گزارش مراسم رونمایی از کتاب تراب حق شناس «از فیضیه تا پیکار...»

نویسنده: جمع اندیشه و پیکار يكشنبه ، ۵ بهمن ۱۳۹۹؛ ۲۴ ژانویه ۲۰۲۱

در تاریخ ۲۳ ژانویه ۲۰۲۱ برنامۀ رونمایی از کتاب خاطرات تراب حق‌شناس به‌نام «از فیضیه تا پیکار...» در گورستان پرلاشز پاریس، بر مزار پوران بازرگان و خود رفیق تراب برگزار شد . بیش از ۳۰ نفر علیرغم هوای بارانی و سرما و با وجود تمام محذوریت‌های مربوط به بیماری کورونا در این مراسم شرکت جستند و جا دارد همین جا از آنها کمال سپاس و تشکر را به عمل آوریم.
در فاصلۀ گردهم‌آمدن رفقا و دوستان، سرودهایی انقلابی از آمریکای لاتین و همین‌طور سرود شهیدان از کارهای قدیمی گروه هنری سازمان پیکار پخش شد و سپس در آغاز مراسم رفیق علی از اندیشه و پیکار به همه خیرمقدم گفته و برنامۀ مراسم را اعلام نمود.
سپس رفیق حبیب متنی مقدماتی را برای حضار قرائت کرد.

به منظور ارائه کردن یک طرح کلی از مضمون کتاب، بخشی از یکی از نوارهای تدارکاتی مربوط به نگارشِ اثر با صدای خود تراب پخش شد. این بخش نوار که حدود ۱۴ دقیقه طول می‌کشد در سال ۲۰۰۰ ضبط شده بود و شمایی از فهرست کتاب را شامل می‌شود.
طنین صدای رفیق تراب و نزدیکی آن از ورای پنج سالی که از مرگ او می گذرد برای همه تأثرانگیز بود.
پس از پایان نوار، رفیق احمد در تجلیل از جایگاه قضیه فلسطین نزد رفیق تراب، شعر زیبای «بر این سرزمین چیزی هست که شایستۀ زیستن است» اثر محمود درویش را که تراب سال‌ها پیش ترجمه کرده بود برای رفقا خواند.

سپس رفیق ابراهیم آوخ، دوست و یار قدیمی تراب از شوریدگی او و روحیهٔ سرکشی سخن گفت که از قدم‌گذاردن به راه زحمتکشان تردیدی نکرد، از فرد پیشکسوتی که به بسیاری از دوستان و رفقای خود قدم‌های آتی مبارزه را نشان می‌داد.
بالاخره نوبت به رفیق شهاب رسید که بر نوع برخورد رفیق تراب با رفقای جوان‌تری که راه مبارزه را برمی‌گزینند تأکید داشت؛ به روحیهٔ باز و علاقه‌مند تراب اشاره کرد که چطور نسبت به نیرو‌های تازه‌نفسی که امروز قدم به میدان مبارزه می‌گذارند توجه و علاقه نشان داده و با آغوش باز از آنها استقبال می‌کرد، که چگونه تردیدهای خود را در میان می‌گذاشت و همواره خواهان همفکری و تبادل با آنها بود. او خود را از آنان و آنان را ادامه‌دهندگان این راه خطیر می‌دانست.

در پایان همه رفقا سرود انترناسیونال را به یاد همه شهدای جنبش کمونیستی سردادند.

این مراسم به‌طور کامل از فیسبوک پخش شده و قابل دیدن است:
https://www.facebook.com/sazman.peykar

۲۳ ژانویه ۲۰۲۱
جمع اندیشه و پیکار

 

منتشر شد

نویسنده: اندیشه و پیــکار يكشنبه ، ۵ بهمن ۱۳۹۹؛ ۲۴ ژانویه ۲۰۲۱

از فیضیه تا پیکار...

خاطرات و نوشته‌های تراب حق‌شناس

۸۵۶ صفحه
جلد: سخت
قطع: خشتی
قیمت:
۳۰ یورو یا معادل آن

برای تهیه کتاب می‌توانید‌ از طریق سایت اندیشه و پیکار اقدام کنید.

