ارديبهشت ۱۳۸۹. تهران به سختى نفس ميكشد. حتا هواى بامدادى نيز كمترين تازگى و طراوتى ندارد. ريه ها پندارى در انبانى از قير تمناى اكسيژن ميكنند. اين فقط آبزيان خليج مكزيك نيستند كه قربانى سودجوئى سيريناپذير بريتيش پتروليوم (BP) شده اند. از هيروشيما تا چرنوويل، از قطب شمال تا حلبچه و... هر كجاى ديگر كه سرمايه دارى چنگ و دندان خود را براى حل بحران اضافه توليد و ساير منجلاب هايش به اندام انسان و طبيعت كشيده، صلح و محيط زيست و حيات انسانى را به مخاطره افكنده است. خرسها و پنگوئن هاى قطبى مانند مردم شهر من تهران مرعوب آلوده گى و گرمايش طاقت فرسائى شدهاند كه تنها مسبب آن سرمايه داريست. سرمايه دارى كمر به قتل انسان و طبيعت بسته است و در نهايت بربريت بدويترين حق حيات (تنفس) را نيز به رگبار دود و سود بيشتر بسته است. اين ديگر پيش بينى فلان رمال يا جنگير نيست. اگر تا يكى دو دهه ى ديگر سوسياليسم بر جهان حاكم نشود، دور نيست كه توحش سرمايه دارى تنها زيستگاه انسان را به ورطه ى نابودى كامل بكشد.


زمانى كه من عضو «انجمن اسلامى دانشجويان» بودم*
(و ملاحظاتى در بارهء جايگاه طبقاتى و تاريخى آن)


انجمن اسلامى دانشجويان حلقه اى كوچك، هرچند چشمگير و فعال، از حركتى بود كه بر بستر تحولات سياسى و اجتماعى، از مشروطه به بعد شروع شده بود با اين هدف كه دين و علم را با يكديگر آشتى دهد، يعنى چطور مى شود هم مسلمان معتقد بود و هم از پيشرفت علمى و صنعتى و اجتماعى و سياسى عقب نماند؟
باز هم دربارهء كتاب «تاريخ مردمى ايالات متحده»
مصاحبهء دانيل مرمه با هوارد زين
تنظيم و ترجمهء تراب حق شناس
هوارد زين مورخ، استاد دانشگاه، نويسنده و نمايشنامه نويس آمريكايى و مبارز ضد تبعيض نژادى، ضد جنگ ويتنام و ضد جنگ در عراق در ۲۷ ژانويه ۲۰۱۰ درگذشت. «تاريخ مردمى ايالات متحده» اثر برجستهء اوست كه تاريخ را نه از ديد فاتحان و استثمارگران، بلكه از ديد مردم عادى و زحمتكش كه اكثريت جامعه را تشكيل مى دهند نگاشته است: 
Howard Zinn, Une histoire populaire des Etat-Unis, de ۱۴۹۲ à nos jours
تاريخ مردمى ايالات متحده از ۱۴۹۲ تا امروز، ترجمهء فرانسوى، انتشارات آگون، مارسى  ۲۰۰۲
اين مصاحبه براى بار دوم در تاريخ ۱۱ فوريه ۲۰۱۰ از راديو فرانس انتر پخش شده است.

كالا سازى در عصر اطلاعات
حق مالكيت بر دانايى، دولت و اينترنت

نوشتهء دكتر كريستوفر مى Christopher May
در اكتوئل ماركس شمارهء ۳۴ (سپتامبر ۲۰۰۳)
ترجمهء بهروز فراهانى

"اغلب فراموش مى شود كه قانون در واقع، سياست منجمد شده است". اريكسون ۱۹۹۸

فشردگى زمان و مكان كه شاخص جهانى شدن است غالباً همچون پيشقراول دگرگونى اقتصاد سياسى جهانى و كاهش اهميت دولت به مثابهء يك بازيگر سياسى مؤثر در نظر گرفته مى شود. تكنولوژى هاى اطلاعات و ارتباطات (ICT’s) همچون كاتاليزورهاى كليدى اين دگرگونى ها شناخته مى شوند.
«ميهنى درهم شكسته، ميهنى شكاف برداشته،
پدرم در حال مرگ، مادرم درحال مرگ،
ميهنى كه مى لرزد، ميهنى چنين مهربان،
ميهنى چنين سرسخت و استوار،
ميهنى چنين تلخ، ميهنى چنين خونبار...»
(ترانهء نوازنده اى نابينا در كوچه اى در پورتوپرنس، ژانويه ۲۰۱۰)

