در هفته گذشته: از ايران و فلسطين تا يونان

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ

۱ـ گزارش عينى از بازداشت فعالان كارگرى و اعضاى كميته هماهنگى براى كمك به ايجاد تشكل هاى كارگرى
چند نفر در ليست نوبت براى صحبت هستند و يكى در حال صحبت كردن. صحبت ها پيرامون دستمزدهاى ناچيز و سطح معيشت فلاكت بار طبقه ى كارگر است، پيرامون قراردادهاى موقت و سفيد امضا، پيرامون اخراج هاى دسته جمعى و پياپى و . . . حدود ٦٠ نفر اعضاى كميته ى هماهنگى براى كمك به ايجاد تشكل هاى كارگرى و چند فعال كارگرى و مهمان در منزلى در حاشيه ى كارگرنشين كرج دور همديگر جمع شده اند تا ضمن برگزارى مجمع ساليانه اين كميته، در مورد مسائل و مشكلات كارگران و راه هاى مبارزه با اين مشكلات با همديگر صحبت كنند و چاره اى بيانديشند. اكثر آنان از محيط كارشان راه افتاده و به اين محل آمده اند و هنوز خستگى كار طاقت فرسا بر تن شان است.
ديگر نزديك ظهر است و همه خسته هستند و قرار است به زودى ناهار بخورند. خانه كوچك است و به همين دليل مجبور شده اند تنگ هم بنشينند و براى اين كه همسايه ها اذيت نشوند آرام صحبت كنند... ناگهان از راهروى آپارتمان صداى هياهو و تيراندازى مى آيد، همسايه ها جيغ مى كشند. صحبت ها قطع شده و مى خواهند بيرون بروند تا ببينند چه اتفاقى افتاده كه ناگهان در شكسته مى شود و افراد مسلح زيادى به داخل خانه هجوم مى آورند، فرياد مى كشند: «همه روى زمين بخوابيد كثافت ها و . . . وگرنه شليك مى كنم»! چند نفرى اعتراض مى كنند كه آخر شما كيستيد و اگر مأموريد پس حكم ورودتان كجاست و در جواب ضربه هاى باتوم و سيلى و لگد و ناسزا دريافت مى كنند. همه را روى زمين مى خوابانند و از پشت به دستهايشان دستبند مى زنند. چه منظره اى! كف خانه از كارگران و فعالان كارگرى فرش شده است و مأموران روى كمرشان راه مى روند و صداى استخوان هاشان به گوش مى رسد. مأموران فرياد مى زنند و ناسزا مى گويند، چند نفر را شديداً مى زنند، سرم را بلند مى كنم تا ببينم چه كسانى را مى زنند، پيرمرد رنجورى را مى بينم به نام رحمان ابراهيم زاده (پدر بهنام ابراهيم زاده) كه زير مشت و لگد جوانى خم شده است، آن طرف تر محمود صالحى است كه دارد كتك مى خورد و لابد چند ضربه هم به كليه اش خورده است، محمد عبدى پور اعتراض مى كند و با اين كه كتك مى خورد همچنان به رفتار وحشيانه ى مأموران اعتراض مى كند، عليرضا عسگرى ايستاده است و زير ضربه ها و دشنام هاى مداوم همچنان به ورود غيرقانونى مأموران اعتراض مى كند، مازيار مهرپور شجاعانه اعتراض مى كند و كتك مى خورد، وفا قادرى با آن جثه ى كوچك مانند كوه ايستاده است و به رفتار مأموران اعتراض مى كند و نگاهش كه مى كنى دل ات قرص مى شود، يك دختر جوان را با سر به ديوار مى كوبند و ... ناگهان ضربه ى باتوم بر سرم مى خورد و صدايى مى آيد كه: «حيوان نفهم مگر با تو نيستم كه سر پايين» و در ادامه چند ضربه ى لگد بر سر و كمرم وارد مى شود. پس از حدود ١۵ دقيقه همه را بلند مى كنند و پاى برهنه و يكى يكى از مقابل دوربينى كه در راهرو در دست يك مأمورى است رد مى كنند. دو پله پايين تر مأمور ديگرى ايستاده است كه وظيفه اش لگد زدن به فردى است كه از مقابلش رد مى شود. لوله ى آب بر اثر تيراندازى مأموران تركيده است و بازداشتى ها بايد از زير آب رد شوند، انگار كسى پشت سرشان آب مى ريزد كه زودتر بازگردند! همسايه ها كه به شدت از سر و صدا و تيراندازى ترسيده اند بيرون آمده اند و مدام مى پرسند كه اينها چه كاره هستند و مأموران به آنها