آدرس کتاب فروشیهای عمومی متعاقبا اعلام خواهد شد

آدرس سایت اندیشه و پیکار: http://peykar.org/tous.html

قسمت اول: یک بیانیه… برای زندگی

نویسنده: ارتش زاپاتیستی آزادیبخش ملی، ترجمه: اندیشه و پیکار شنبه ، ۱۳ دی ۱۳۹۹؛ ۰۲ ژانویه ۲۰۲۱

210101-EZLN-Declaracion_conjunto_de_la_Europea_de_abajo-EZLN.jpgبیانیه مشترک بخشی از اروپای از پایین با 

ارتش زاپاتیستی آزادیبخش ملی

اول ژانویۀ سال ۲۰۲۱
خطاب به خلق‌های جهان:
خطاب به افرادی که در پنج قاره مبارزه می‌کنند:

خواهران / برادران و رفقا:
طی ماه‌های گذشته از طرق مختلف رابطه‌ای را ماها بین خودمان بوجود آورده‌ایم. ما زن هستیم، لزبین، هم‌جنسگرای‌مرد، دوجنسگرا، تراجنسیتی، تراوستی (دگرجنسیت‌نما)، ترانسکسوئل (دو جنسیتی)، انترجنسیتی (میان‌جنسیتی)، کوییر (دگرجنسیتی) و غیر از آن، افراد، گروه‌ها، جمع‌ها، انجمن‌ها، سازمان‌ها، جنبش‌های اجتماعی، خلق‌های بومی، انجمن‌های محلات، همبودهای روستایی و لیستِ بلندی که هویت ما را می‌سازد.

ادامه مطلب...

شرح‌حال شهدای سازمان پیکار-​ بخش نهم

نویسنده: جمع تنظيم و انتشار آرشيو سازمان پيكار در راه آزادى طبقۀ كارگر پنجشنبه ، ۶ آذر ۱۳۹۹؛ ۲۶ نوامبر ۲۰۲۰

به خانواده‌های به‌خاک‌افتادگان، دوستان و رفقا:

مجموعۀ اول

مجموعۀ دوم

مجموعۀ سوم

مجموعۀ چهارم

مجموعۀ پنجم

مجموعۀ ششم

مجموعۀهفتم

مجموعۀهشتم

شرح‌حال شهدای سازمان پیکار-​ بخش نهم

 401.بهرام کامیاب

رفیق بهرام کامیاب یکی از فعالین سازمان پیکاربود. او در اواخر سال ۱۳۶۲ در زندان عادل‌آباد شیراز اعدام شد. متأسفانه از این رفیق تاکنون اطلاعات بیشتری به دست نیاورده‌ایم.

402.اصغر کاویانی
رفیق اصغر کاویانی ازهواداران تشکیلاتی سازمان پیکار در خرمشهر بود که سال ۱۳۶۰ به همراه رفیق شهید سیاوش بلوریان در ماهشهر دستگیر و پس از انتقال به اهواز در همان سال در زندان کارونِ همین شهر، هر دو تیرباران شدند. متأسفانه از این رفیق تاکنون اطلاعات بیشتری به دست نیاورده‌ایم.

ادامه مطلب...

ارتش زاپاتیستی آزادیبخش ملی

نویسنده: ترجمه: مینا سرگردان - بهرام قدیمی جمعه ، ۱۲ دی ۱۳۹۹؛ ۰۱ ژانویه ۲۰۲۱

 

قسمت چهارم: خاطره آنچه در پیش است

مكزیك
اکتبر ۲۰۲۰

۳۵ سال پیش است.

آنتونیوی پیر به شعله‌های آتشی چشم می‌دوزد که در برابر باران مقاومت می‌کند. در زیر چتری از کاه که از آن باران سرازیر است، لاپیچی را که با سیگارپیچ پیچانده است با نیم‌سوزی، می‌گیراند. آتش دوام‌می‌آورد؛ هر از گاهی با پنهان شدن در زیر کنده‌ها. باد به او کمک می‌کند و با دَم خود شاخه‌هایی را که از خشم سرخ شده‌اند شعله‌ور می‌کند.