همبستگى و احساس همدردى با تعيين مرزهاى جغرافيايى! ياد زلزلهء بم هنوز هم قلبمان را به درد ميآورد، به خصوص اگر يك خانواده چهار نفره مدفون گشته زير آوارها را ميشناختيم. حال اگر با اين افراد آشنائى نداشتيم، اگر بم نيز مانند بخشى از بلوچستان، آذربايجان، كردستان يا ديگر مناطق ايران قديم براى خود مستقل شده بود يا به كشورى ديگر تعلق داشت باز هم  شاهد غليان دردآور احساساتمان ميتوانستيم باشيم؟
آقای علیرضا ثقفی خراسانی در مقاله ای زیر عنوان «به بهانۀ تعیین حداقل دستمزد در سال 89» ‏‏(نوشته شده در بیست و پنجم اسفند 1388) می کوشد نشان دهد که برخلاف نظر مسئولان دولتی یا ‏مدیران بخش خصوصی که می گويند «با بالا رفتن حداقل دستمزد، تورم افزایش یافته و یا بیکاری ‏گسترش می‌یابد»، افزایش مزدها حتی به میزان 300 هزار تومان در ماه به هر کارگر باعث افزایش ‏ناچیزی در نرخ تورم می شود (چیزی حدود 1.6 تا 2.5 درصد) و نتیجه می گیرد که «تورم اصلی ‏ارتباطی با اضافه دستمزد کارگران ندارد بلکه باید ریشه‌های آن را در جای دیگر یافت». (تأکید بر ‏کلمات از من است. س. ش.)‏
من در این نوشته نشان خواهم داد که نه تنها تورم اصلی بلکه تورم به طور کلی هیچ ارتباطی با ‏افزایش مزد ندارد.

در اين زمان سرگشتگي، فرضية كمونيستي هم‎‎چنان يك ايدة آينده است كه با وجود انحرافهايش در ‏قرن بيستم هنوز از اعتبار نيفتاده است. ارزش اخلاقي متناسب با آن چيست؟

زمان كنوني در كشوري مثل كشور ما، از تقريباً سي سال پيش به اين طرف، زمان سرگشتگي است؛ منظورم ‏زماني است كه به جوانان خود، به ويژه جوانان برخاسته از تودة مردم، هيچ اصلي براي جهت دادن به زندگي عرضه ‏نمي كند.‏
اين سرگشته سازي دقيقاً عبارت از چيست؟

"زندیقان هنوز یا قتل عام میشوند، یا فراری اند، یا مجبور به ریاکاری"‏
‏(الجاحظ،، نویسندهء بزرگ عرب در قرن دوم هجری، کتاب الحیوان، جلد نهم ص 432)‏

برای آنکه رابطه ی "شناخت مبنی بر حکمت" *( شناخت فلسفی و غیر دینی) را با قدرت سیاسی و دینی در ‏تاریخ عرب و اسلام بهتر درک کنیم باید به اختصار، مفهوم «زَندَقَه» و "زِندیق" را شرح دهیم: زندقه چیست؟ ‏
تاریخ نگاران و کسانی که درباره زندقه و هَرطَقهَ ‏Hérésie، و دیگر اتهامات مشابه نظیرکفر و بدعت و ‏غیره تحقیق کرده اند جنبش ها و جریانها ی روشنفکری گوناگونی را زیر عنوان زندقه طبقه بندی نموده اند. ابهام ‏و نامشخص بودنِ اصطلاح زندقه عمدی ست.

(گفتاری به مناسبت تشدید اختناق و سانسور در ایران)‏

سانسور(‏Censure‏) را فرهنگ معین چنین معنا میکند: "تفتیش و مراقبت در مطالب کتب، جراید، فیلمها و ‏نمایشنامه ها بوسیله دولت و حذف مطالبی  که ضد منافع دولت است" که این معنای خاص و رایج آن است.‏
و فرهنگ فرانسوی روبر (‏Robert‏)‏‎ ‎‏ چنین توضیح میدهد: در قدیم به معنی کیفر دادن به مرتکبین گناهان ‏مذهبی و در معانی بعدی آن از جمله میخوانیم: ‏

زیر مجموعه ها