مصاحبه با سه تن از كارگران در اعتصاب غذا از سنديكاى برقكاران مكزيك

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ

۱۶ ژوئن ۲۰۱۰- شهر مكزيكو

كايتانو كابرِرا استِبان (۴۶ ساله با پنج سال سابقهء كار در شركت برق و نيروى مركز) از ۵۲ روز پيش در اعتصاب غذا.
خانم ناتيويداد گابيلا مارتينِز (۲۵ ساله با ۲ سال سابقهء كار در شركت برق و نيروى مركز) از ۴۵ روز پيش در اعتصاب غذا.
روبرتو خيمينز هرناندِز (۴۷ ساله با ۲۸ سال سابقهء كار در شركت برق و نيروى مركز، نمايندهء كارگران در سنديكا) از ۴۵ روز پيش در اعتصاب غذا.

 
اشاره اى به سابقهء اين آكسيون مهم كارگرى مكزيك:
از روز ۱۰ اكتبر ۲۰۰۹ ماه ها گذشته است. تصاوير هزاران پليسى كه تأسيسات شركت برق و نيروى مركزى مكزيك را به اشغال در آورده و كارگران را با شديدترين سركوب ها از اين تأسيسات بيرون انداختند تا آقاى كلدرون، رئيس جمهور وقت آن را به «كميسيون فدرال برق» الحاق كرده، و بعد آن را روانهء بازارهاى خصوصى كند، ديگر از وسائل ارتباط جمعى رخت بر بسته اند. كارگران متشكل در سنديكاى برقكاران مكزيك هر از گاهى دست به يك اقدام اعتراضى مى زنند تا شايد فرمان رياست جمهور باز پس گرفته شود و آنان بتوانند سر كارهايشان برگردند.
در روز ۲۵ آوريل ۲۰۱۰ كارگران عضو سنديكاى برقكاران مكزيك در كنار شيوه هاى ديگر مبارزه، به اعتصاب غذا نيز روى آوردند. در روز چهار شنبه ۱۶ ژوئن فرصتى به دست آمد تا در چادر اعتصابيون، در اردوگاهى كه به همين منظور در مركز شهر مكزيكو برپا شده است، گفت و گوئى با سه تن از اعتصاب غذا كنندگان و دو نفر از تيم پزشكى اى كه آنان را همراهى مى كند داشته باشيم.
از روز آغاز جام جهانى فوتبال، دولت و مطبوعات مكزيك كوشيدند از حربهء «مردم مى خواهند از فوتبال لذت ببرند» استفاده كنند و نيروهاى مختلفى را كه در زوكلو (ميدان اصلى شهر) چادر زده و بست نشسته اند اخراج كنند. دومين كاروان كمك رسانى به روستاى محاصره شدهء سن خوان كوپالا شب قبل از آغاز بازى ها عازم اوآخاكا شده بود (در بارهء اولين كاروان كمك رسانى به سن خوان كوپالا از جمله نگاه كنيد به گزارش منتشره در نشريه خيابان شماره ۷۴ به همين قلم)، ولى سنديكاى كارگران آموزش و پرورش، و سنديكاى برقكاران مكزيك همچنان بخش قابل توجهى از اين ميدان عظيم را در اشغال خود دارند.
در كنار كارگرانى كه در اعتصاب غذا بسر مى برند، صدها كارگر زن و مرد به طور مرتب در اين ميدان حضور دارند و بدين وسيله همبستگى خود را با اعتصاب كنندگان نشان مى دهند.
از هر گوشهء زوكلو چادرهائى كه پرچم سنديكا بر آن نصب است به چشم مى خورد. گروه هاى همبستگى از بسيارى از كشورهاى جهان به ديدار كارگران آمده اند، ولى دولت مكزيك، آن طور كه كارگران مى گويند «كور و كر» است و ظاهراً هيچ چيز برايش اهميت ندارد. تنها با بررسى واكنش نمايندگان آن است كه مى توان به عمق وحشت آنان از وجود اين اعتراضات پى برد.
وقتى به زوكلو رسيدم، برخى كارگران در اعتصاب غذا داشتند مراسم مذهبى عشاى ربانى را بجا مى آوردند، به همين دليل مى بايستى مدتى منتظر مى ماندم تا مراسم تمام شود و به علاوه، انجام مصاحبه تنها از كانال مسئولين كميتهء اعتصاب امكان پذير است و ميبايستى منتظر اجازهء آنان ماند. به هر حال پس از ملاقات با نمايندهء كميته و معرفى خودم، او با گشاده روئى گفت از كارگرانى كه در اعتصاب به سر مى برند خواهد پرسيد كه كدام يك توان و خواست انجام مصاحبه را دارد. بعد با يك همراه وارد چادرى شدم كه اين كارگران در آن بسر مى برند.
ابتدا با خود كارگران اعتصابى گفت و گوئى داشتيم (بخش اول) و بعد فرصتى نيز دست داد تا با دو نفر از تيم پزشكى اى كه آنان را همراهى مى كند صحبتى داشته باشيم (بخش دوم).
* * * * * * * * * *