جواب مى دهند كه اينها آدم هايى فاسد و تروريست هستند! ده ها ماشين امنيتى و انتظامى بيرون پارك شده اند و مأموران بيشمارى مقابل خانه قرار دارند و مسلح به انواع سلاح ها، انگار براى جنگ با گردانى نظامى و يا گروه بزرگى از سارقان مسلح آمده اند! همه را با سر هل مى دهند به درون ون ها، چند نفر زمين مى خورند و يكى از پيرمردها را با سر به در ماشين مى كوبند، پيشانى اش پاره مى شود و باز هم خون سرخ است كه فواره مى زند، چند نفر كه نزديك هستند اعتراض مى كنند و با وجود تهديد، جلو مى پرند و پيرمرد غرق در خون را بلند مى كنند و با خود به داخل ماشين مى برند. در هر ماشين تعداد زيادى را وارد مى كنند و همه را روى سر و كول هم قرار مى دهند به نحوى كه حتا نفس هم به سختى مى توان كشيد. هواى داخل ماشين بسيار گرم است و جمعيت فشرده. دست بندهاى پلاستيكى فشار مى آورد و دست ها زخم شده است. ماشين ها راه مى افتند و پس از حدود نيم ساعت به زندان رجايى شهر مى رسند. در حياط همه را روى زمين داغ پياده مى كنند و از آنجا كه كفش به پاى كسى نيست پاى همه مى سوزد. برخى علاوه بر دستبند، پابند هم دارند. همه را به صف مى كنند و گونى كفش ها را جلوى پايشان خالى مى كنند. پس از آنكه كفش ها پوشيده شد همه را به طرف در ورودى هدايت مى كنند. در هنگام عبور چشم همه به جمله اى كه بالاى در ورودى نوشته شده است مى افتد: "سال توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه ايرانى". خنده اى بر لب كارگران و فعالان كارگرى نقش مى بندد و همگى به هم نگاه مى كنند و مى خندند، دست بندها فشار مى آورد و همچنان مى روند در راهروهاى پيچ در پيچ زندان سرمايه. در جايى مى ايستند و چشم بند به چشم هاشان مى زنند. مأمورى فرياد مى زند و ميگويد: «همه رو به ديوار، هر چه در جيب ها داريد خالى كنيد، سرها پايين» و هر كس اندكى سر خود را بالا بياورد يك پس گردنى محكم مى خورد. آنها را در چند سلول تقسيم مى كنند. درون سلولها بين فعالان كارگرى بحث است، روحيه ها همه بالاست و مى گويند: «از كميته و جنبش كارگرى دفاع خواهيم كرد. ما كه كارى نكرده ايم، فقط از حقوق هم طبقه اى هايمان دفاع كرده ايم و تا جان در بدن داريم هم به مبارزه ادامه خواهيم داد»! و انصافاً هم دفاع كردند. همان شب شروع كردند به بازجويى هاى طولانى مدت. تلاش داشتند دستگيرشدگان را به گروه هاى سياسى منتسب كنند، اما در جواب با پاسخ هاى محكم در دفاع از جنبش كارگرى و رسالت و ماهيت كميته ى هماهنگى روبرو شدند. بازجويى اكثر افراد همراه با كتك و توهين هايى زشت و زننده بود. تا فردا عصر وضع همين بود. عصر روز شنبه در سلول ها باز شد و تعدادى اسامى خوانده شد و آن ها را آزاد كردند. اما ٩ نفر هنوز در زندان هستند. يكى از آنها به نام فرامرز فطرت نژاد به شدت مريض است و به دارو و پزشك متخصص نياز فورى دارد. ديگرى به نام ريحانه انصارى مادر دختر نوجوانى است كه پدرش فوت كرده و جز مادر كسى را ندارد تا از او نگهدارى كند. جليل محمدى تنها سرپرست مادر پيرش است و در غياب او معلوم نيست چه بر سر مادرش خواهد آمد. نگرانى از وضعيت فعال كارگرى عليرضا عسگرى بسيار زياد است زيرا بازجويى هاى او همراه با كتك و شكنجه هاى فروان بوده و بازجويان قصد داشته اند اتهام هايى دروغين به او نسبت دهند كه البته با دفاع جانانه او همراه بوده است. از سرنوشت مازيار مهرپور، سعيد مرزبان، سيروس فتحى، ميترا همايونى و مسعود سليم پور نيز هيچ خبرى نيست و خانواده ها و دوستان اين عزيزان به شدت نگران سلامتى آنها هستند.