در اردوگاهی به نام "واتاپیل" [نوعی نخل که از برگ‌های آن برای پوشاندن سقف آلاچیق‌ها استفاده می‌کنند. -مترجم]، در «سیررا کروز دِ پلاتا» که در میان بازوان مرطوب رودخانه‌های خاتاته و پِرلاس سر به آسمان بلند می‌کند. سال ۱۹۸۵نزدیک‌می‌شود و ماه اکتبر با طوفانی به پیشواز گروه می‌رود که طریق آن آینده‌شان را پیشگویی می‌کند. درخت "بادام بلند" (آن طور که بعدها در زبان شورشیان نامیده خواهد شد) مهربانانه در پای خود به این یک تعداد کوچک، بسیار کوچک و ناچیز زن و مرد نگاه می‌کند. چهره‌های نحیف، پوست‌های پژمرده، چشمان براق (شاید از تب، سرسختی، ترس، هذیان، گرسنگی، کم‌خوابی)، لباس‌های قهوه‌ای رنگ و سیاه پاره‌پوره، پوتین‌های بدترکیب به خاطر پیچک‌هایی که با آن سعی کرده‌اند تخت‌شان را سرجایشان نگه دارند.

ادامه مطلب...

شرح‌حال شهدای سازمان پیکار-​ بخش دهم

نویسنده: جمع تنظيم و انتشار آرشيو سازمان پيكار در راه آزادى طبقۀ كارگر جمعه ، ۲۸ آذر ۱۳۹۹؛ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰

به خانواده‌های به‌خاک‌افتادگان، دوستان و رفقا:

مجموعۀ اول

مجموعۀ دوم

مجموعۀ سوم

مجموعۀ چهارم

مجموعۀ پنجم

مجموعۀ ششم

مجموعۀهفتم

مجموعۀهشتم

مجموعۀ نهم

شرح‌حال شهدای سازمان پیکار-​ بخش دهم

 

۴۵۱. آزاده مشين‌چی
رفیق آزاده مشین‌چی اهل مشهد و دانشجو بود. او از فعالین تشکیلات سازمان پیکار بود که در بهمن ۱۳۶۱ در مشهد تيرباران شد. متأسفانه از این رفیق تاکنون اطلاعات بیشتری به دست نیاورده‌ایم.

 

۴۵۲. محمدرضا مصطفوی
رفيق محمدرضا مصطفوی سال ۱۳۳۵ در سبزوار به دنيا آمد. موهای روشن و چشم‌های سبزی داشت. او معلم و از مسٸولين چاپخانۀ تشكيلات سازمان پیکار در مشهد و عضو کمیتۀ خراسان بود. مدت كوتاهی از ازدواجش نمی‌گذشت که همراه همسرش بازداشت شد و هم‌زمان با آنها برخی از رفقای تشكيلات مشهد، اعضای کمیتۀ خراسان و از جمله یکی از طراحان هنری سازمان در یک تعقیب و مراقبت پیچیده در زمستان ۱۳۶۰ دستگیر شدند. محمدرضا در زندان به شدت شكنجه شد و مقاومتی جانانه از خود نشان داد، حتی مصاحبه‌های مسٸولين دستگیر‌شدۀ سازمان در او تأثیری نداشت. رفیق در ۲۸ فروردین ۱۳۶۱ همراه چهار رفیق پیکارگر دیگر تیرباران شد. درست بعد از اعدام، فرزندش متولد می‌شود.

ادامه مطلب...

ارتش زاپاتیستی آزادیبخش ملی

نویسنده: مترجم مینا سرگردان يكشنبه ، ۲۵ آبان ۱۳۹۹؛ ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰

اطلاعیه پنجم ارتش زاپاتیستی آزادیبخش ملی در مورد سفر زاپاتیست‌ها به اروپا

قسمت پنجم: نگاه و فاصله از دروازه
اکتبر ۲۰۲۰
فرض کنیم که انتخابی ممکن باشد، مثلا انتخاب نگاه. فرض کنیم که شما خودتان می‌توانید برای یک لحظه هم که شده از سلطۀ شبکه‌های اجتماعی رها شوید، سلطه‌ای که نه تنها به شما تحمیل می‌کند چه باید دید و دربارۀ چه باید سخن گفت، بلکه همچنین چگونه باید دید و چگونه باید گفت... پس فرض کنیم که شما نگاهتان را بلند می‌کنید: فرای آن چه بلافاصله می‌شود دید و به سوی مسائل محلی، منطقه‌ای، ملی و جهانی. می‌بینید؟ درست‌ است، همه چیز بی‌نظم و پرهرج‌و‌مرج است .