سؤال: اشكال مختلفى براى مبارزه وجود دارد، چرا شما اعتصاب غذا را برگزيده ايد؟
كايتانو كابرِرا استِبان: اعتصاب غذا شيوه اى از مقاومت مدنى مسالمت آميز است.
روبرتو خيمينز هرناندِز : پس از آن كه ما راه هاى مختلفى را آزمايش كرديم، پس از آن كه كوشيديم با دولت فدرال وارد گفت و گو بشويم، پس از آن كه براى جلب كمك و يارى سازمان هاى ديگرى كه در سطح ملى و بين المللى با اين جنبش اعلام همبستگى كرده اند با آنها تماس گرفتيم، در مقابل بسته شدن راه ها توسط دولت، اين شيوهء مبارزه را همان طورى كه رفيقمان گفت برگزيديم تا دادگاه عالى قانون اساسى را تحت فشار قرار دهيم، بدين منظور كه آنان قانون را دوباره به كار بگيرند و به قانون اساسى مان احترام بگذارند.

سؤال: دولت فدرال هم دولتى است بر پايهء قانون اساسى، آيا شما بين اين دولت (استوار بر قانون اساسى) و قانون اساسى اى كه شما مى خواهيد تضادى مى بينيد؟

روبرتو خيمينز هرناندِز : مسئله از اين قرار است كه اين دولت، وقتى سوگند ياد ميكند، مى گويد كه قانون اساسى را محترم خواهد داشت ولى در واقع اين قانون اساسى را محترم نمى شمارد و قانون كشور را زير پا مى گذارد. او قول داد «رئيس جمهور ايجاد اشتغال» باشد، و به آن عمل نكرد و كارگران زيادى را بيكار كرد. اين امر فقط شامل كارگران برقكار نمى شود. قول داد صلح اجتماعى برقرار كند، ولى دارد سراسر كشور را جنائى مى كند؛ قول داد ماليات ها را افزايش ندهد، ولى ماليات ها دارد افزايش مى يابد؛ قول داد كه بنزين گران نمى شود، ولى بنزين گران شده است. بنا بر اين ما با عمل مان از دادگاه عالى مى خواهيم كه قانون را بر كشور حاكم كند.

سؤال: وقتى اعتصاب تان را شروع مى كرديد چند نفر بوديد؟
ناتيويداد گابيلا مارتينِز: ۹۳ نفر آن را شروع كرديم ، ۱۳ نفر در شهر تولوكا و ۸۰ نفر در پايتخت. و در حال حاضر ۱۶ نفر اين مبارزه را ادامه مى دهيم. ده نفر اين جا و شش نفر در تولوكا.

سؤال: شكل اعتصابتان چگونه است؟ آيا اعتصاب غذا گردشى است و يا اين كه نامحدود؟

ناتيويداد گابيلا مارتينِز: اين جا به شيوهء جايگزينى، اعتصاب غذا نمى كنيم. مبارزهاى كه ما در آن هستيم، بر اساس اعتقاد و تصميم شخصى افراد است. بنا بر اين وقتى اعتصاب غذا را شروع مى كنى، براى مدت نامحدودى است. ما حاضريم اين جا بميريم تا قانون اساسى مان را محترم بشناسند.

سؤال: در اين كشور كه هيچ چيز محترم شناخته نمى شود، شما چطور از جان خودتان مايه مى گذاريد تا حق كار براى شما برسميت شناخته شود؟

