام کلودين را ديدم که تنها نام خود را به ياد داشت و نام خانوادگی اش را نمی دانست،‮ ‬اما به خوبی به ياد داشت که پدر و مادرش را چگونه کشته بودند‮. ‬وقتی پيش رئيس جمهوری رفتم و از وضع اين دختر کوچولو گفتم جواب داد که ما برای حفظ امنيت ملی مبارزه می کنيم،‮ ‬يعنی که وضع اين گونه انسانها برايش مهم نبود‮. ‬آری،‮ ‬در همه جا يک منطقهء خاکستری بدون قانون و کيفر به وجود آورده اند‮. ‬اين روش آمريکا ست و دنباله روی اروپا هم از آن بسيار خطرناک است‮. ‬همه جا منطق جنگ حاکم شده است‮. ‬ما از وضع شکنجه در افغانستان و عراق به مقامات رسمی گزارش داده ايم ولی همه بدون جواب‮. ‬اين سياست امنيتی به جای آنکه وضع دنيا را امن تر کند وضع را در همه جا بدتر کرده است‮. ‬بين قوميت ها تفرقه انداخته اند،‮ ‬نژادپرستی را تقويت کرده اند‮. ‬او جنگ های زيادی را در همه جای دنيا برشمرد و گفت‮ »‬سلاح کشتار جمعی‮« ‬اينها ست‮. ‬مبادله و معاوضهء امنيت در برابر حقوق بشر خطرناک است‮. ‬دولت ها درس تاريخ را نمی شناسند‮. ‬ديگر بس است‮. ‬اين وضع بايد تغيير کند‮. ‬آيا خواهيم گذاشت که فساد و شکنجه بر جامعه حاکم باشد يا آن را تغيير خواهيم داد؟

گروه راپ‮ ‬La RUMEUR‮ (‬شايعه‮) ‬برنامه ای اجرا کرد و آن را به مردم فلسطين و عراق هديه کرد‮.‬

سپس‮ ‬اوو مورالس‮ ‬Evo MORALES‮ ‬کانديدای رياست جمهوری بوليوی در سال‮ ‬۲۰۰۲‮ ‬بود که به رغم‮ »‬وتوی‮« ‬آمريکا عليه وی،‮ ‬در انتخابات مقام دوم را کسب کرد‮. ‬او رهبر و نمايندهء دهقانان توليد کنندهء کاکائو و رهبر‮ »‬جنبش به سوی سوسياليسم‮« ‬است‮. ‬او به خصوص طرفدار تعليق بدهی های خارجی بوليوی و ملی کردنِ‮ ‬مجددِ‮ ‬صنايع بزرگ و گاز است و کنترل مالکين بزرگ ارضی و نيز ارتقاء وضعيت بوميان است‮. ‬مورال به نمايندگی از بوميان شمال بوليوی سخنرانی کرد‮. ‬از مبارزات جاری آنجا گفت و نتيجه گرفت که اگر صلح می خواهيم راهی جز پايان امپرياليسم آمريکا وجود ندارد‮. ‬وی افزود‮: »‬پريروز مرا کمونيست می خواندند،‮ ‬ديروز قاچاقچی مواد مخدر و امروز تروريست‮. ‬آنچه واشنگتن نمی خواهد طرح مطالبات مردمی ست‮. ‬همين‮«.‬