چند روز پيش اما در جريان اجلاس سالانه ى سازمان جهانى كار، دولت ايران به مناصب جديدى دست يافت و با وجود گزارش ها و اعتراض هاى فعالان كارگرى ايرانى و خارجى در مورد آزار و اذيت كارگران و فعالان كارگرى در ايران و سركوب تشكل هاى كارگرى، اين سازمان بين المللى بنابر ماهيت خود جانب سرمايه دارى را گرفت و تلويحاً مجوز سركوب بيشتر كارگران، فعالان كارگرى و تشكل هاى كارگرى را صادر كرد. منبع: افق روشن
www.ofros.com

۲ـ فوتباليست فلسطينى و سه ماه اعتصاب غذا در زندان اسرائيل
چندى پيش اعتصاب غذاى دو هزار زندانى فلسطينى كه ۲۸ روز ادامه يافت، با موافقت نامه اى كه اسرائيل امضا كرد پايان گرفت، اما به وعده اى كه داده بود عمل نكرد. اين تنها دولت دمكراتيك خاورميانه تعهد كرد كه شرايط زندان ها را بهبود بخشد، به كسانى كه هفت سال است ملاقاتى نداشته اند اجازه ملاقات بدهد، بازداشت هاى ادارى را محدود كند اما در عرض دو هفته ۲۵ زندانى اى را كه آزاد شده بودند دوباره ربوده و زندانى كرد يا بازداشت هاى ادارى شان تمديد شد.

بعضى از زندانيان اعتصاب غذاى خود را پايان ندادند. يكى از اين اعتصابيون محمود السرسك (سارساك)، فوتباليست غزه اى است كه ۹۲ روز در اعتصاب غذا به سر برد. بسيج گسترده اى در كشورهاى مختلف از جمله در فرانسه به حمايت از  وى شكل گرفت. سازمان جهانى فيفا خواستار آزادى او شد و فوتباليست هاى معروفى مانند اريك كانتونا به دفاع از او برخاستند. سرانجام اسرائيل قول داد كه او را در دهم ژوئيه آزاد كند. محمود سارساك اعتصاب غذا را در روز دو شنبه ۱۸ ژوئن ۲۰۱۲ پس از سه ماه پايان داد. محمود سه سال پيش در حالى كه براى شركت در يك مسابقه فوتبال در تيم ملى فلسطين از ايستگاه بازرسى ارتص به ساحل غربى مى رفت بى هيچ اتهامى توسط پليس اسرائيل دستگير شده بود. او را ۳۰ روز بازجويى و شكنجه كرده بودند. اين نوع بازداشت را بازداشت ادارى مى نامند كه نه اتهامى دارد نه محاكمه اى.
بارى، جاى فوتباليست هاى ايرانى در حمايت از او خالى بود.
منبع: سايت انجمن اورو فلسطين
http://www.europalestine.com/spip.php?article7386



۳ـ همراه با چپ يونان، در راه يك اروپاى دموكراتيك!
[درباره مبارزات راديكالى كه دست كم دو سال است در يونان به طور روزمره جريان دارد، منابع بسيارى هست سرشار از انديشه و عمل نوين و ابتكارى. تجربه مبارزات مردم يونان عليه سرمايه دارى از پيشروترين تجارب در عصر كنونى ست. فراخوان زير تنها ناظر به يكى از ابعاد اين مبارزه حاد طبقاتى ست. روشن است كه مبارزه در يونان پژواك مؤثرى در اروپا مى تواند داشته باشد. ت. ح. ۲۳ ژوئن ۲۰۱۲]
ترجمه  بهزاد مالكى
«اين حق مردم يونان است ، كه با رد فرمان هاى ديكته شده و سمومى كه «منجى هايش» تجويز مى كنند، سرنوشت خود را بدست گيرند و همراه با ساير مردم اروپا، آزادانه، در راه همكارى اجتناب ناپذير براى پشت سر گذاشتن بحران اقدام كنند.»