كايتانو كابرِرا استِبان: خُب اين شيوه اى ست براى تحت فشار قرار دادن دولت كه اختلاف را حل كند، اين مقاومتى ست مدنى و مسالمت آميز. و ما اميدواريم كه دادگاه عالى قانون اساسى راه حلى پيدا كند، زيرا حق ما در چهارچوب قانون است. انحلال شركت «برق و نيروى مركزى» كاملاًَ غير قانونى بود و رئيس جمهور چشمش را روى تمام قوانين بست. بنا بر اين ما اعتماد مى كنيم كه پاسخ دادگاه عالى قانون اساسى به نفع ما خواهد بود. اميدواريم اين طور باشد. كار آنان كنترل اجراى قانون است و به همين دليل ما اميدواريم كه رأى دادگاه به نفع ما باشد.
ناتيويداد گابيلا مارتينِز: متأسفانه مى دانيم با دولتى ضد كارگرى و ضد سنديكائى روبروئيم. بنا بر اين، دولتى داريم كه كور و كر و لال است و كارى پيش نمى برد. در درجهء اول اين دولت، دولتى ست نامشروع و ما از اين حركت مى كنيم كه از اين دولت هيچ توقعى نداريم. مطالبهء ما از دادگاه قانون اساسى اجراى قانون است، به علاوه مى خواهيم كه كارمان و قرارداد دسته جمعى مان را به ما پس بدهند و سنديكاى برقكاران مكزيك را محترم بشمارند. مبارزهء ما مبارزه اى اجتماعى ست و تنها به برقكاران تعلق ندارد. هر برقكارى كه اين جاست نمايندهء يك مكزيكى ست. وقتى از جاى ديگر به اين جا مى آئى متوجه مى شوى كه آن منظره اى كه كلدرون [رئيس جمهورمكزيك] در خارج جا مى زند درست نيست، وقتى مى گويد كه وضع كشور عالى ست، كه همه به اندازهء كافى غذا براى خوردن داريم و....
نمى دانم كه آيا اعتصاب غذا در درون اين اردوگاه قوى تر است يا بيرون از آن، زيرا نمى دانيم كه آيا رفقاى ما چيزى براى خوردن دارند يا نه. ما حداقل اين جا آب و عسل ميخوريم و ديديم كه توانستيم ۵۳ روز با آب و عسل زنده بمانيم.

سؤال: برخورد وسائل ارتباط همگانى با شما چطور بود؟
روبرتو خيمينز هرناندِز: بلافاصله بعد از صدور فرمان انحلال «برق و نيروى مركزى» (يك عمل نامسئولانه از سوى رئيس جمهور)، از سوى وسائل ارتباط جمعى برنامهاى به رئيس جمهور اختصاص داده شد و طبيعى ست كه «تلويزا» و «تله آزته كا» كه در خدمت قدرتمندان و صاحبان پول هستند اخبار را آنطور كه اتفاق مى افتد پخش نكنند. آن ها خبر انحلال را پخش كردند و مدعى شدند كه ما دزد و تنبل هستيم، گفتند كه ما از مزاياى زيادى برخورداريم چون حقوق مان شش هزار پزو [تقريباً۶۰۰ دلار آمريكائى- م] در ماه است، كه البته واقعيت ندارد و به علاوه اين حقوق دستاورد مبارزات زيادى طى ۹۵ سال حيات و فعاليت سنديكا است. و امروزه پس از سه سال حكومت، اين دولت مى خوهد قوانين و مقررات اين كشور را عوض كند. ما حاضر نيستيم كمر خم كنيم و مصمم ايم اين مبارزه را ادامه دهيم و خواستار آن باشيم كه آنچه را كه نيمه شب از ما ربوده اند، به ما باز گردانند. (زيرا در طى شب نيروهاى ارتش و پليس وارد تأسيسات برق شدند تا آن ها را غارت كنند و به علاوه رفقاى ما را به باد كتك گرفتند تا محل كارشان را ترك كنند.) بنا بر اين وسائل ارتباط همگانى، در پنجاه و سومين روز اعتصاب غذاى ما هيچ خبرى از آن را پخش نمى كنند. براى آنان اخبار مسابقات فوتبال ارزش بيشترى دارد تا آنچه در كشور اتفاق مى افتد. آنان اخبار يك نفر را كه در كوبا اعتصاب مى كند پخش مى كنند و از دولت آن كشور مى خواهند كه مشكلاتش را حل كند، ولى اين جا كه ۹۳ رفيق در اعتصاب غذا بودند، آنان حتى گوشهء چشمى هم به اينجا نينداختند تا ببينند چه خبر است. آنان به خوبى مى دانند چه خبرى ست، ولى نمى خواهند به خواست هاى كارگران برق بپردازند.

سؤال: در سوم اكتبر ۲۰۰۹ نشريهء «پروسه سو» مى نويسد كه آقاى مارتين اسپرزا (دبير اول سنديكا) همراه با نماينده اى از شركت برق و نيروى مركز از وزارت راه و ترابرى خواستار اجازهء استفاده از فيبر نورى به منظور ارائهء خدمات انترنتى، تلفنى و ويدئوئى (تلوزيونى) شدند، آيا از نظر شما اين موضوع ربطى به حمله به برق و نيروى مركزى دارد؟