گروه موزيک پاکو ايبانِز‮ ‬Paco IBANEZ‮ ‬ترانه ای از شعرهای گارسيو لورکا را اجرا کرد و تأکيد بر اينکه بزرگ ترين تروريست جهان بوش است که شارون نيز همدست او ست‮. ‬اين گروه سپس يکی از ترانه های معروف دورهء کمون پاريس‮ »‬موسم گيلاس‮« ‬(Le Temps des cerises)‮ ‬را خواند که حضار همنوا با آن می خواندند و شور و حال خاصی داشت‮.‬ سخنران بعدی،‮ ‬تونی نگری‮ ‬(Toni NEGRI)‮ ‬بود‮. ‬وی که در سال های‮ ‬۱۹۷۰‮ ‬رهبر گروه‮ »‬قدرت کارگری‮« ‬در ايتاليا بوده به اتهام‮ »‬قيام مسلحانه عليه دولت‮« ‬و‮ »‬مسؤوليت معنوی‮« ‬در درگيری های مبارزان مسلح با پليس در سال های‮ ‬۱۹۷۳‮ ‬تا‮ ‬۱۹۷۷‮ ‬به‮ ‬۳۴‮ ‬سال زندان محکوم گرديد،‮ ‬ولی با فرار به فرانسه در سالهای‮ ‬۱۹۸۰‮ ‬توانست در اين کشور بماند و به تدريس فلسفه در دانشگاه بپردازد‮. ‬بعد به ايتاليا بازگشت و شش سال ديگر در زندان ماند‮. ‬از وی کتاب های متعددی منتشر شده از جمله کتاب‮ »‬امپراتوری‮« ‬که با همکاری ميکائل هاردت نوشته است‮ (‬انتشارات‮ ‬Exils،‮ ‬پاريس‮ ‬۲۰۰۰‮). ‬نگری اظهار داشت که برايم دشوار است پس از سرود کمون سخنرانی کنم‮. ‬از‮ ‬۱۳۴‮ ‬سال پيش اين ترانه و ايدآل های کمون مقاومت کرده و اين نشان می دهد که مقاومت ممکن است و در اشاره به مضمون ترانه گفت‮ »‬عشق يک ميانجی ست برای ارتقاء امر خصوصی به امر مشترک‮«.‬