فعالیت مبارزه (3)

نویسنده: نثار‌ پنجشنبه ، ۱۵ آبان ۱۳۹۹؛ ۰۵ نوامبر ۲۰۲۰

  • یاد آر آبان احمر را
    روایت اول:-آبان-۹۸_2.jpg
    به نعره می‌گوید: سلمیة! این واژه شعارِ کوتاهی بود که در تمامی اعتراضات پراکندۀ اتوبانِ ده کیلومتری منطقۀ عرب‌نشینِ کوت‌عبدالله تا اسلام‌آباد سرداده می‌شد. "همه چیز در صلح".حرف این است: "ما دیگر نمی‌توانیم این همه فشار اقتصادی و فقر را تحمل کنیم" معترضان، راه ورودی و خروجیِ مسیرِ آبادان و ماهشهر را می‌بندند و به مردمان رهگذری که سوار بر ماشین، قصد گذشتن از جاده را دارند، به زبان عربی و فارسی می‌گویند: "ما ماشین نداریم، بنزین دغدغۀ ما نیست اما، به‌خاطر شما و همه اعتراض می‌کنیم، اگر جاده را می‌بندیم برای این است که بتوانیم مخالفت‌مان را نشان دهیم. در‌حالی‌که با سه انگشتش عدد سه را نشان می‌دهد رو به جمعیت فریاد می‌زند: "اهوازی با غیرت خاموش کن، ماشینت را خاموش کن، بنزین سه برابری، کی باورش می‌شه!" جمعیت با او این شعار را تکرار می‌کند. خاموش کن... و خاموش می‌کنند. [می‌گوید: شعار خاصی نبود، حرف ما معلوم بود، نان و عدالت، ما حرف نمی‌زنیم، می‌جنگیم توی خیابان و..، دیگه نمی‌خوایم مظلوم باشیم]
    ادامه مطلب...

ارتش زاپاتیستی آزادیبخش ملی

نویسنده: ارتش زاپاتیستی آزادیبخش ملی، ترجمه بهرام قدیمی يكشنبه ، ۴ آبان ۱۳۹۹؛ ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

قسمت ششم: کوهی در دریایبیکران

اطلاعیۀ كمیتۀ مخفی انقلابىِ بومیان - فرماندهىِ مركزىِ ارتشِ زاپاتیستىِ آزادیبخش ملی

2-9-1001192283_t-shirt-ezln-zapatistes.pngمكزیك

۵ اکتبر ۲۰۲۰

خطاب به کنگره ملی بومی- شورای بومی دولت:

به [اعضای] ششمین [بیانیه از جنگل لاکندونا] در سطح کشوری و بینالمللی:

به شبکههای مقاومت و شورشگری:

به افراد صادقی که در تمام گوشه و کنار جهان مقاومت میکنند:

خواهران، برادران، خواهربرادران:

رفقای زن، رفقای مرد، رفقای زنمرد:

ما خلقهای نخستین، مایا تبار و زاپاتیست به شما درود میفرستیم و از آنچه بر اندیشۀ جمعی ما میگذرد، از آنچه میبینیم، میشنویم و احساس میکنیم با شما حرف میزنیم.

اول- ما جهانی را میبینیم و از آن میشنویم که در زندگی اجتماعیاش بیمار است. قطعهقطعه شده بین میلیونها انسان بیگانه شده از خود، درگیر ادامهحیات فردی خویش، اما متحد زیر سرکوب سیستمی که حاضر به هر کاری است تا عطش سود آوری خویش را برطرف کند، با وجود آنکه روشن است مسیری که طی میکند به سوی نابودی کرﮤ زمین است.

ادامه مطلب...