كايتانو كابرِرا استِبان: سنديكا در همكارى با شركت برق و نيروى مركز بررسى كرد كه ما قادر هستيم از طريق ساختارهاى موجودمان سرويس (كه فيبر نورى ست)، تلفن، صدا، داتا [انترنت] و ويدئو [تلويزيون]، يعنى Tripple Playعرضه كنيم. قرار بود سنديكاى برقكاران مكزيك اين سرويس را كنترل كند و به تمام مدارس مجاناً سيستم انترنتى بدهد. طبيعى ست كه چنين امرى به نفع دولت نيست. بنا بر اين در پس اين فرمان انحلال غيرقانونى شركت برق، موضوع فيبر نورى مطرح است كه آنان مى خواهند به شركت هاى چند مليتى واگذار كنند. به طور مشخص [در هفتهء گذشته] بخش مهمى را به شركت تلويزا واگذار كرده اند.
روبرتو خيمينز هرناندِز: البته دلائل پشت پردهء ديگرى هم وجود دارد. دولت حرف صندوق بين المللى پول را گوش مى كند. صندوق بين المللى پول طى نامه اى از دولت مكزيك خواست كه شركت برق و نيروى مركزى را منحل كرده، خصوصى كند. در مورد كشور ما اين امر نفت و موارد ديگرى را هم شامل مى شود. بنا بر اين، فيبر نورى هم بخشى از اين معامله است كه بدون شك در چهارچوب خواست شركت هاى چند مليتى براى ثروتمندتر كردن ثروتمندان و فقيرتر كردن فقرا مى گنجد.

سؤال: رئيس جمهور كلدرون، شركت منحل شدهء برق و نيروى مركزى را مجاناً به «كميسيون فدرال برق» واگذار مى كند. روزنامهء «آفتاب مكزيك» در شمارهء روز ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹ خبرى منتشر كرد كه بر اساس آن دولت ايالت متحدهء آمريكا رسماً «كميسيون فدرال برق» مكزيك را به داشتن ده ها حساب «سياه» (غير قانونى) و پول شوئى متهم كرده است.
سؤالى كه مطرح است اين است كه چرا رئيس جمهور مكزيك كه شركت «برق و نيروى مركز» را از جمله به اتهام فساد مالى منحل كرده، به يك شركت كه چنين سابقه اى دارد، هديه مى دهد؟

ناتيويداد گابيلا مارتينِز: همان طور كه رفيقمان توضيح داد، همه چيز بر اساس آن است كه به كارشان بيايد. فكر مى كنيد چرا وقتى كالدرون به ايالت متحده مى رود برايش كف مى زنند؟ چون دارد تمام كشور را به آنان  مى بخشد.
روبرتو خيمينز هرناندِز: «كميسيون فدرال برق» دارد در حال حاضر در خدمت اهداف دولت عمل مى كند.
مى خواهم يادآور شوم كه از سال ۱۹۸۵ قراردادى وجود دارد بين سنديكاى برقكاران مكزيك و سنديكاى كميسيون فدرال برق كه طبق آن هر گروهى بايد منطقهء آن ديگرى را برسميت بشناسد. و از اين طريق به كميسيون فدرال برق اجازه نمى دهد كه در منطقهءعمل ما فعاليتى داشته باشد. ولى اين امر جلوى آنان را نمى گيرد و در حال حاضر كه از حمايت كامل دولت فدرال برخوردارند، شركت هاى مختلف را اجير كرده اند. آنان از السالوادر، نيكاراگوئه و نيز نقاطى ديگر از مكزيك به اين جا آمده اند تا كارى را كه ما انجام ميداديم انجام بدهند. آنان ساختار كابل كشى ها و شبكه هاى زير زمينى را نمى شناسند و تعدادى از آنان متأسفانه در سوانح كار جانشان را از دست دادند. در ضمن با تعميراتشان جان مردم را هم به خطر انداختند. براى مثال بسيارى از كابل ها را همينطور از درون چاه ها و لوله هاى زير زمينى در آوردند و از روى درختان و خانه هاى مردم رد كرده اند با اين هدف كه سرويس بدهند. آنان كارگر فنى ندارند. كارگر فنى آن است كه امتحانش را پس داده، ميبينيم كه پس از  ۱۰۶ سال تأسيس شركت ما، امروز پس از هشت ماه از انحلال شركت، هنوز بخش بزرگى از شهر مشكل برق دارد، البته مشكلاتى هم وجود دارد كه مربوطند به كمبود رسيدگى به تأسيسات و كمبودهاى مالى اى كه دولت فدرال آن را در اختيار شركت قرار نداده است.