وی ابتدا به ارزش ديپلو در سال های‮ ‬۷۰‮ ‬و‮ ‬۸۰‮ ‬برای مبارزه ای که خودش و رفقايش در ايتاليا به پيش می برده اند اشاره کرد و گفت‮ »‬در زندان که بوديم وقتی لوموند ديپلوماتيک می رسيد،‮ ‬قرائت دسته جمعی آن برای ما حکم وسيله ای مؤثر برای مبارزه با سرکوب و مقاومت در برابر نوميدی داشت‮« ‬و افزود که هرچند دنيا تغيير کرده ولی ديپلو توان خود را از دست نداده است‮. ‬او اصطلاحات و نقطه نظرات خودش را دربارهء دولت ـ ملتها،‮ ‬حقوق بين الملل،‮ ‬سياست و اجتماع مطرح کرد‮. ‬از اهميت‮ »‬جنبش جنبش ها‮« ‬يعنی مبارزهء ضد جنگ،‮ ‬جنبش عليه نئوليبراليسم و برای آزادی و برابری و دموکراسی سخن گفت و نيز از مرحلهء پسا ـ سوسياليسم که راه را برای کمونيسم آينده می گشايد‮. ‬وی تأکيد می کرد که ما اکثريت جامعه هستيم‮. ‬ما ضد هر جنگی هستيم‮. ‬مبارزه برای صلح مقدمهء مبارزهء اجتماعی ست‮. ‬اين جنبشِ‮ ‬مقابله با هيرارشیِ‮ ‬جديدی ست که پاترون‮ (‬ارباب‮) ‬کنونیِ‮ ‬جهان اعمال می کند‮. ‬ما ضد هر نوع انتگريسم‮ (‬تماميت طلبی‮)‬،‮ ‬ضد طرفداران حاکميت ملی‮ ‬(Souvrainistes)‮ ‬هستيم‮. ‬نه بدين معنا که امر محلی وجود ندارد‮.‬ وی طبق عادت خود که در سخنرانی ها،‮ ‬هرچند تحليلی و تئوريک هم باشند،‮ ‬شور فراوان از خود نشان می دهد فرياد برآورد و حضار را به تکرار اين شعارها دعوت کرد‮: »‬سرنگون باد جنگ،‮ ‬سرنگون باد ملت‮ [‬مفهوم ملت و تعصب ملی‮]. ‬وی جنبش کارکنان پيمانی سينما و تئاتر‮ (‬که هم اکنون در فرانسه جريان دارد‮)‬،‮ ‬جنبش کارگران و دهقانان و نيز جنبش برای حفظ محيط زيست و مبارزان حقوق زنان و‮... ‬را پايهء اميدواری برای نيل به کمونيسمِ‮ ‬آينده می شمرد‮.
‬ موزيک ابتکاری و هنرنمايیِ‮ ‬برنار لوبا‮ ‬Bernard Lubat،‮ ‬به صورت تک نفره که با شعارهای سياسی و اجتماعی و طنز همراه بود و بالاخره يک آتش بازی کوچک و زيبا با چند شمع،‮ ‬نشانهء سالروز تولد ديپلو‮.
‬ بعد،‮ ‬نوبت سخنرانی به‮ ‬رژيس دبره‮ ‬Regis DEBRAY‮ ‬رسيد‮. ‬رژيس دبره،‮ ‬فيلسوف،‮ ‬رسانه شناس‮ ‬(médiologue)‮ ‬و رئيس مؤسسهء اروپايیِ‮ ‬علوم دينی ست‮. ‬از آثار اخير او کتاب‮ »‬آتش مقدس،‮ ‬عملکردهای امور دينی‮ ‬(Le feu sacré, fonctions du religieux, Fayard)‮ ‬و‮ »‬تروريسم،‮ ‬جنگ ها،‮ ‬ديپلوماسی‮. ‬گاه شمارِ‮ ‬وقايعِ‮ ‬حماقت ظفرمند‮« ‬(Terrorisme, guerre,diplomatie. Chroniques de l’idiotie triomphante ۱۹۹۰-۲۰۰۳ Fayard).‮ ‬منتشر شده است‮. ‬لازم به يادآوری نيست که جمع بندی او از انقلاب کوبا که در سال های‮ ‬۱۹۶۰‮ ‬تحت عنوان‮ »‬انقلاب در انقلاب‮« ‬منتشر شد تأثير زيادی در گسترش مبارزهء مسلحانهء چريکی آن سال ها داشت‮. ‬وی ابتدا به تناسب حال،‮ ‬به تجليل از نقش ديپلو پرداخت و به نقشی که اين ماهنامه در‮ »‬جنبش طرفداران دنيايی ديگر‮« ‬ايفا کرده و تغيير گفتمان آن از يک روزنامهء حرفه ای به نهادی فعال در امور اجتماعی اشاره کرد و سپس پيشنهاد نمود که اين ماهنامه در راه تغيير مکان سازمان ملل متحد از آمريکا به جای ديگر تلاش کند‮. ‬او جوانب حقوقی اين امر را برشمرد و نتيجه گرفت که هيچ مانع حقوقی برای آن وجود ندارد‮. ‬در منشور ملل متحد جای خاصی برای آن تعيين نشده و يک سوم آراء مجمع عمومی کافی ست که آن را تغيير دهد و افزود تا زمانی که سازمان ملل به جای ديگری منتقل نشود فاقد روح خويش است‮. ‬سلطهء ايالات متحده بر سازمان ملل بدين معنا ست که‮ ‬۵‮ ‬درصد از مردم دنيا به جای‮ ‬۹۵‮ ‬درصد تصميم می گيرند و در جست و جوی جای ديگری برای آن از کانادا گرفته تا‮ ... ‬سرانجام بيت المقدس را پيشنهاد کرد،‮ »‬زيرا اولاً‮ ‬مرکز اديان توحيدی ست که در آينده نقش مهمی خواهند داشت‮« ‬و ثانياً‮ ‬وجود سازمان ملل متحد در آنجا زمينه را برای اجرای قطعنامه های آن توسط اسرائيل فراهم می سازد‮.
‬ موزيک گروه بونگا‮ ‬Bonga،