فعالیت مبارزه (۲)

نویسنده: سامان احمدزاده جمعه ، ۱۸ مهر ۱۳۹۹؛ ۰۹ اکتبر ۲۰۲۰

  • فعالیت مبارزه (۲)
    بیا در بحر دریاشو رها کن این من و ما را
    که تا دریا نگردی تو ندانی عین دریا را
  • بحران اقتصادی‌ای که از سال‌های ۲۰۰۸ ــ ۲۰۰۷ کم و بیش همۀ جهان را در برگرفته با شروع بحران کرونا تسریع و تشدید شده و امروز در میانۀ مسیری هستیم که یقیناً رو به حدت‌یابی‌ست. بحران کرونا به‌طرز بی‌سابقه‌ای منجر به از میان رفتن جان صدها هزار نفر و بیکاری میلیون‌ها تن شده و این روند ادامه خواهد داشت. سرمایه مثل همیشه با سرشکن کردن بحران بر زندگی زحمت‌کشان ماهیت استثماری خود را هر چه آشکارتر کرده و نشان می‌دهد که تا چه حد می تواند خانمانسوز باشد. ادامه مطلب...

فراخوان "ساچمه های تبعیدی"

نویسنده: "ساچمه های تبعیدی" يكشنبه ، ۸ تیر ۱۳۹۹؛ ۲۸ ژوئن ۲۰۲۰

Sachmeh-ha.png

 

چندی پیش جمعی از رفقا، فراخوانی جهت سندیت بخشیدن به یکی دیگر از جنایات رژیم جمهوری اسلامی منتشر کردند. این جنایت در اولین سالگرد یورش به دانشگاه که "انقلاب فرهنگی" نامیده شد به وقوع پیوست. رژیم با پرتاب دو نارنجک به صف تظاهرات دانشجویان و دانش‌آموزان سازمان پیکار بیش از صد نفر را مجروح کرده و سه رفيق را به شهادت‌رساند.​
جمع ما با استقبال از این فراخوان و آرزوی موفقیت برای آن، به‌نوبۀ خود به بازنشر این فراخوان اقدام میکند.
جمع اندیشه و پیکار

 

فراخوان "ساچمه های تبعیدی"

در روز دوشنبه ٣١ فروردین ١٣٦٠ در تظاهرات اعتراضی سازماندهی شده توسط دانشجویان و دانش آموزان سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر (دال دال) در نخستین سالگرد سرکوب و خفقان ناشی از انقلاب فرهنگی رژیم، آذر مهرعلیان ۱۷ ساله، مژگان رضوانیان ۱۶ ساله و ایرج ترابی ۲۲ ساله در اثر پرتاب دو نارنجک دستی مملو از ساچمه‌های ساخت آلمان توسط چماقداران حزب‌اللهی رژیم جان خویش را از دست دادند. در این تهاجم ۱۹۰ نفر زخمی شدند و تعدادی از بازماندگان آن روز مجبور به تبعید گشته و ساچمه‌هایی که هنوز در بدن آنها جا خوش کرده است، به یار ناخواسته ابدی آنها تبدیل شد.

ادامه مطلب...

بهاران خجسته باد!

نویسنده: سندیکای کارگران.نیشکر هفت تپه پنجشنبه ، ۲۹ اسفند ۱۳۹۸؛ ۱۹ مارس ۲۰۲۰

-تپه.jpgفرا رسیدن بهار سال ۱۳۹۹ بر شما مبارک باد


 نان_کار_آزادی
 شادی_رفاه_آبادی
 نابود باد استثمار و کار مزدی

سال ۱۳۹۸ را در شرایطی پشت سر می گذاریم که به مانند سال های قبل تر پر بود از فاجعه، از استثمار، از فقر فزاینده، از کشتار ، از اختناق و سرکوب،از زندان و شکنجه، از قرار داد های سفید، از پرداخت نشدن دستمزد های چندین برابر زیر خط فقر، از توهین و تحقیر و... ادامه مطلب...

