از يمن تا ديترويت، و تحقير دوباره ى شهروند ايرانى

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ


در روز كريسمسى كه گذشت، عمرفاروق عبدالمطلب، فرزند تحصيلكردهء يك سرمايه دار نيجريه اى، مسافر پرواز۲۵۳ نورث وست از آمستردام، در فرودگاه ديترويت به خاطر حمل بمب و هدفى تروريستى دستگير شد. مقامات امنيتى آمريكا مدعى اند كه او با بخشى از گروه القاعدهء يمنى ارتباط داشته و اين گروه نيز تاييد ميكنند كه هدف او انفجار هواپيما و اجراى برنامه اى تروريستى بوده است. بنابه گزارش ايمى گودمن، مجرى برنامهء Democracy Now، گويا پدر عمرفاروق در تاريخ ۱۹ نوامبر به سفارت آمريكا در"ابوجا" مراجعه كرده و مقامات آمريكايى را از تفكر افراطى- تروريستى پسرش آگاه نموده است. اما ماموران امنيتى آمريكا نسبت به اين قضيه هيچگونه واكنشى نشان نداده اند!
پس از دستگيرى عبدالمطلب، باراك اوباما در سخنرانى تندوتيزى مسئولان امنيتى كشورش را مقصر دانست و مدعى شد كه كاستى در خبررسانى و كوتاهى در ارزيابى امنيت كشور راه را براى عمليات بمب گذارى نافرجام هفته [باز گذارده است].
اكنون مردم آمريكا كه تا ديروز نميدانستند در نقشهء جغرافياى جهان كشورى هم به نام يمن داريم، رفته رفته با اين نام آشنا ميشوند. يمن فقيرترين كشور عربى است و به قول پاتريك كُبرن، گزارشگر روزنامه اينديپندنت، "يمن، افغانستان دنياى عرب است." اين كشور بيش از دو دهه است كه از بحرانهاى اجتماعى، اقتصادى و سياسى رنج ميبرد. نيمى از مردم آن با درآمدى كمتر از ۲ دلار در روز زندگى ميكنند و زمانيكه اين كشور در جنگ اول خليج فارس از جبههء متحد آمريكا- عربستان عليه صدام حسين حمايت نكرد، عربستان در پاسخ به اين سرپيچى يك ميليون كارگر يمنى را از كشورش بيرون راند. در شمال اين سرزمين شيعيان حوتى و در جنوب آن گروههاى مسلح همواره با دولت مركزى سر جنگ داشته اند. وجود اعضاى القاعده در اين منطقه انكارناپذير است، اما دولت مركزى كه اكنون با تجربهء سالها جنگ داخلى به دولتى فرومانده Failed State بدل شده، بر آن است كه با بزرگ نمايى آن از كمكهاى آمريكا و انگلستان بهره گيرد و ناراضيهاى شمال و جنوب را سركوب كند. از سوى ديگر دست به دامن قدرتهاى بزرگ ميشود تا توان و موقعيتش را در كشور تثبيت نمايد. آشكار است كه دولتهاى امپرياليستى هم هدفهاى خود را دنبال ميكنند و در پى گسترش جبههء «جنگ با ترور» در كشورهاى ديگر خاورميانه و شعله ور كردن هرچه بيشتر آتش جنگ اند.
كوشنده هاى سياسى در يمن و منطقه بر اين باورند كه مردم يمن به كمكهاى اقتصادى و رفاه اجتماعى نياز دارند، نه ارسال نيروهاى نظامى و گشودن منطقهء جديدى براى بازپرورى اسلامگرايى افراطى. آنها ميگويند جوانهاى يمنى از فقر و بيكارى جذب گروههاى افراطى تروريستى ميشوند. حتا پاره اى معتقدند كه واقعهء روز كريسمس در فرودگاه ديترويت بازتاب حملهء ماه گذشتهء آمريكا به پايگاههاى القاعده بود كه در پى آن بيش از ۴۰ زن و كودك بيگناه كشته شدند. گويا دولت اوباما سياست جنگ افروزانه اش در افغانستان و سومالى را اكنون در يمن تكرار ميكند. سياستى كه ادامهء دكترين دولت بوش است و جز به سمت افزايش اسلامگرايى افراطى ره به جايى [نمى برد].