سخنران بعدی،‮ ‬خوزه ساراماگو‮ ‬(José SARAMAGO)‮ ‬بود‮. ‬وی متولد‮ ‬۱۹۲۲‮ ‬در يک خانوادهء دهقانی ست از پرتقال‮. ‬مردی خودساخته که حرفه های گوناگون آزموده و نخستين رمان خود‮ »‬سرزمين گناه‮« ‬را در‮ ‬۱۹۴۷‮ ‬منتشر کرده است‮.
‬وی که در انقلاب پرتقال عليه ديکتاتوری سالازار‮ (‬معروف به انقلاب گل ميخک‮) ‬در سال‮ ‬۱۹۷۴‮ ‬شرکت داشته و با تعهد فراوان به مسائل کنونی جهان می نگرد،‮ ‬در سال‮ ‬۱۹۹۸‮ ‬برندهء جايزهء ادبی نوبل شد‮. ‬به پرتقالی صحبت کرد و گفت من بيش از‮ ‬۷‮ ‬دقيقه حرف نمی زنم و موضوع سخن ام دموکراسی ست که بدون آن حقوق بشر بی معنا ست‮. ‬هرگاه دموکراسی و حقوق بشر را مطالبه می کنيم می گويند صبر داشته باشيد‮. ‬صبر کنفورميسم است‮. ‬پس بياييد صبر نداشته باشيم‮. ‬در خيلی از جاها نهادهای به اصطلاح دموکراتيک وجود دارد‮. ‬فقط دولتی را عوض می کنيم،‮ ‬اما قدرت را نه‮! ‬دولتی را که به وعده هايش عمل نکرده بر می داريم و به جای آن دولتی که به وعده هايش عمل نخواهد کرد می آوريم‮. ‬يک حباب دموکراتيک،‮ ‬هرجا که باشد،‮ ‬اطراف آن را گرداب و طوفان می گيرد‮. ‬وی باز هم بر بی صبری تأکيد کرد و گفت‮: »‬وقت آن است که از خود بپرسيم آيا نجات دموکراسی در بی صبری شهروندان نيست؟ بی صبری در برابر تسليم طلبی و کنفورميسم؛ بی صبری دربرابر همهء آن چيزهايی که طاقت از ما می گيرد‮«.‬

بعد خانم سافو،‮ ‬خوانندهء يهودی تبار مراکشی ـ فرانسوی برنامهء خود را اجرا کرد‮. ‬آميزه ای ابتکاری از موسيقی عربی،‮ ‬اندلسی،‮ ‬ژيتان و جاز را که خاص او ست ارائه کرد‮. ‬او در اسرائيل،‮ ‬غزه و رام الله نيز برنامه اجرا کرده و مضمون ترانه هايش‮ ‬غالباً‮ ‬اعتراض و تلاش در راه صلح است‮. ‬سافو در آغاز برنامهء خود گفت‮: ‬من جز زبان و واژه،‮ ‬سرزمين ديگری ندارم‮. ‬اگر رنگ زمين بايد رنگ خون باشد،‮ ‬وعدهء هيچ سرزمينی به من ندهيد‮ (‬اشاره به سرزمين موعود‮!).‬