گزارشی از «دومین همایش بین‌المللی زنانی که پیکار می‌کنند»

نویسنده: فلیسیتاس ترویه يكشنبه ، ۱۸ اسفند ۱۳۹۸؛ ۰۸ مارس ۲۰۲۰

mujeres-zapatistas.jpegارائه شده در گرد‌همایی «زنان جهان را تغییر می دهند»‌
سوم ماه مارس ۲۰۲۰
فرانکفورت
برگزارکننده: «گروه آمارا - زنان کُرد» و «زنان مدافع روژوا»  (فرانکفورت)

-  -  -  -  -  -  -  - 
در روزهای ۲۷ تا ۲۹ دسامبر ۲۰۱۹ در یکی از مناطق زاپاتیستی، «دومین همایش بین‌المللی زنانی که پیکار میکنند» برگزار شد. همانطور که می‌دانیم زاپاتیستها در ایالت چیاپاس [در مکزیک] مناطقی را تحت کنترل دارند که به شیوهای کاملاً خودمختار سازماندهی می‌شود و در آن هیچگونه دخالت دولت را نمیپذیرند؛ بنابراین زاپاتیستها مسئولیت ادارۀ امور را در این منطقه خود به‌دست گرفته‌اند، چه در زمیتۀ امنیت، آموزش، بهداشت، عدالت و چه تولید و غیره. آنها از مدتی پیش حتی پروژه‌هایی را که سازمان‌های غیر دولتی  NGOها راه انداخته و مدیریت می‌کنند هم نمی‌پذیرند.

ادامه مطلب...

توطئه‌ای جدید علیه خلق فلسطین!

نویسنده: سامان احمدزاده چهارشنبه ، ۹ بهمن ۱۳۹۸؛ ۲۹ ژانویه ۲۰۲۰

Palestine-2020.jpg٢٩ ژانویه ۲۰۲۰

بار دیگر پرده بالا رفت و از پس آن نقشهٔ فجیع آمریکا و اسرائیل آشکار شد. دیروز بیست و هشتم ژانویه ۲۰٢٠ ترامپ بالاخره پس از سه سال "طرح قرن" خویش را اعلام کرد. این طرح در عمل و در نهایت چیزی از سرنوشت شوم خلق فلسطین عوض نخواهد کرد. هر بار می‌اندیشیم که دیگر به عمق فاجعه رسیده‌ایم؛ مگر از سیاهی بالاتر هم رنگی هست؟ این بار ترامپ و نتانیاهو دست به دست هم دادند تا تاریک‌تر از سیاهی را ابداع کنند. آنها این بار حتی جهت تشریفات هم که شده از نمایندگان رسمی فلسطین دعوتی به عمل نیاوردند؛ مگر برای از میان بردن یک خلق نظرشان را جویا می‌شوند؟ بماند که به‌هر‌حال از میان نمایندگان فلسطین هیچ‌یک هرگز تن به چنین خفتی نمی‌داد.

ادامه مطلب...

"فعالیت مبارزه"

نویسنده: نثار چهارشنبه ، ۲۵ دی ۱۳۹۸؛ ۱۵ ژانویه ۲۰۲۰

متنی که از یک رفیق در ایران به دست ما رسیده:images.jpeg

لحظاتی چشم هایم را می بندم.
بوی دود و بوق ماشین ها با فریاد تظاهرکنندگان در می آمیزد، صدای اگزوزِ موتورهای یگانِ ویژه، خشم مردم را عمیق تر کرده است...وقتی با کوچک ترین حمله ی آنان "هو" می شوند.
 
چشم هایم را می بندم و فریادِ زنان و مردان
میدان آزادی تهران، چون خون در رگ هایم جاری می شود. شور می شود و عشق.
برای لحظاتی چشم هایتان را ببندید و تصور کنید؛ که حضور پررنگ شما چه ترسی بر دل آن ها می اندازد.
ادامه مطلب...