به گفتهء مايكل هورتون، گزارشگر آزاد از صنعا، ;تاريخچهء طولانى جنگ يمن با نيروهاى خارجى به دوران امپراتورى روم برميگردد. اين سرزمين بستر مناسبى براى جنگهاى نامنظم است و اگر آمريكا آنقدر ديوانه است كه به اين جبهه وارد شده، آگاه باشد كه جنگ افغانستان در برابر اين جنگ به مجلس بزمى شبيه خواهد بود.
گفتنى است كه از پى اتفاق روز كريسمس، دولت اوباما شهروندان ۱۴ كشور افغانستان، الجزاير، كوبا، لبنان، ليبى، عراق، ايران، نيجريه، كره شمالى، پاكستان، عربستان سعودى، سومالى، سوريه و يمن را شايسته تنبيه دانست و اعلام كرد كه اين شهروندان هنگام ورود به خاك آمريكا مورد بازرسى شديد بدنى و بررسى كامل قرار خواهند گرفت. كشورهاى كانادا، انگلستان و هلند نيز جداگانه اقدامى مشابه اقدام دولت آمريكا را براى اتباع اين كشورها ناگزير دانستند. (ناگفته نماند كه در پارلمان اروپا گروهى آن را تجاوز به زندگى خصوصى مسافران ميدانند.) در پاسخ به اين برنامهء دولت آمريكا، جامعهء عربهاى مقيم آمريكا و بسيارى از كوشندگان حقوق بشر واكنش دولت حسين باراك اوباما را نمونهء بارز تبعيض نژادى- ملى اين جامعهء مدعى دمكراسى و آزادى ميدانند. نتيجه اى كه از اين بابت به دست ميآيد تحقير و اذيت بيشتر شهروندان جهان هنگام ورود به فرودگاههاى كشورهاى غربى و فشار بيشتر بر مهاجرين و تفتيش آنهاست كه به نوبهء خود تهديدى جدى [عليه] دمكراسى است.
اينهمه زمانى اتفاق ميافتد كه مردم سرفراز ايران با مبارزه ضدخشونت و صلح آميزشان براى رسيدن به خواسته هاى مردمى و دمكراتيك با دليرى هرچه تمامتر موجب شگفتى و تحسين افكار عمومى جهان شده اند. بنابراين بسيار ناعادلانه و نژادپرستانه است كه اينچنين مورد تحقير قوانين كشورهاى غربى قرار گيرند. همهء آنچه غرب از "تروريسم ايران" به عنوان سند دارد، نمونه هاى تروريسم دولتى اى است كه در گذشته رخ داده و به مردم ايران ربطى ندارد. طنز قضيه آن است كه همان نمايندگان دولت ايران بى هيچ مشكلى و با تشريفات رسمى وارد كشورهاى غربى ميشوند و فرزندانشان هم در اين ساحل امن، بيدغدغه به تحصيل و البته تجارت مشغول اند و همهء اين فشارها و تحقيرها به كسانى وارد ميشود كه رييس جمهور آمريكا و مقامهاى كاخ سفيد مدعى «حمايت از مبارزاتشان براى رسيدن به دمكراسى»اند(!) در اينجا لازم است كوشنده هاى ايرانى مقيم غرب اعتراض شديدشان را نسبت به اين عملكرد دولتهاى غربى به گوش نمايندگان و مسئولان برسانند.
نكتهء ديگرى كه بايد به آن اشاره كرد اين است كه اين حادثه و پيامد آن درس بزرگى است براى آندسته از مدعيان سياسى كه براى جنبش كنونى از طريق رسانه هاى غربى شعارهاى نژادپرستانه صادر ميكنند. حقيقت آن است كه سرنوشت مردم ايران، لبنان، فلسطين و همهء كشورهاى جهان سوم به هم گره خورده است و اين گره را نه خمينى زده و نه احمدينژاد، نه حسن نصرالله و نه خالد مشعل، نه انقلاب بهمن و نه حادثهء يازده سپتامبر، بلكه از قرنها پيش، از ابتداى پيدايش امپرياليسم، استعمار براى دستيابى به سود بالاتر و چپاول بيشتر ثروتهاى مردم جهان بر سرنوشت همهء ما زده است. ما با جدا دانستن سرنوشتمان از سرنوشت مردم سرزمينهاى زير ستم و احتمالا عملكردهاى شووينيستى و ضدعرب هيچ اعتبارى نزد اربابان دنيا به دست نميآوريم. اقدام اخير دولت آمريكا و چند كشور دنباله رو آن در مورد شهروندان ۱۴ كشور جهان زنده ترين گواه اين ادعاست.

برگرفته از وبسايت اخبار روز:
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=26369

نشانى وبسايت نويسنده:
'http://www.pedramnia.com