نوبت سخنرانی به خانم‮ ‬کريستين‮ ‬دلفی‮ ‬(Christine DELPHY) رسيد‮. ‬وی جامعه شناس و مدير پژوهش در مرکز ملی تحقيقات علمی فرانسه است‮. ‬موضوع مطالعات و آثاراو عبارت اند از‮: ‬پدر سالاری،‮ ‬کارخانگیِ‮ ‬زنان،‮ ‬مفهوم سازی از جنسيت‮ ‬(conceptualisation du genre)‮ ‬است.او در پايه گذاری جنبش آزادی زنان‮ ‬(MLF)‮ ‬شرکت داشته و از جمله با سيمون دوبوار مجلهء‮ »‬مسائل نوين فمينيستی‮« ‬(Nouvelles questions féministes)‮ ‬را تأسيس کرده که هم اکنون مديريت آن را بر عهده دارد‮.‬ وی همچنين از بنيانگذاران‮ »‬ائتلاف بين المللی ضد جنگ‮« ‬است،‮ ‬چنان که رياست انجمن‮ »‬فمينيست های طرفدار برابری‮« ‬را نيز بر عهده دارد‮. ‬از آثار او کتاب های زير را نام می بريم‮: ‬دشمن عمده‮ ‬(l’Ennemi principal)‮ ‬در‮ ‬۲‮ ‬جلد،‮ ‬اقتصاد پدر سالاری،‮ ‬انديشيدن به جنس‮ ‬(Penser le genre)‮ ‬و بالاخره کتاب‮ »‬برای خروج از ليبراليسم‮ ‬(Pour sortir du libéralisme)‮ ‬که در‮ ‬۲۰۰۲‮ ‬نوشته است‮. ‬او گفت ظاهراً‮ ‬مرا سخنگوی فمينيسم در اين برنامه حساب کرده اند و اگر بخواهم تاريخ آن را بگويم بايد از قرن نوزده شروع کنم،‮ ‬اما‮ ‬۱۰‮ ‬دقيقه بيشتر وقت نيست و لذا دربارهء اختلاط و عدم اختلاط‮ ‬(mixité et non_mixité)‮ ‬صحبت کرد چه بين يک جنس و چه بين جنس ها‮. ‬سپس گفت نهادها از هر نوع که باشند همه زير سلطهء مردان اند و در همه جا استدلال اين است که‮ »‬زن به حد کافی نداريم‮«. ‬برخی گمان می کنند که برای رهايی از تسلط يک جنس،‮ ‬اختلاط راه حل است،‮ ‬اما چنين نيست‮. ‬نمونه اش نهاد خانواده است که مختلط است،‮ ‬اما می بينيم که عدالتی به وجود نمی آيد و به تلفات سالانهء مرگ زنان ناشی از تعرض مردان اشاره کرد که رقمی حيرت انگيز را نشان می دهد قابل مقايسه با تلفات سرطان و تلفات ناشی از تصادف در جاده ها‮. ‬بعد افزود که از سالهای‮ ‬۱۹۷۰،‮ ‬سياستِ‮ ‬عدم اختلاطِ‮ ‬اختياری مطرح شد که جلسات را فقط زنان تشکيل دهند و به دنبال همين امر بود که سياهان آمريکا نيز همين کار را کردند يعنی تشکيل جلسات فقط با حضور سياهان‮. ‬علت اين است که در حالت اختلاط و امتزاج،‮ ‬زنها خودشان نيستند و باز زير سلطهء مردان اند‮. ‬وی درپیِ‮ ‬ارائهء بيلانی صريح و بی تعارف از جنبش فمينيستی،‮ »‬اين ايدهء ساده‮« ‬را يادآوری کرد که‮ »‬خود ـ رهايی مبارزه ای ست که به دست ستمديدگان،‮ ‬برای ستمديدگان جريان می يابد‮«.‬

ويدئوی کوتاهی از خانم ژوليت گرکو‮ ‬(Juliette Gréco)‮ ‬خوانندهء معروف و مترقی سال های‮ ‬۱۹۶۰‮ ‬فرانسه نشان داده شد‮. ‬وی از مبارزهء کارکنان بيمارستان های فرانسه سخن گفت و با حيرت افزود که با مخارج گزاف يک ناو هواپيمابر می توان بيمارستان های خوب و مکفی ساخت‮. ‬به نظر او کارکنان بيمارستان ها به اندازهء بيماران رنج می برند و بايد قدر کارشان را دانست‮. ‬بد نيست داستانی را نقل کنيم که پس از کودتای آمريکايیِ‮ ‬پينوشه در شيلی،‮ ‬ژوليت گرکو در سانتياگو کنسرتی داشته که مستقيم از راديو تلويزيون پخش می شده و جسورانه آهنگ هايی عليه نظامی گری و ديکتاتوری سر می دهد‮. ‬به دستور حکومت نظامی با دست پاچگی او را از محل کنسرت مستقيم به فرودگاه می برند و از شيلی اخراج می کنند‮.‬