همه ميدانند احزابى كه از سال ۱۹۷۴ تا كنون در يونان در قدرت هستند مسؤليت سنگينى در تداوم بخشيدن به حوادثى دارند كه موجب افتادن يونان به چاله ى كنونى شده است. دموكراسى نوين (دست راستى ها) و پاسوك (سوسياليستها) در حاليكه نهادهاى اروپا نگاه خود را برگردانده بودند، نه تنها فساد مالى و امتيازات را به نفع خود تداوم بخشيدند، بلكه از فوايد آن بانكداران و دلالان را نيز وسيعا بهره مند ساختند. در اين شرايط، حيرت آور است كه ببينيم، رهبران اروپا و صندوق بين المللى پول، زير لواى فضيلت و دقت و سختگيرى در صدند به بهانه خطر سرخ يعنى اتحاد چپ راديكال به رهبرى سيريزا، همين نيروها ى ورشكسته و بى آبرو را دوباره بر سر قدرت آورند. آنان تهديد كرده اند كه در صورت پيروزى چپ راديكال در انتخابات ۱۷ ژوئن و رد «تفاهم نامه ى» ششم مه، شريانهاى حياتى يونان را قطع خواهند كرد. مداخله گرى قدرتمندان اروپا، نه تنها با ابتدايى ترين قواعد دموكراتيك تضاد دارد بلكه نتايج وخيمى براى آينده ى مشترك ما نيز در بر دارد. اين قضيه، دليلى كافى به ما شهروندان اروپايى ميدهد كه اجازه ندهيم اراده مردم يونان خفه شود. وخيم تر از اين، از دو سال پيش تا به حال رهبران اروپاى واحد در پيوند نزديك با صندوق بين الملى پول، به سلب حاكميت ملى مردم يونان كمر بسته اند. آنها با دستاويز بهسازى امور مالى عمومى و نوسازى اقتصاد، سياستهاى سختگيرانه اى را بر يونانيان تحميل كرده اند كه منجر به فلج فعاليتهاى اقتصادى گرديده و اكثريت مردم را به فقر و فاقه كشانده و ويرانى حقوق كار را موجب گشته است.
اين برنامه ى «بازسازى» منطبق بر مدل نئو ليبرالى، دستگاه توليدى را از محتوا خالى ساخته و بيكارى وسيع توده اى را دامن زده است. براى پيش برد اين سياست، اعلام وضعيت استثنايى، نمونه اى است كه ما از جنگ دوم به بعد در اروپاى غربى، سراغ نداريم. بودجه ى دولتى توسط قدرت مثلث (بانك مركزى اروپا، صندوق بين المللى پول، اتحاد اروپا) ديكته ميشود، و پارلمان يونان فقط به ثبت اين دستورالعمل ها بسنده ميكند، قانون اساسى بارها دور زده شده است.
اصل سلب حاكميت ملى با تحقير تمامى كشور همراه شده است و اين امر اگرچه در يونان به بالاترين درجه خود رسيده، ولى منحصر به آن نيست، بلكه تمامى مردم اتحاديه اروپا به هيچ گرفته ميشوند. سختگيرى هاى اقتصادى به دور از هرگونه عقلانيت به آنها ديكته ميشود و يا صندوق بين المللى پول و بانك مركزى اروپا در حمايت از سيستم بانكى به مداخله در امور داخلى آنها مى پردازند و يا حكومت بوروكرات هاى غير انتخابى به آنها تحميل مى گردد.
بارها مردم يونان به مخالفت با سياستهايى پرداخته اند كه به بهانه ى نجات آنها ، كمر به نابودى كشورشان بسته اند. تظاهرات توده اى بى شمار، هفده روز اعتصاب عمومى در دو سال، نا فرمانى مدنى و يا جنبش برآشفتگان در سينتاگما، نشانه هاى بارز مخالفت مردم يونان با سياستهايى است كه بدون در نظر گرفتن آراى آنها اعمال ميشود. به اين صداى نا اميدى و شورش، چه پاسخى داده شده است؟ دو برابر كردن زهر مرگ آور و خشونت پليسى! در اين شرايط نا مشروعيت كامل حكومت است كه انتخابات به عنوان تنها راه جلوگيرى ازانفجار اجتماعى مطرح شده است.
نتايج انتخابات ۶ ماه گذشته، به روشنى نشان داده، كه توده هاى وسيع مردم سياستهاى «قدرت مثلث» را رد كرده اند. امكان پيروزى چپ راديكال در انتخابات ۱۷ ژوئن، تبليغات دامنه دارى را در داخل كشور و  در  سطح اروپا براى مسموم ساختن و ترساندن افكار عمومى دامن زده است. هدف اين تبليغات كنار گذاشتن سيريزا به عنوان مخاطبى مورد اعتماد است. استفاده از همه ى ابزارها براى پايين آوردن او مجاز شناخته شده است، با «افراطى» ناميدن او و هم عرض قرار دادن چپ راديكال  با نئونازى هاى (صبح طلايى) تمام پليدى ها به او نسبت داده شده است: تقلب و دو گانگى بيان،عدم مسؤوليت و طرح مطالبات كودكانه. اگر به اين تبليغات كينه ورزانه كه با تحقيرهاى نژادى در مورد مردم يونان همراه شده، باور كنيم، بايد بپذيريم كه سيريزا آزادى و اقتصاد جهان و ساختمان اروپاى واحد را به خطر انداخته است. در نتيجه مسؤليت توامان مردم يونان ورهبران ما جلوگيرى از پيروزى او ست. با تهديد اخراج از منطقه ى يورو وساير شانتاژهاى اقتصادى سعى شده آراى مردم يونان را تحريف و دستكارى كنند. گروههاى مسلط اروپايى از طريق گزينش «استراتژى شوك» سعى دارند كه آراى مردم يونان را به نفع خودشان برگردانند و چنين وانمود سازند كه منافع ما را هم تامين مى كنند.