تکفیر مؤمنان (در پاسخ به آذرخش)

نویسنده: حبیب ساعی پنجشنبه ، ۱۱ مهر ۱۳۹۸؛ ۰۳ اکتبر ۲۰۱۹

​​_خلقی_1934_سالمون_نیکریتین_اصلی_اصلی_copy.jpg

تکفیر مؤمنان

(در پاسخ به آذرخش)

"ما هرگز کاملاً با زمان حالِ‌مان معاصر نیستیم؛ تاریخ با چهرۀ پوشیده پیش‌می‌رود؛ در هر پرده با نقاب پردۀ قبل وارد می‌شود و ما هیچ چیز از نمایش‌نامه به یاد نمی‌آوریم؛ هر بار که پرده بالا می‌رود، باید نخ‌ها را دوباره به‌هم گِرِه زد. یقیناً خطا از تاریخ نیست بلکه از نگاه ماست که به حافظه و تصاویر فراگرفته‌شده آغشته است. ما وقتی می‌خواهیم به زمانِ حال نظر کنیم، گذشته‌‌‌‌ای را می‌بینیم که روی آن مُنَقَّش‌شده؛ حتی اگر این حال، یک انقلاب باشد."

"انقلاب در انقلاب؟" رژیس دُبْرِه

ادامه مطلب...

به مناسبت سالروز اعدام رفیق شهید محمد تقی شهرام

نویسنده: اندیشه و پیکار دوشنبه ، ۲۴ تیر ۱۳۹۸؛ ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۹

Taghi_Shahram.jpgاندیشه و پیکار به مناسبت سالروز اعدام رفیق شهید محمد تقی شهرام (۲ مرداد ۱۳۵۹ برابر با ۲۴ ژوئیه ۱۹۸۰)، با باز نشر دو روایت از فرار قهرمانانهء او، رفیق امیر حسین احمدیان و رفیق حسین عزتی کمره‌ای از زندان ساری همراه با برخی اسناد و مطالب دیگر یاد پر افتخار این رفیق را گرامی می‌دارد.
ژوئیه ۲۰۱۹

ادامه مطلب...

به یاد صمد و به مناسبت سالروز تولد او...

نویسنده: - يكشنبه ، ۲ تیر ۱۳۹۸؛ ۲۳ ژوئن ۲۰۱۹

منتشر شد:

به یاد صمد و به مناسبت سالروز تولد او...

ماهی سیاه کوچولو

اثر صمد بهرنگی

 

انتشارات یونانی کورسال در همکاری با  اندیشه و پیکار برای نخستین بار کتاب ماهی سیاه کوچولو را به صورت دو زبانه ( فارسی و یونانی) منتشر کرده‌اند.

بهاء: معادل هشت یورو به علاوه مخارج پست

 

ادامه مطلب...

​ساعی چگونه «مناسک حج اول ماه مه» را بجا آورده است؟

نویسنده: بهروز فرهیخته پنجشنبه ، ۹ خرداد ۱۳۹۸؛ ۳۰ مه ۲۰۱۹


در روزهای گذشته در نقد مقاله‌ای از رفیق‌مان حبیب ساعی ( "مناسک حج اول مه...") در سایت اندیشه و پیکار، دو متن انتقادی در سایت آذرخش منتشر شده است. جمع اندیشه و پیکار از این برخورد استقبال کرده، آنها را عیناً منتشر می‌کند  تا خوانندگان بتوانند در یک جا به خود مقاله و نقد آن دسترسی یابند. به امید آنکه درک مباحث مطروحه سهل تر گردد.


(اندیشه و پیکار)

​ساعی چگونه «مناسک حج اول ماه مه» را بجا آورده است؟!
ریشه های نظری و سیاسی مواضع ساعی
بهروز فرهیخته
خرداد ۱٣٩۸