سؤال: در سال ۱۹۱۴ سنديكاى شما تأسيس شد، يك سال پس از آن دبير اول سنديكا دستگير و محكوم به اعدام شد، آيا از نظر شما بين اين حكم اعدام و هدف دولت در نابودى سنديكاى برقكاران مكزيك در آن سال و شرايط امروزين شما شباهتى وجود دارد؟

روبرتو خيمينز هرناندِز: فكر مى كنم شماره سال ها چيزى را نشان مى دهد: ۱۸۱۰ [جنگ استقلال مكزيك]، بعد ۱۹۱۰ [انقلاب مكزيك]، و امروزه در سال ۲۰۱۰ و اهداف صندوق بين المللى پول كه از آن حرف زديم. آنان مى خواهند از شر سنديكا و جنبش سنديكائى خلاص شوند. آنان مى خواهند سنديكاى ما را نابود كنند و قرارداد دستجمعى مان را. آنها مى خواهند نه فقط مبارزهء سنديكا را بلكه مبارزهء مردم در سراسر كشور را از ميان بردارند. بنا بر اين وجود احكام جلب عليه برخى از رهبران ما، براى ما چيز عجيبى نيست. و براى ما عجيب نيست كه بخواهند همان كارى را انجام بدهند كه مى خواستند با دبير اول آن زمان ما، ارنستو ولاسكو انجام دهند كه دستگير و محكوم به مرگ شده بود. براى مان عجيب نيست زيرا در شرايط مشابهى بسر مى بريم. ما مى گوئيم امروزه فيبر نورى، طلائى ست در حال حاضر مخفى كه توسط سنديكاى ما كشف شده و سنديكا ميخواهد آن را به صورت مجانى در اختيار مردم قرار دهد، ولى قدرتمندان سرمايه ميخواهند از آن سود ببرند. اين امر هم يكى از مطالبات سنديكا را تشكيل مى دهد. ما بعد از آن كه محل كارمان را باز پس گرفتيم، مبارزه را در اين مسير ادامه خواهيم داد. مبارزه خواهيم كرد تا فيبر نورى به تأسيسات برق و نيروى مركز پس داده شود و توسط سنديكاى برقكاران ما اداره شود و در خدمت مردم مكزيك قرار بگيرد.

سؤال: در سال ۱۹۳۳ شما مبارزه اى را براى بدست آوردن يك قرارداد دسته جمعى آغاز كرديد. مطمئناً شما با اين قرارداد توانستيد امتيازاتى را بدست بياوريد كه كارگران ديگر در مكزيك از آن بى بهره اند. امروز ۷۴ سال پس از آغاز اين مبارزه، با يك چرخش قلم و يك فرمان رئيس جمهور تمام اين حقوق از شما گرفته مى شود. آيا شما فكر مى كنيد كه شيوه اى كه براى مبارزه برگزيده ايد، مى تواند پاسخ اين خشونت دولتى را بدهد؟
روبرتو خيمينز هرناندِز: ما مطلقاً معتقديم كه با مبارزه مان كمر اين دولت را خواهيم شكست. ما بر اين اعتقاديم زيرا از همبستگى ملى و بين المللى برخورداريم. و در اين كشور همهء شهروندان، ديگر خسته شده اند. ما مى توانيم فرياد بزنيم: ديگر بس است! ديگر اين همه بى عدالتى كافى ست و امروز خلق مكزيك دارد بلند مى شود. امروزه از هر مبارزهء اجتماعى كه حرف بزنيم؛ كارگران، دهقانان، معلمان، دانشجويان، همه فرياد مى زنند: ما سنديكاى برقكاران مكزيك هستيم! زيرا سنديكاى ما پيشتاز جنبش كارگرى شده است. سنديكاى ما هميشه با جنبش هاى اجتماعى اين كشور همبستگى كرده و امروزه اين پاسخ همبستگى را از تمام سازمان هاى بزرگى كه دارند از اين جنبش حمايت مى كنند در يافت مى كنيم. و به همين دليل معتقديم كه موفق خواهيم شد تا قانون اجرا شود و حقوق كارگران محترم شمرده شود و ما همچنان قرارداد دسته جمعى مان را حفظ كنيم.
كايتانو كابرِرا استِبان: از سال ۱۹۳۳ ما دستاوردهاى زيادى داشتيم، به امتيازات زيادى نائل شديم. احترام به اين دستاوردها هم بخشى از مطالبات ما را تشكيل مى دهد. براى اين دستاوردها رفقاى برقكار ما در گذشته مبارزه كرده اند، بنا بر اين ما هم از زندگيمان مايه مى گذاريم تا اين دستاوردها محترم شمرده شوند. ما اولاً براى پس گرفتن محل كارمان مبارزه مى كنيم و بعد براى آن كه قرارداد دسته جمعى و استقلال سنديكائى محترم شمرده شوند.