سپس‮ ‬فرِدی بِرنال‮ ‬(Freddy BERNAL)‮ ‬شهردار کاراکاس که از ونزوئلا آمده بود سخنرانی کرد‮. ‬از‮ ‬۱۹۹۶‮ ‬به بعد،‮ ‬وی يکی از رهبران جنبشی شده که پس از روی کار آمدن هوگو شاوِز‮ ‬(Chavez)‮ ‬انقلاب بوليوی نام گرفته است‮. ‬از‮ ‬۱۱‮ ‬آوريل‮ ‬۲۰۰۲‮ ‬که بر ضد پرزيدنت شاوِز کودتايی‮ (‬با حمايت آمريکا‮) ‬صورت گرفت،‮ ‬برنال زندگی مخفی پيشه کرد و در برپايیِ‮ ‬تظاهرات بزرگ توده ای که باعث بازگشت دولت مشروع بوليوی گرديد نقشی فعال داشت‮. ‬وی در سخنان خود از مبارزهء جاری برای مقابله با سياست آمريکا که خواستار براندازی حکومت شاوز است و از جنبش عليه سياست های صندوق بين المللی پول سخن گفت و هدف جنبش را مقابله با ايده هايی دانست که پس از فروپاشی اتحاد شوروی رايج شد مبنی بر اينکه سرمايه داری پيروز شده،‮ ‬يا حرف های امثال فوکوياما که سرمايه داری ليبرال و نظام پارلمانی پايان تاريخ است‮. ‬وی از تجربهء دموکراتيک توده ای در ونزوئلا نيز سخن گفت‮.‬

موزيک با رقص و کوروگرافی زيبا‮.‬

نوبت به سخنرانی خانم‮ ‬اميناتا تراوره‮ ‬(Aminata TRAORE)‮ ‬رسيد‮. ‬وی وزير سابق فرهنگ درکشور مالی،‮ ‬دانشگاهی و نويسندهء چند کتاب از جمله‮ ‬Viol de l’imaginaire (۲۰۰۲)‮ ‬و‮ ‬نامه های زنی آفريقايی به‮ [‬کشور‮] ‬فرانسه‮ (‬۲۰۰۴‮). ‬در انجمن های طرفدار دنيايی ديگر مبارزه می کند و از برگزارکنندگان دو فوروم اجتماعی آفريقا بوده است‮. ‬او اشاره کرد که گرسنگی فکری بيش از گرسنگی مادی و‮ ‬غذائی،‮ ‬آفريقا را تهديد می کند‮. ‬او گفت‮: »‬اگر آفريقا اداره شدنی نيست،‮ ‬از اين رو ست که به دست بازيگرانی ناشناس در خارج از آفريقا اداره می شود که در برابر مردم ما پاسخگو نيستند‮«. ‬وی به طرح های توسعه که از دهه های پيش مطرح بوده و توهماتی که در اين باره وجود داشته اشاره کرد،‮ ‬چنان که از توهمات امروز که مبنی بر وام ها و تعديل اقتصادی ست سخن گفت و با اميدواری به آينده جهت خروج از بن بست کنونی،‮ ‬اين شعار را تکرار کرد که‮ »‬آفريقای ديگری ممکن است‮. ‬جهان ديگری ممکن است‮«.‬

گروه موزيک‮ ‬Akosh s‮ ‬برنامه ای اجرا کرد‮.‬

سپس‮ ‬ژاک‮ ‬دريدا‮ ‬(Jacques DERRIDA)‮ ‬سخنرانی کرد‮. ‬وی استاد مدرسهء مطالعات عالی علوم اجتماعی‮ ‬(EHESS)‮ ‬و يکی از مشهورترين فيلسوفان معاصر فرانسوی در خارج کشور،‮ ‬به ويژه در ايالات متحده است‮. ‬آثار او که به حدود‮ ‬۸۰‮ ‬جلد می رسد به عنوان بخشی از مؤلفه های اساسیِ‮ ‬مدرنيت فلسفی شناخته می شود‮. ‬وی ابتدا به برخی از آثار خود که از دههء‮ ‬۱۹۹۰‮ ‬به بعد نوشته،‮ ‬از جمله‮ »‬شبح های مارکس‮« (‬۱۹۹۴‮) ‬اشاره کرد و نيز به نقش لوموند ديپلوماتيک و جايگاه آن در بستر فرهنگ و زبان فرانسه پرداخت‮. ‬به نظر او اين نشريه به رغم وفاداری اش به مبادی اوليهء خود،‮ ‬از‮ ‬۵۰‮ ‬سال پيش تا کنون و تحولاتی که در آن در پیِ‮ ‬تحولات جهان رخ داده،‮ ‬خاص فرهنگ و زبان فرانسه و اروپا ست‮. ‬وی در عين تأييد پيشنهاد رژيس دبره برای انتقال محل سازمان ملل به جای ديگری خارج از آمريکا،‮ ‬گفت من انتقال آن رابه اروپا و مشخصاً‮ ‬به فرانسه پيشنهاد ميکنم‮. ‬وی جنگ آمريکا در عراق و سياست های اسرائيل عليه فلسطينی ها را مانند کليهء سخنرانان محکوم کرد‮. ‬وی همچنين خواستار مبارزه با يهودستيزی و هرگونه نژادپرستی شد و با استقبال حضار روبرو گرديد‮.‬

