به ياد پوران از دوستی در آمريکا

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ



احساس خوشبختی ميکنم از اينکه او را ميشناختم. دوستی بيست و چهار سالهء من با او و تراب در اولين سفر من به پاريس درسال ١٩٨٣ شروع شد و طی سفرهای بعدی در خلال اين سالها عمق گرفت. او انسانی پراز صفا و مهربان بود که قلبش برای ستمديدگان جهان چه در ايران، چه در فلسطين، عراق، افغانستان يا مکزيک می تپيد.

شرح روحيهء مبارز و پرسشگر او در شکستن هرگونه سد و راه بست در راه عدالت جوئی از نوجوانی، شرکت کردن در مبارزات انقلابی برعليه رژيم های پهلوی و جمهوری اسلامی، و تلاش و کوشش های او در دوران تبعيد در مبارزات دموکراتيک و به ويژه مبارزات زنان از قلم خود او و رفقا و يارانش به تفصيل آمده است.

در مقام دوسـتی، پوران قلبی بزرگ داشت و روحی سخاوتمند و مملو از صميميت و وفاداری. ْآنانکه چون من در طول زندگی با اين انسان بزرگ ْآشنا شدند و چون من افتخار دوستی نزديک و صميمی با او به ايشان دست داد ميدانند که مهر و دوستی او همچون نسيم بهاران نوازشگر بود و داشتن دوستی چون پوران همانند داشتن پشتيبانی چون کوه بود . اخيراًًً″ روی پلاکی که ديواری را مزين کرده بود اين جمله را که به زبان انگليسی نوشته بود خواندم: "بهترُين دوست خواهری است که سرنوشت فراموش کرد نصيبم کند". اين جمله مرا به ياد پوران عزيز انداخت که در باب دوستی براستی چون خواهری مهربان بود. شناختن پوران همان و دوست داشتنش همان.

کارنامهء زندگيش را که در رٍٍثای او در مجلس يادبود ش در حضور دوستداران و رفقايش قرائت شده بود خواندم که الحق درخور و شايستهء اين زن مبارز و کمونيست ميباشد. اين کارنامه چون کتيبه ای ست از آنچه يک انسان بشردوست ميتواند باشد. دريافتم آنچه من از او ميشناختم که مرا شُيفتهء انسانيتش ساخته است تنها گوشه ايست از يک زندگی خٌطير و پر خطر و وارسته که هر لحظه اش در راه مقاومت و مبارزه عليه تبعيض، ظلم و ستم چه از نوع طبقاتی، ملی، يا جنسی در راه، برای، ويا در کنار ستمکشان و در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و حتی سازمانی گذشته است.

پوران هميشه به هم رزم بودن درکنار رفقای سازمانی اَش می باليد چه در دورهء مجاهدين اوليه چه ’بخش منشعب‘ و چه پيکار. ولی وسعت نظر و انسانيت او در قالب تنها يک گروه و سازمان نمی گنجد. همچنانکه زندگی او شهادت ميدهد چه در دوران زندگی درون سازمان انقلابيش در ايران، در ظفار و يا در فلسطين و چه در دوران تبعيد، در واقع او متعلق به مبارزهء بشريت در راه رهائی از ستم و استثمار ميباشد.

پويائی فکری پوران نکتهء قابل ذکر و تحسين ديگری است که تنها از يک فرد مبارز و انقلابی اصيل انتظار ميرود، که هيچ نوع ستمی را برنمی تافت، از زندگی اجتماعی، سياسی، و سازمانی تجربه می اندوخت، هيچ دگمی را نمی پذيرفت و آنرا زير سؤال ميبرد و هر خطائی را برميشمرد. لذا او با اين پويائی هراسی از سنت شکنی و بدور افکندن آنچه که کهنه و نادرست و نارساست و متعلق بگذشته نداشت.

از او بخاطر دارم که در همين چند سال پيش عليرغم رنج بردن از درد زانو برای تشکيل و برپائی يک سمينار برای جنبش زنان جانانه و صميمانه ميکوشيد و با شادمانی از برگزاری موفقيت آميز آن که بخشاً به اهتمام پوران صورت گرفته بود تعريف ميکرد.

پوران اکنون به تاريخ پر افتخار مبارزه عليه جور و ستم و استثمار و استبداد در کشورمان و همينطور در سطح جهان پيوسته است. آنچه پرتو زندگی درخشان اين زن مبارز و انترناسيونالُيست فرا روی همرزمان، رفقا و دوستدارانش مينهد آنست که چون او ميبايد زُيست که زندگی را دوست ميداشت و هر لحظهء آنرا در راه آنچه که انسـانيست و نويد رهائی از استبداد و استثمار و ستم ميدهد خستگی ناپذير و با آخرين نيرو ميگذراند.

مايهء مباهات است که يک چنين فردی در تاريخ مبارزات مردمی مرز و بوم ما زيسته.
پرتو زندگی او روشنائی بخش زندگی همهء کسانی است که او را ميشناختند (در هر سطحی).