ما امضا كنندگان زير در مقابل چنين سلب حاكميتى از مردم يك كشور اروپايى، كه انتخابات به عنوان آخرين گزينش به آنها ارايه شده، ساكت نمى نشينيم. بايستى فورا تهديد به اخراج از منطقه ى يورو و سياست انگشت نماساختن سيريزا قطع شود.  «اين حق مردم يونان است ، كه با رد فرمان هاى ديكته شده و سمومى كه «منجى هايش» تجويز مى كنند، سرنوشت خود را بدست گيرند و همراه با ساير مردم اروپا، آزادانه، در راه همكارى اجتناب ناپذير براى پشت سر گذاشتن بحران اقدام كنند.»                                                                                           
ما به نوبه ى خود تاكيد ميكنيم: زمان آن فرا رسيده است كه اروپا پيام ششم ماه مى در آتن را بشنود. زمان آن رسيده است كه سياست به خاك سياه نشاندن جامعه ى يونان و قرار دادن آن تحت قيموميت، به منظور نجات بانكها رها شود.
بايد به انحرافى كه ساختمان سياسى و اقتصادى اروپا دچار آن گشته و آن را به سمت خودكشى كشانده، به فوريت پايان داد؛ انحرافى كه حاكميت را در دست مشتى متخصص قرار داده و كارگزاران مالى را به نهادهاى پر قدرتى بدل ساخته است. ما خواهان اروپايى هستيم، كه حاصل اراده ى شهروندان آن و در خدمت منافع آنان باشد.
ما مانند نيروهاى دموكراتيكى كه در يونان سربلند كرده اند، خواستار اروپاى نوينى هستيم و براى آن مبارزه ميكنيم چرا كه اروپا متعلق به مردمان آن است. در هر كشور اروپايى، دو نيروى سياسى و اخلاقى با ماهيتى متضاد در حال نبرد هستند: اروپايى كه خواستار سلب حاكميت مردم به نفع بانكدارها ست، و اروپايى كه حق زندگى شرافتمندانه را براى همه به رسميت شناخته و وسايل جمعى براى تحقق آن را در اختيار آنان قرار ميدهد. آنچه را كه ما به همراه مبارزان و رهبران جنبش چپ يونان مى خواهيم، ناپديد شدن اروپا نيست، بلكه بازسازى آن است. اين ليبراليسم افراطى است،كه ناسيوناليسم وراست افراطى را رشد ميدهد. نجات دهندگان واقعى ايده ى اروپا، طرفداران گشايش و شركت همه ى شهروندان در ساختمان اروپا هستند. آنان مدافعان اروپايى هستند كه حاكميت مردم را نقض نكرده، بلكه آنرا گسترش داده وهمه را در آن سهيم مى سازد.
آرى، آتن آينده ى دموكراسى در اروپا ست و دعوا بر سر خود اروپا ست. طنز تاريخ در آنست كه يونان فقير شده و انگشت نما در خط اول مبارزه براى آينده ى مشترك ما ست.
به آنها گوش فرا دهيم! از آنها پشتيبانى ودفاع كنيم!
نخستين امضا كنندگان:  اتى ين باليبار فيلسوف، ويكى اسكومبى رئيس هيات تحريريه  مجله آتن، ميشل واكالوليس فيلسوف و جامعه شناس، آلن باديو فيلسوف، ژاك بيده فيلسوف،
و حدود ۱۵۰ تن از استادان دانشگاه و نويسندگان ديگر چپ در فرانسه و...
منبع: مدياپارت
http://blogs.mediapart.fr/edition/les-invites-de-mediapart/article/080612/avec-la-gauche-grecque-pour-une-europe-democrat
همچنين رك به:
http://peykarandeesh.org/free/674-yoonan.html
http://peykarandeesh.org/movements/604-daryunan.html