سؤال: شما از سال ۱۹۹۹ عليه خصوصى سازى مبارزه مى كنيد. همبستگى سازمان هاى ديگر در اين مبارزه با شما چگونه بوده است؟
ناتيويداد گابيلا مارتينِز: قطعاً همان طور كه سنديكاى ما با مبارزات ديگر همبستگى كرده، ما هم از يارى ديگران برخورداريم. و در مورد اين پرسش كه آيا گمان مى كنيم كه پيروز خواهيم شد، بگويم كه ما به همين دليل اين جا هستيم. ما مطمئن هستيم با كمك تمام سازمان هائى كه هر روزه به اين جا مى آيند (از تو دعوت مى كنيم تا دورى بزنى و ببينى كه مردم با ما چطور همبستگى مى كنند. فقط سازمان ها نيستد كه مى آيند، محلات كامل هستند كه با ما همبستگى مى كنند و در مبارزات مان شركت مى كنند. زيرا مبارزهء ما متعلق به تمام مكزيكى هاست و نه فقط از آنِ برقكاران.

سؤال: آيا از زمانى كه اين جا اردو زده ايد و در اعتصاب غذا هستيد با تحريكات و يا حملاتى روبرو بوده ايد؟
كايتانو كابرِرا استِبان: از روزى كه شروع كرديم با حملات روبروييم. از اين ساختمان روبرويى، كاخ ملى به ما «چيز» پرت كرده اند، سنگ مى اندازند، آشغال پرت ميكنند، حتى يك بار نوعى مشعل به چادرمان پرت كردند و كوشيدند آن را به آتش بكشند، شانس آورديم اتفاق ناگوارى نيفتاد.
روبرتو خيمينز هرناندِز: مستقيماًاز بالاى همين كاخ ملى كه سربازان در آن كشيك مى دهند، به طرف ما چيز پرت كردهاند. تمام كوشش آنان اين است كه ما به دام تحريكاتشان بيفتيم و ما نخواهيم افتاد. مبارزهء ما مقاومتى ست مسالمت آميز، و ما ميخواهيم به همين شكل آن را حفظ كنيم.

از شما بسيار سپاگزاريم، اگر خودتان مى خواهيد چيزى بيفرائيد، بفرمائيد.
روبرتو خيمينز هرناندِز: ما هم از شما به خاطر اين امكانى كه به ما مى دهيد تا بدين شكل حرف مان را بزنيم و از  شرايطى را كه در آن بسر مى بريم بگوئيم، تشكر مى كنيم. و از شما مى خواهيم كه به ما يارى برسانيد. باز هم متشكريم.






مصاحبه با دو تن از پرستاران عضو كميتهء پزشكى كارگران در اعتصاب غذا
از سنديكاى برقكاران مكزيك


كلائوديا ايزابل آرِناس گرررا
(كارگر پرستار مقاومت، عضو سنديكاى برقكاران مكزيك، نه سال سابقهء كار در شركت برق و نيروى مركز)
سالوستيا توررس سوروسكو
(پرستار، فرزند، مادر و همسر اعضاى سنديكاى برقكاران مكزيك، يارى دهندهء داوطلب)

بهرام قديمى
شهر مكزيكو، ۱۶ ژوئن ۲۰۱۰

سؤال: شما از چه زمانى در چادر كمك هاى پزشكى هستيد؟

سالوستيا توررس سوروسكو: از روز اول اعتصاب.

سؤال: آيا شما هيچگونه كنترلى داريد كه رفقائى كه مدعى اند در اعتصاب غذا بسر مى برند، واقعاً اعتصاب غذا مى كنند؟

سالوستيا توررس سوروسكو: معلوم است، حتماً! در ضمن اعتصاب غذا مثل روز روشن است، از دست دادن بيست كيلو كاملاً چشمگير است. رفقا بين ۱۵ تا بيست كيلو وزن كم كرده اند. بنا بر اين، اين جا دروغى در كار نيست. واقعاً دروغى در كار نيست.

سؤال: طبيعى ست كه وقتى شخصى در اعتصاب غذا بسر ببرد، مقاومتش در برابر بيمارى كم مى شود. آيا شما در اين مورد هم كنترلى داريد؟