حبیب ساعی به بهانۀ اول ماه مه مقاله ای زیر عنوان «مناسک حج اول ماه مه را بجا بیاوریم! (قُربةً إلى البرولتاریا(» نوشته است. او ابتدا مقدماتی سئوال برانگیز طرح می کند و سپس با طرح این مقدمات وارد بحث اصلی خود می شود. این بحث اصلی ارائۀ برخی مباحث تئوریک است، که آنها را پایۀ مواضع خود در برخورد به اول ماه مه قرار داده است. این مواضع نتیجه گیری نهایی این مقاله است. ما نقد این مقاله را به همین طریق دنبال می کنیم و در پایان بررسی خود از این مقاله به عنوانی که او برای مقالۀ خود برگزیده است به عنوان نتیجه گیری نقد، می پردازیم.
ما می کوشیم به ریشه های نظری و سیاسی این برخوردها و موضع گیری ها – براساس توضیحات یا اشارات خود ساعی در نوشته اش – بپردازیم. در ضمن به نظر می رسد که هدف خود او نیز بیشتر بیان دیدگاه هایش دربارۀ جنبش کارگری، تشکل سیاسی و تشکل اقتصادی – اجتماعی طبقۀ کارگر (اصطلاحی که به غلط «تشکل صنفی» طبقۀ کارگر نامیده می شود) و نقد دیدگاه ها و عملکرد جریان هائی است که ساعی با طنز – و بهتر بگوئیم با تحقیر و نفرت –«فعالان، فعالین و فعالون کارگری» می نامد، بوده است. او شرکت یا دعوت به شرکت در تظاهرات اول ماه مه امسال را – که با نیش زبان ایضا آلوده به نفرت، نخوت و تحقیرش «مناسک حج اول ماه مه» نامیده – بهانه ای برای تکرار نقدها و حملاتش به فراخوان های وحدت و تشکل قرار داده است. ساعی به طور خاص به اول ماه مه نمی پردازد ما هم در این نقد این کار را نمی کنیم و تنها یک رشته محورهای نظری و سیاسی مقالۀ ساعی را مورد بررسی  قرار می دهیم. ما بعد از برخورد به مقدمات او به مهم ترین محورهای نظری و سیاسی مقالۀ ساعی که در زیر آنها را برحسب مسایلی که خود ساعی مطرح کرده است عنوان می دهیم و آنها را نقد می کنیم.از دید ما این محورها چنین هستند:

ادامه مطلب...

نفی ضرورت تئوری و تشکیلات و نفی امکان وحدت کارگران: پیام حبیب ساعی در مقالۀ «مناسک حج اول ماه مه ...»

نویسنده: بهزاد مالکی پنجشنبه ، ۹ خرداد ۱۳۹۸؛ ۳۰ مه ۲۰۱۹


در روزهای گذشته در نقد مقاله‌ای از رفیق‌مان حبیب ساعی ( "مناسک حج اول مه...") در سایت اندیشه و پیکار، دو متن انتقادی در سایت آذرخش منتشر شده است. جمع اندیشه و پیکار از این برخورد استقبال کرده، آنها را عیناً منتشر می‌کند  تا خوانندگان بتوانند در یک جا به خود مقاله و نقد آن دسترسی یابند. به امید آنکه درک مباحث مطروحه سهل تر گردد.

(اندیشه و پیکار)

نفی ضرورت تئوری و تشکیلات و نفی امکان وحدت کارگران:
پیام حبیب ساعی در مقالۀ «مناسک حج اول ماه مه ...»

بهزاد مالکی – خرداد ۱۳۹۸

نوشتۀ ساعی («مناسک حج اول ماه مه را بجا بیاوریم!» گذشته از لحنی تحقیرآمیز با چاشنی تنفر و اشتباهات تاریخی که برای ساختن پشتوانه نظراتش بکار گرفته شده دارای دو محور انحرافی است که می توان از ورای آسمان و ریسمان بافی هایش استخراج کرد.

ادامه مطلب...

تنها یک اتفاق ساده

نویسنده: آذرنوش همتی جمعه ، ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۸؛ ۱۰ مه ۲۰۱۹

_ناب_رودچنکو.jpgاز یادداشت‌های یک رفیق:

تنها یک اتفاق ساده*

 ۵ مه  ۲۰۱۹

همشهری سرش را بالا گرفته و نگاهش در ان بالاها خیره مانده است. زاویه نگاهش را دنبال میکنم، به درخت کنار خیابان میرسم که جوانه زده و پرندگان بر شاخه هایش در پروازند. خورشید در لابلای انگشتان شاخه‌ها به رقص مشغول است. تلنگری به همشهری میزنم و می‌گویم: مشتی خیلی دور شدی. همشهری به خودش می‌اید و لبخندی می‌زند. ماجرای دیروز را برایش تعریف می‌کنم که سر کارمان مهمانی کباب براه انداخته بودند. رئیس از یک هفته قبل اعلام کرده بود که روز جمعه بساط منقل و کباب در حیاط شرکت برقرار است.

ادامه مطلب...

مطالب بیشتر...

صفحه 1 از 22