سپس،‮ ‬ويدئوی مصاحبه ای کوتاه با ژان فرا‮ ‬(Jean FERRAT)‮ ‬خوانندهء کهن سال فرانسوی پخش کرد که برای کمونيسم و از اشعار لويی آراگون ترانه های متعدد خوانده است‮. ‬وی بی عدالتی را که در پخش آواز و موسيقی خوانندگان فرانسوی در راديو و تلويزيون ديده می شود مورد انتقاد قرار داد و گفت حتی بين آن دسته از خوانندگانی که در رسانه ها مطرح اند تبعيض وحشتناکی وجود دارد که آثار چند نفر از آنان ده ها برابرِ‮ ‬آثار برخی ديگر پخش می شود،‮ ‬زيرا شنونده دارد و لذا تبليغات را بالا می برد و سرانجام سود به بار می آورد‮. ‬منطق سود بسياری از افراد را از مطرح شدن محروم می سازد و مانع شکوفايی استعدادها می شود و آنها را می پژمرد‮.‬

بعد‮ ‬خواييو‮ ‬پدرو‮ ‬استديله‮ ‬(Joao Pedro Stedile)‮ ‬از برزيل سخن گفت‮. ‬وی اقتصاددان و از رهبران اصلی جنبش دهقانان بی زمين‮ ‬(MST)‮ ‬است که در‮ ‬۱۹۸۵‮ ‬در برزيل تأسيس شده‮. ‬اين جنبش که برای بازپس گيری بخشی از زمين های متعلق به مالکان بزرگ ارضی،‮ ‬به سود دهقانان،‮ ‬مبارزه می کند يکی از نيرومندترين سازمان های اجتماعی در آمريکای لاتين است‮. ‬استديله،‮ ‬خود يکی از مسؤولين سازمان بين المللی دهقانان‮ ‬Via Campesina‮ ‬است و نقش مهمی در برگزاری فوروم جهانی‮ »‬پورتو الگره‮« ‬ايفا کرده است‮. ‬او خيلی حماسی سخنرانی کرد و از جمله گفت‮: ‬برزيل نخستين کشور صادر کنندهء سوژا‮ (‬سويا‮) ‬ست‮. ‬با وجود اين،‮ ‬۵۰‮ ‬ميليون گرسنه وجود دارد‮. ‬در برزيل،‮ ‬جنبش اجتماعی،‮ ‬لولا رئيس سابق سنديکای کارگران و رئيس حزب کار را به رياست جمهوری رساند و او در يکی از نخستين سخنرانی های خود اعلام کرد که اميد او اين است که بتواند کاری کند که هر فرد برزيلی دست کم يک با در روز‮ ‬غذای سير بخورد‮. ‬اما در چارچوب توازن قوای جهانی بعيد است بتواند چندان کاری از پيش ببرد‮. ‬خواييو به اقدامات لولا اشاره ای نکرد‮.‬ گروه تريو(Tryo)‮ ‬موزيک اجرا کرد‮.‬