كلائوديا ايزابل آرِناس گرررا: مى خواهم بگويم كه من كارگر برق و نيروى مركز هستم، و عضو سنديكاى برقكاران مكزيك. من اين رفقا را از زمان آزمايش هاى پزشكى قبل از اعتصاب غذا كه در سنديكا انجام شد، همراهى كرده ام. ما دو هفته همراه با پزشكانى (چه از ادارهء بهداشت و چه پزشكان خود سنديكا) كه كمك مى كردند، همكارى كرديم تا به آنان هم ارزش هاى كلينيكى و هم جواب آزمايشگاه را بدهيم. از ميان حدود دوهزار كارگر، يك گروه انتخاب شد و از ميان آنان نيز يك تصفيهء ديگر صورت گرفت تا آن هشتاد نفرى كه اعتصاب را در اين جا آغاز كردند، انتخاب شوند. حساب اعتصابيون شهر تولوكا از اين عده جداست.
بعد از آن، ما همواره ارزش هاى حياتى بيماران را دو بار در روز اندازه مى گيريم، در هر دو دست ضربان قلب، ضربان تنفس، درجهء حرارتشان، رنگ پوستشان را مى بينيم، حالت كاپيلار آن را، حالت دگراتاسيون، مايع گوششان را و...
توهين به نظر ما مى رسد وقتى برخى، در بعضى نشريات مدعى مى شوند كه به رفقا ويتامين تزريق ميشود، و به مايعات آنان افزوده مى شود. اين موضوع غير منطقى و احمقانه است. كسى كه از پزشكى هيچ سر در نمى آورد، چگونه مى تواند جرئت كند امضا بزند كه پس از بيست روز اعتصاب غذا به كسى مايعات داده شود. ما از همهء افرادى كه ممكن است به اعتصاب رفقا شك داشته باشند دعوت كرده ايم كه به اين اردوگاه بيايند و  ۲۴ ساعته اين جا باشند و مونيتوره كنند. اين ادعا سوء قصد به جان رفقاست.
رفيقى داريم، كايتانو كابرراس كه امروز پنجاه و سومين روز اعتصابش را تكميل مى كند. حدود بيست كيلو وزن كم كرده است. عكسى كه روى كارت شناسائى [اعتصاب كننده] اش است، متعلق به روزى ست كه اعتصاب را آغاز  كرده اند. اين ادعا توهين است.
سالوستيا توررس سوروسكو: شما هم مى توانيد مشاهده كنيد كه چه زمانى دروغ گفته ميشود و چه زمانى راست. اين جا دروغى دركار نيست. بچه ها در اعتصاب غذا هستند. دارند براى شغلشان مبارزه مى كنند، و ما اينجائيم تا كمك شان كنيم. اين جا تنها چيزى كه به اعتصابيون داده مى شود، عسل و آب است و نه هيچ چيز ديگر.

سؤال: و شما چه زمانى به يك اعتصاب كننده پيشنهاد مى كنيد كه به خاطر سلامتى و جانش از اعتصاب غذا دست بكشد؟

كلائوديا ايزابل آرِناس گرررا: كار ما پرستارى ست و ما ياد گرفته ايم سلامتى افراد را حفظ كنيم و جان بيمار را نجات دهيم. ولى بدون شك كسى كه از اعتصاب غذا چيزى شنيده و يا خوانده است، مى داند كه بايد به تصميم اعتصاب كنندگان احترام بگذارد. اگر ما زمانى شاهد درهم شكستن جسمانى كسى باشيم، براى دخالت مى رويم، ولى وقتى شخص آگاهياش را حفظ كرده، به هوش باشد و دخالت ما را رد كند، بايد تصميمش را بپذيريم و وى را به حال خودش بگذاريم.

سؤال: و شما آن را مى پذيريد؟

سالوستيا توررس سوروسكو: آرى. اين جا هيچ كس به زور دست به اعتصاب نزده و هر كس كه مى خواهد برود، مى رود. اين جا ما نمونهء فردى را داريم معتقد و مصمم، از رفيق كايه تانو مى پرسيم چطورى؟ مى گويد «من تا جائى كه طاقت بياورم، مى مانم.» چگونه ممكن است كه نمايندگان مجلس و سناتورهاى مكزيك تقاضاى ويزاى كوبا كرده اند تا به ديدن آقاى فرينيوس بروند كه من به او احترام مى گذارم، ولى ما اين جا يك مكزيكى داريم كه دارد با جانش بازى مى كند و هيچ كس سر بر نمى گرداند به او گوشه چشمى بيندازد. اين خشم آدم را بر مى انگيزد.

سؤال: برخورد وسائل ارتباط همگانى نسبت به شما كه اعتصاب غذا را همراهى مى كنيد چگونه بوده است؟
كلائوديا ايزابل آرِناس گرررا: يك روزنامه نوشته بود كه به اعتصابيون پيتزا و نوشابه داده مى شود. ما واقعاًاز همه دعوت مى كنيم كه به اين جا بيايند و با چشمان خود مشاهده كنند، درهاى اين جا باز است. ما از خبرنگاران دعوت مى كنيم كه به اين جا بيايند، با آنان هيچ كارى نخواهيم داشت، ما جنايتكار نيستيم، كارگريم. من كارگرم و ۹ سال در برق و نيروى مركز كار كرده ام. من كارم را شرافتمندانه انجام داده ام، با جان و دل، با لياقت و كفايت كار كرده ام، هيچ غيبتى نداشتم، حالا مرا به خيابان مى اندازند، چرا؟...

