"زندیقان هنوز یا قتل عام میشوند، یا فراری اند، یا مجبور به ریاکاری"‏
‏(الجاحظ،، نویسندهء بزرگ عرب در قرن دوم هجری، کتاب الحیوان، جلد نهم ص 432)‏

برای آنکه رابطه ی "شناخت مبنی بر حکمت" *( شناخت فلسفی و غیر دینی) را با قدرت سیاسی و دینی در ‏تاریخ عرب و اسلام بهتر درک کنیم باید به اختصار، مفهوم «زَندَقَه» و "زِندیق" را شرح دهیم: زندقه چیست؟ ‏
تاریخ نگاران و کسانی که درباره زندقه و هَرطَقهَ ‏Hérésie، و دیگر اتهامات مشابه نظیرکفر و بدعت و ‏غیره تحقیق کرده اند جنبش ها و جریانها ی روشنفکری گوناگونی را زیر عنوان زندقه طبقه بندی نموده اند. ابهام ‏و نامشخص بودنِ اصطلاح زندقه عمدی ست.

(گفتاری به مناسبت تشدید اختناق و سانسور در ایران)‏

سانسور(‏Censure‏) را فرهنگ معین چنین معنا میکند: "تفتیش و مراقبت در مطالب کتب، جراید، فیلمها و ‏نمایشنامه ها بوسیله دولت و حذف مطالبی  که ضد منافع دولت است" که این معنای خاص و رایج آن است.‏
و فرهنگ فرانسوی روبر (‏Robert‏)‏‎ ‎‏ چنین توضیح میدهد: در قدیم به معنی کیفر دادن به مرتکبین گناهان ‏مذهبی و در معانی بعدی آن از جمله میخوانیم: ‏


قطعنامه مشترک روز جهانی کارگر
‏  تشکل های کارگری ایران

اول ماه مه روز همبستگی بین المللی طبقه کارگر و روز اعتراض جهانی کارگران به فقر و فلاکت و نابرابری است. ‏در این روز میلیونها کارگر در سراسر جهان دست از کار می کشند، خیابانها را به تسخیر خود در می آورند  و با ‏اعلام خشم و انزجار از مصائب بی شماری که نظام سرمایه داری بر بشریت تحمیل کرده است،  رهائی از ستم و ‏استثمار و بر پائی دنیائی بهتر را فریاد میزنند.‏
 

فراموش نمی کنیم که در اعتراض به ضدانقلاب فرهنگی رژیم جمهوری اسلامی که دانشگاه ها ‏را بسته بود و برخی از اصلاح طلبان امروز که برای «جنبش دانشجویی؟» اشک می ریزند، آن روزها ‏به تصفیه دانشگاهیان و دانشجویان مشغول بودند و از «اپوزیسیون» هم کمتر فریاد اعتراض قاطعی ‏برمی خاست، دانشجویان انقلابی و کمونیست این جنایت را علیه دانشگاه و سرنوشت کشور محکوم ‏کردند. این مقاومتی بود جسورانه و بحق علیه خفه کردن دانشگاهها و برای بازگشایی آنها. حزب الله ‏صف تظاهرات را که سازمان پیکار در راه آزادی طبقهء کارگر برپا کرده بود با پرتاب نارنجک به خون ‏کشید. پیشنهاد می کنیم به آرشیو نشریهء سازمان پیکار روی همین سایت مراجعه فرمایید: ضمیمهء ‏شماره 51، شماره 52 و ضمیمهء آن و نیز شمارهء 53.‏

به حكومت تزاری

امسال، 1896 حكومت تزاری دو بیانیه خطاب به عموم دربارۀ مبارزات كارگران ‏علیه صاحبان كارخانه، منتشر ساخته است. در دیگر كشورها از این نوع بیانیه ها ‏فراوان منتشر می شود و حكومت آنها جریانات درون كارخانه ها را از مردم ‏پنهان نمی دارد و مطبوعات آزادانه خبرهای مربوط به اعتصابات را منتشر می ‏سازند. اما حكومت روسیه به شدت از آفت تبلیغات دربارۀ حوادث و اتفاقات درون ‏كارخانه می ترسد و از انتشار اخبار مربوط به اعتصابات در مطبوعات جلوگیری ‏به عمل می آورد. دولت بازرسان كارخانه ها را از انتشار گزارشات خود دربارۀ ‏اعتصابات منع كرده است و حتی نمی گذارد دعواهای مربوط به اعتصابات در ‏دادگاههای مربوطه مطرحشود  بطوری كه خلاصه