سپس‮ ‬گادی الغازی‮ ‬(Gadi ALGAZI)‮ ‬يک اسرائيلی که به سود حقوق فلسطينی ها مبارزه می کند سخنرانی کرد‮. ‬وی نخستين سرباز اسرائيلی ست که در سال‮ ‬۱۹۷۹‮ ‬از خدمت در سرزمين های اشغالی فلسطين امتناع کرده و به همين دليل ده ماه در زندان بسر برده است‮. ‬وی استاد تاريخ در دانشگاه تل اويو است و گردانندهء انجمن تعايش‮ (‬همزيستی‮) ‬که اعضای آن برخی يهودی و برخی عرب اند‮. ‬او زير پا گذاردن حقوق فلسطينی ها و اشغال سرزمين های فلسطينی و کشيدن ديوار تبعيض نژادی را محکوم کرد و جنبه های متعددی از اقدامات انجمن تعايش را برشمرد که می کوشند مانع تخريب خانه ها شوند،‮ ‬يا پس از ويرانیِ‮ ‬خانه ها به بازسازی آن ها بپردازند،‮ ‬به کمک دهقانان برای جمع آوری محصول بروند و دربرابر ارتش،‮ ‬زمانی که به سرکوب فلسطينی ها می پردازد،‮ ‬به مقاومت دست بزنند‮.‬

موزيک آهنگ ساز و خوانندهء معروف لبنانی مارسل خليفه‮. ‬وی ترکيبی از سازهای شرقی و‮ ‬غربی ابداع کرده و اشعار کسانی به ويژه محمود درويش را به صورت اپرا و آهنگ خوانده و برای آن ها موزيک ساخته است‮. ‬يادآوری کنيم که گروه های موزيک همه داوطلبانه برنامه های خود را اجرا کردند‮.‬

آخرين سخنران‮ ‬خانم ليلا شهيد‮ ‬نمايندهء عام‮ [‬سفير‮] ‬فلسطين در فرانسه بود که در ميان استقبال کم نظير جمعيت ظاهر شد.و از گادی الغازی خواست که در کنار او پشت تريبون بايستد و او را بوسيد و گفت ما فلسطينی ها و اسرائيلی های صلح طلب و عدالتخواه در کنار هم مبارزهء واحدی را به پيش می بريم‮. »‬اسرائيلی ها و فلسطينی ها در همزيستی با يکديگر،‮ ‬هر کدام در دولت خويش،‮ ‬يا با هم پيروز خواهند شد،‮ ‬يا با هم شکست خواهند خورد و دنيا هم همراه با آنها‮«. ‬وی از لوموند ديپلوماتيک و نقشی که در جهت آگاه کردن خوانندگانِ‮ ‬خود به آرمان فلسطين و حقانيت آن دارد تجليل فراوان نمود و سالروز تأسيس آن را تبريک گفت و از همهء کسانی که فلسطين را همواره در مبارزات روزمرهء خود به ياد دارند تشکر کرد و ابراز اميدواری کرد که صلح وعدالت و برادری سرانجام در فلسطين برقرار شود‮.‬

ساعت از‮ ‬۱۱‮ ‬شب گذشته بود‮. ‬اعضای تحريريه ديپلو روی سن ظاهر شدند و از حضار تشکر کردند‮.‬

اين يادداشت سريع طبعاً‮ ‬جنبه های کوچکی از اين جشن لذت بخش و پرفايده را عرضه می کند که به ويژه در اين روزگار وانفسا خود نشانهء بيداری وجدان ها و اعتراض و مقاومت و به ويژه حدت و‮ ‬غنای مبارزهء طبقاتی در جامعهء فرانسه است‮. ‬چنان که گسترش شمار خوانندگان اين نشريه اوج گيری تمايل به چپ و دميدن روح نشاط و تحرک در صفوف مبارزان چپ را در اين کشور و برخی جاهای ديگر نشان می دهد‮.‬

ما به آوردن گزارش اين جشن بسنده می کنيم زيرا تحليل جايگاه اين نشريه در عرصهء سياست و فرهنگِ‮ ‬جامعهء فرانسه و طرح کاستی ها و انتقاداتی که می تواند بر اين ماهنامه وارد باشد مجال ديگری می طلبد‮.‬

‬مه‮ ‬۲۰۰۴‮