كلائوديا ايزابل آرِناس گرررا:  با وجود تجربه و توان كارى نمى توان ۴۰ سالگى را با سى سالگى مقايسه كرد. ده سالى كه اين جا كار كردم چه شد. اين اخراج توجيهى ندارد. بسيار مهم است كه مورد هر كدام از افراد بررسى شود.
بزودى همين كار را با سنديكاى بيمه هاى اجتماعى خواهند كرد.

سالوستيا توررس سوروسكو: بگذاريد مشكلات روانى را ببينيم. من فرزندى دارم كه دوازده سال سابقه كار دارد. هرگز از كار غيبت نداشته، هرگز دير به سر كارش نرفته، چون كارش را دوست داشت. فكر مى كنم كه عادلانه نيست كه از امروز به فردا او را اخراج كنند. من بايد با او كار مى كردم، نه يك هفته، نه يك ماه، حدود سه ماه تمام به خاطر دپرسيونى كه داشت. اين عادلانه نيست! وقتى قلب كسى براى كار مى زند، بايد برايش مبارزه كند.

كلائوديا ايزابل آرِناس گرررا: همان طورى كه رفيقم مى گويد، اين جا فقط موضوع بر سر آسيب فيزيكى نيست، آسيب اخلاقى هم در كار است، آسيب شديد روانى. آيا ميدانيد زنانى كه به اين جا مى آيند و همسرانشان را مى بينند كه ده كيلو وزن كم كرده اند، چه احساسى دارند؟ آنها از پزشكى چيزى نمى دانند، آن ها همسرانشان را رنگ پريده مى بينند. بچه هاى كوچولوئى كه براى ديدن پدرانشان مى آيند و اين جا گريه سر مى دهند، قلب ما را مى شكنند. ولى ما به قلب مان گوش نمى كنيم و ظاهر را حفظ مى كنيم، لبخند مى زنيم براى اين كه بايد روحيهء آنان را بالا ببريم. [ديگر سالوستيا نمى تواند خودش را كنترل كند و به گريه مى افتد]
مبارزهء سختى ست، مبارزهء مشكلى ست ولى ما تا آخرش همين جا مى مانيم چون به آن اعتقاد داريم و تا آخرين روز اين جا مى مانيم. زيرا رفقا روحيهء ما را هم بالا مى برند. رفيق كايه تانو، از او اسم مى برم چون ۵۳ روز در اعتصاب غذاست و به من مى گويد: «كلائوديا، من تا آن جا كه طاقت بياورم اين جا مى مانم.»  روزنامه نگاران كجا هستند تا ببينند؟ بيايند اينجا وزنش كنند، عكس هاى قبل از اعتصابش را ببينند، ما يادداشت هاى پزشكى روزانه از هركدام از اعتصاب كنندگان داريم. و نه فقط او، بلكه رفقاى ديگرى كه ۴۴ روز است كه در اعتصاب غذا بسر مى برند. من با هر ارگانيسمى كه باشد شرط مى بندم كه بتواند اين كار را انجام دهد. بيايد تظاهر كند، من يكى نمى توانم اين كار كنم.

از شما سپاسگزارم.
كلائوديا ايزابل آرِناس گرررا: ما از شما به خاطر توجه تان سپاسگزاريم.


یادآوری:
این مصاحبه در پنجاه و سومین روز اعتصاب غذای این کارگران انجام پذیرفته ایت. امروز شنبه ۲۶ ژوئن آنان همچنان در اعتصاب غذا بسر می برند و روی مطالباتشان پای می‌فشارند. دفاع از کارگران برق مکزیک، دفاع از سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران است، دفاع از اسد مولودزاده، رضا شهابی، سعید ترابیان، محمود صالحی، کارگران نیشکر هفت تپه و .... و دیگر کارگرانی ست که در ایران برای زندگی بهتر و برای جهان دیگری مبارزه می کنند، جهانی که در آن تمام جهان ها جای خود را داشته باشند.
ما نیز از سوی خود، همگان را به دفاع از مبارزات کارگران مکزیک علیه دولت این کشور و تمامی طرح های نئولیبرالی آن فرامی خوانیم.

Bahram Ghadimi: Entrevista con obreros de SME en huelga de hambre: Caitano Cabreras Esteban, Natividad Gabila Martinéz, Roberto Jeménez Hernández, y las enfermeras del campamento: Claudia Isabel Arenas Guerrera & Salustia Torres Sorosco. Ciudad de México, 16 de Junio del 2010