امروز سی ام فروردین، یک سال از فاجعه قتل عام 15 انسان زحمتکش در ‏معدن باب نیزو کرمان می گذرد. شرح این فاجعه نشان می دهد که کارگر با ‏فروش نیروی کارش، همواره سلامت و حتّا جانش نیز در خطر است، از اینرو ‏میتوان گفت نیروی کار ارزش مندترین و گران قیمت ترین کالایی است که به ‏ارزان ترین بها به فروش می رسد.‏
برای به یاد آوردن این فاجعه با تمام ابعاد آن، مجموعه ای از اخبار و گزارشات و ‏مقالات و مصاحبه ها را همان طوری که جمع آوری شده اند، تقدیم میکنم بدون ‏این که فرصت تنظیم کردن آنها را داشته باشم، باشد که با گرامی داشت آن ‏انسانها فراموش نکنیم که نظام سرمایه برچه دریای عظیمی از خون انسانها ‏استواراست.                   -
‏سیامک                                                                ‏      



۲۵ سپتامبر ۲۰۰۷

در آرش ۱۰۰ بخشى به سازمان هاى چپ اختصاص يافته است تحت عنوان "مرورى بر سازمان هاى چپ در تبعيد" (ص ۴۲۴ تا ۴۴۶). در اين ميان كمتر از يك ستون هم در ص ۴۳۹ گزارشى دربارهء سازمان پيكار نقل شده است (برگرفته از سايت انديشه و پيكار http://www.peykarandeesh.org/peykarIndex.html) . آرش مى خواست پس از گزارشى كه خود تهيه مى كند، من به طور خلاصه بگويم كه پس از سال ۱۳۶۰ پيكار چه شد. من متن زير را براى آرش فرستاده بودم ولى به دستشان نرسيده بود. اينك پس از انتشار در شمارهء ۱۰۱ آن را در اينجا مى آوريم:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سازمان پيكار در راه آزادى طبقهء كارگر ظرف تشكيلاتى جريانى سياسى، انتقادى و راديكال بود كه از نقد نهضت آزادى به سازمان مجاهدين خلق و بعد با نقد آن به مجاهدين م. ل. و سپس با نقد آن به سازمان پيكار رسيد. پيكار طى قريب سه سال فعاليت خود، عليه رژيم جمهورى اسلامى و نيز رفرميسم و مواضع سياسى جريان هاى ديگرى كه انحرافى مى دانست به مخالفت برخاست و به دفاع از افكارى پرداخت كه خوشايند رژيم و بسيارى ديگر نبود. اما ضربات مهلكى كه رژيم جمهورى اسلامى از سال ۱۳۶۰ بر پيكر اپوزيسيون انقلابى وارد آورد و پيكار از نخستين آماج هاى آن بود، در كنار نقاط ضعفش ، باعث شد كه صدها تن از عناصر فعال آن (حدود ۶۰۰ تن) كشته شدند و صدها تن نيز به زندان افتادند تا پس از سالها با جسم و جان آسيب ديده آزاد شوند. چنان كه بسيارى از فعالين آن نيز كه شناخته شده و آواره بودند ناگزير خود را به تبعيدگاهى دور يا نزديك رساندند.
چنين بود كه از اوايل سال ۱۳۶۱ به بعد، سازمان پيكار خاموش شد، ضايعه اى كه بحث دربارهء علل درونى و بيرونى آن اينجا نيست و در جاى ديگر بدان خواهيم پرداخت.
آنچه مايلم بر آن تأكيد كنم اين است كه:
اولاً از مبارزان پيشين پيكار كه جان به در بردند و تعهد خود نسبت به مبارزهء كمونيستى را رها نكردند، هيچ كس معتقد نبوده كه مى شود با دور هم جمع شدنِ چند نفر ادعاى برپايى مجدد يك سازمان را داشت، زيرا اين از حد اقل صداقت انقلابى و كمونيستى به دور است؛
دوم اينكه فرجام سازمان پيكار قضا و قدر نبوده است و جريان امور مى توانست به نحو ديگرى باشد. بنا بر اين، جاى بررسى و تعيين مسؤوليت ها و درس گيرى وجود دارد؛
سوم اينكه امروز جاى يك سازمان پيكاربا پويايى، صداقت و راديكاليسم اش كه مناسب تحولات ايران و جهان نيز تغيير و تكامل يافته باشد هم اكنون خالى ست. گمان مى كنم راديكاليسمى كه امروز در طرد طبقاتى و ايدئولوژيك رژيم در جامعهء ايران رو به گسترش است و توجه بيشترى كه به تئورى سوسياليسم و بحران راههاى برون رفت از سرمايه دارى ابراز مى گردد، همچنين اهميتى كه به نقش كارگران و زحمتكشان داده مى شود از راديكاليسم جنبش در گذشته كه دستاوردش متعلق به گروه خاصى نيست، نيرو مى گيرد. از همين جا ست كه "انديشه و پيكار" خود را ادامهء آن سنت انتقادى و تكامل آن مى داند و بخشى از فعاليت خود را به انتشاراينترنتى سرگذشت و آرشيو سازمان پيكاراختصاص داده است.
آن دسته از مردم كه راديكاليسم يعنى، به گفتهء ماركس، "دست بردن به ريشه ها" را هدف دارند مانند فولاد، بنا بر يك اصل علمى، سرگذشت حرارتى خود را حفظ مى كنند.

زیر مجموعه ها